شب ۹ محرم ۱۴۲۷ قمری – ۱۸ بهمن ۱۳۸۴ شمسی – شب تاسوعا

أَعُوذُ ‌بِاللّهِ‌ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیم

بِسمِ‌اللّهِ‌الرَّحمَنِ‌الرَّحِیم

 أَلحَمدُلِلّه وَالصَّلوهُ وَ السَّلامُ عَلی رَسُولِ ‌اللّه وَ عَلی آلِهِ آلِ اللّه لاسِیمَا عَلی بَقیهَ اللّه روحی وَ أَلارواحُ العَالَمِینَ لِتُرابِ مَقدَمِهِ الفَداء وَاللَّعنَهُ الدّائِمَهُ عَلی أَعدَائِهِم أَجمَعین مِنَ الآنِ إلی قِیامِ یومِ الدّین.

 اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم اللّه الرحمن الرحیم ” وَ الْعَصْرِ ٭ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ٭ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوَا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَ تَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ” (عصر/۱-۳) شبِ تاسوعاست، تعلّق کاملی از جهات مختلف به حضرت اباالفضل‌العباس علیه‌السلام دارد، امشب و فردا در مجالس عزاداری که بروید اکثراً روضه حضرت اباالفضل‌العباس علیه‌السلام را می خوانند و به عزاداری در مورد آن حضرت می پردازند. کمتر توجه به این معنا می شود که چه امتیازاتی حضرت عباس، قمر بنی هاشم علیه‌السلام داشته که در همه جا در کنار سیدالشهداء علیه‌السلام قرار گرفته است. {اگر}کربلا مشرف بشوید می بینید قبر مطّهر آن حضرت در کنار حضرت سیدالشهداء علیه‌السلام، در زیارت ها همه جا بعد از زیارت سیدالشهداء علیه‌السلام، زیارت حضرت اباالفضل علیه‌السلام هست، در تولّد آن حضرت ولو اینکه فاصله زیادی از نظر زمانی بین تولد حضرت سیدالشهداء علیه‌السلام و حضرت اباالفضل‌العباس علیه‌السلام بوده ولی طبیعت تاریخ برای ما جوری تنظیم کرده که تولّد حضرت پشت سر تولّد حضرت سیدالشهداء علیه‌السلام است در سوم و چهارم شعبان. با اینکه ایشان پسر فاطمه زهرا سلام‌اللّه‌علیها نیست، مقام عصمتی که ما برای چهارده معصوم علیهم‌السلام عرض کرده ایم، آن مقام را ندارد و با آنکه از اصحاب کساء نیست، در عین حال آن چنان به رشد روحی اش در زیر سایه ی یک کلمه پرداخته که به اینجا رسیده که حسین و اباالفضل علیهما‌السلام ، در روایت دارد که هر چه روز عاشورا بلا بر حسین بن علی علیه‌السلام بیشتر فشار می آورد رنگ سیدالشهداء علیه‌السلام برافروخته تر و خوشحال تر می شد ولی وقتی که حضرت اباالفضل علیه‌السلام شهید شدند، ” بانَ الانکسارُ فِی وجهِ الحُسین “(مقتل ابی مخنف/۸۱-۸۳)، همه متوجه شدند که شکستگی در صورت سیدالشهداء علیه‌السلام پیدا شد و خودش هم وقتی از بالین حضرت اباالفضل علیه‌السلام بلند شد دست ها را به کمر گرفت در مقابل دشمن صدا زد، ” الْانَ إِنْکَسَرَ ظَهْری وَقَلَّتْ حِیلَتی “( مفاتیح الجنان/ص۴۳۵)، الان کمرم شکست، این برای چه بود؟ این عظمت که در چشم سیدالشهداء علیه‌السلام و در چشم همه اصحاب در خصوص حضرت اباالفضل علیه‌السلام بود برای چه بود؟ یک مقدار امشب روی این مسأله فکر کنیم. چون عاشورا و عزاداری سیدالشهداء علیه‌السلام یک دانشگاهی است یا بگوییم یک مدرسه ای است، یک حوزه ای است که باید از این دانشگاه و این مدرسه و این حوزه درس زندگی گرفت. نمی شود انسان با همین مقدار عزاداری، روضه خوانی، چند شعر خواندن و اشک گرفتن- که بهترین کار است و بسیار خوب است- بگذرد و از خودش سؤال نکند که چرا اباالفضل علیه‌السلام این مقام را پیدا کرد؟ فرزندان علی‌بن‌ابیطالب علیه‌السلام باز هم {به غیر از ایشان}بودند، به غیر از اباالفضل علیه‌السلام چهار پسر دیگر هم بود و لذا به حضرت ام البنین، ام البنین گفته‌اند، یعنی مادر پسرها، ولی آنها این عظمت را نداشتند، شاید در کربلا سه امام وجود داشت حضرت باقر، حضرت سجاد و حضرت ابی عبدالله‌الحسین علیهم‌السلام ولی سرپرست همه ی این جمعیتی که در کربلا بود حضرت اباالفضل‌العباس علیه‌السلام بود. چرا باید ما این مقدار در مقابل حضرت اباالفضل علیه‌السلام کرنش کنیم و آن قدر خدای تعالی بخواهد حضرت اباالفضل علیه‌السلام را آقا کند که اگر یک ارمنی، یک مسیحی در سر کوه اللّه اکبر درِگز -وقتی ما مشهد بودیم معروف شد این جریان-، آنجا می گوید یا اباالفضل علیه‌السلام، معجزه وار ماشینش سر گردنه متوقف بشود و مردم تعجب کنند که چرا این در دره نیفتاد. چرا باید حضرت اباالفضل علیه‌السلام باب الحوائج باشد؟ باب الحوائج می دانید یعنی چه؟ یعنی هر کس هر حاجتی دارد، در خانه ی حضرت ابالفضل علیه‌السلام باید برود و بعضی از بزرگان معتقد بودند که اگر انسان وارد کربلا شد اول برود زیارت حضرت اباالفضل علیه‌السلام و از ایشان حوائجش را بخواهد تا ایشان به حضرت سیدالشهداء علیه‌السلام عرضه کند و حاجتش برآورده شود. چرا؟ این چراهایی هست که باید انشاءالله بتوانیم امشب حلّش کنیم. بفهمیم که چرا؟ بدانیم که چرا با اینکه پسر فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها نیست، با اینکه جزء معصومینِ معصوم از جهل نیست، با اینکه در کربلا افرادی بوده اند مثل حضرت علی اکبر علیه‌السلام که هم فرزند امام حسین علیه‌السلام بوده و هم فرزند فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها بوده و هم اولاد پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله بوده اما بحث است که مقام حضرت اباالفضل علیه‌السلام بالاتر است یا مقام علی اکبر علیه‌السلام ؟ البته یک وقتی از من سؤال کردند من گفتم به ما این بحث ها نرسیده که ما کدامیک را فضیلت بدهیم بر دیگری، ولی همین که این سؤال پیش می آید با آنچه که حضرت علی اکبر علیه‌السلام دارد و حضرت اباالفضل علیه‌السلام ندارد، اینقدر مقامش بالا آمده که مورد بحث واقع شده است. بنابراین باید این چرا را ما امشب حلّش کنیم، گریه کردید چه بهتر، گریه نکردید… مهم اینست که این مسأله را باید حلش کنیم- من تقاضایم این است که دوستان موبایل شان را خاموش کنند وقتی وارد این مجلس می شوند- این باید حل بشود، شما می گویید چطور باید حلش کنیم؟ این سوره ای که تلاوت کردم مسأله را حل می کند، ” وَ الْعَصْرِ “(عصر/۱)؛ قسم به تمام فشارهایی که مؤمنین در دوران زندگی شان می کشند! عصر به معنای فشار است. ما الان در زمان غیبت آن چنان در فشاریم که می گوییم و ” ضاقت الارض و منعت السماء …عظم البلاء “، این فشار زیادی است، در وقتی که پیغمبراکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله ظهور کرد، بعثتش انجام شد، مسلمانها خیلی در فشار بودند و اوائل ظهور هم باز مسلمانها خیلی در فشارند، به این فشارها قسم… چون تفسیر شده که ” عصر ” یا اول ظهور اسلام منظور است یا زمان غیبت منظور است یا اول ظهور حضرت بقیهاللّه ارواحنافداه منظور است، قسم به این فشارهایی که مردم مسلمان، دنیا برایشان تنگ می شود، مورد هجوم دشمنان واقع می شوند. خدا قسم خورده، من و شما که {قسم هایمان خیلی در معرض است و نباید اینطور باشد}،خدا می فرماید: ” وَ لَا تَجْعَلُوا اللَّهَ عُرْضَهً لِأَیمَانِکُمْ ” (بقره/۲۲۴) تا می توانید قسم تان در معرض داد و ستدتان قرار نگیرد ، {که بی جهت}مدام قسم بخورید، به خدا قسم بخورید،{آخر} برای ما چیزی که خیلی ارزش دارد خداست، ” وَ لَا تَجْعَلُوا اللَّهَ عُرْضَهً لِأَیمَانِکُمْ “، برای ایمانتان، خدا را در معرض قسم هایتان قرار ندهید. خدای تعالی قسم خورده، ” وَ الْعَصْرِ “، که چه؟ همه افراد بشر که در کره زمین زندگی می کنند در ضررند، همه دارند ضرر می کنند. چون اگر غیر از آنی باشد که خدای تعالی در سوره عصر فرموده یا روز بعدش بدتر از روز قبلش است یا مساوی است که در هر دوی آنها انسان سرمایه اش را از دست داده و ضرر کرده، ” وَ الْعَصْرِ ٭ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ “، این الف و لام “الانسان” به معنای کلّ انسانها است. در زیانند، پس چه شد؟ ” إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوَا “، اول چیزی که انسان را از ضررها نجات می دهد ایمان است، ایمانتان را تقویت کنید. خدا در قرآن شریف فرموده است که: ” یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللّه ” (نساء/۱۳۶) ای کسانی که ایمان آورده اید ایمان بیاورید، آخر اگر ایمان آورده ایم دیگر{این تاکید بر چیست}!، ایمان درجاتی دارد از درجه ی اول شروع می شود تا درجه دهم، محدود هم هست. یعنی به یک جایی می رسید که دیگر بیشتر از این نمی شود ایمانتان را تقویت کنید. مثلاً شما الان ایمان دارید که شب است، خوب بیشتر از این چیست؟ چه کار می خواهید بکنید؟ این یک چیزی است که می توانید یک مسیری را حرکت کنید و به انتهایش برسید. ده درجه دارد ایمان، حضرت سلمان ایمانش در درجه‌ی دهم بود، کوچکترین شک، تردید در دلش پیدا نمی شد، در کنار حضرت امیرالمومنین علیه‌السلام ایستاده می بیند که دشمنان، فاطمه‌ی زهرا سلام‌الله‌علیها را آنقدر اذیت می کنند، هیچ تکان نمی خورد، بعضی از اصحاب تکان خوردند، اینکه ” ارتد الناس بعد النبی الاّ الثلاث “(اختصاص/ص۱۰ )، گفتند چرا آقا امیرالمومنین علیه‌السلام یک کاری نمی کند؟! حمل بر خیلی چیزها ممکن است بود بکنند و کردند و یک معنای ارتداد هم همین است یعنی ردّ کردن، ارتداد آن معنای اعلایش خیلی بد است و الاّ در دلش انسان بگوید چرا اینطوری شد؟ همینی که شما گفتید چرا اینطوری شد و تسلیم محض نبودید و ایمانتان آن قدر قوی نبود که بگویید- یا می فهمید که چرا اینطوری شد یا نمی فهمید، اگر نمی فهمید- بگویید یک معصوم، یک امامی که معصوم از جهل است او تن داده به این معنا، من چه حرفی می توانم داشته باشم؟ اگر هم می فهمید که باز بهتر؛ ایمانتان را تکمیل کنید. از دستوراتی که باید امشب انشاءالله عمل به آن بکنید این است که ایمانتان را کامل کنید. از هر طریقی که ممکن است، خیلی طُرق مختلفی برای تکمیل ایمان هست، تفکر در آیات الهی، تفکّر در زندگی خودتان، در مسائل مختلفی که هست، انسان یک مقداری فکر کند روی ساختمان بدن خودش، حالا از روح اطلاعی ندارید {اما}ساختمان بدنی تان را که می بینید. یک کسی از بزرگان می گفت که من در نقش سرانگشتانم ایمانم کامل شد، نقش سر انگشتان! این انگشتان شما اگر بزنید در یک جوهری، بزنید روی کاغذ، هفت میلیارد جمعیتی که روی کره ی زمین هستند با هیچ کدامشان تطبیق نمی کند، نه تنها این هفت میلیارد، میلیاردها مردمی که مُردند، میلیاردها مردمی که بعداً متولد می شوند تطبیق نمی کند، این آیا ایمان شما را تکمیل نمی کند؟ ساختمان بدنی تان، چقدر امراض هست که الان خدا از شما دفع می کند، چقدر گرفتاری ها هست که خدای تعالی از شما رفع می کند. اینها اگر فکر انسان داشته باشد یک خورده ای بنشینید روزی چند دقیقه ای، چند ساعتی، اگر شب و روز هم فکر بکنید باز جا دارد ایمانتان را کامل کنید. خدا و آخرت، این دو چیز خیلی مهم است. بقیه اش خودش درست می شود، خدا و آخرت. ” اَلَّذِینَ یؤْمِنُونَ بِالْغَیبِ ” (بقره/۳) این دوتا غیب است. آخرت از نظر ملکی غیب است، خدا هم از نظر ملکوتی غیب است ایمان به این دو تا پیدا کنید. ” إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ الَّذِینَ هَادُوا وَ النَّصَارَی وَ الصَّابِئِینَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیوْمِ الْاخِرِ ” (بقره/۶۲)؛کسی که ایمان به خدا و روز آخر داشته باشد، روز آخرت داشته باشد ” لَا خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَ لَا هُمْ یحْزَنُونَ ” (بقره/۶۲) هیچ خوفی ندارد. آرامش دارد، ” أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ ” (رعد/۲۸) همه تان بدانید به یاد خدا دل آرام می گیرد ” امنوا “. دوم ” عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ “، عمل صالح چیست؟ دلم می خواست یکی بلند شود رأی بگیرد، ببینیم عمل صالح از نظر شما چیست؟ و چه عمل صالحی مهم تر از همه است؟ نماز عمل صالح است؟ بله، روزه؟ بله، خیلی چیزها هست. ” بُنیَ الاسلام علی الخَمسه “( وسائل‌الشیعه/ ج۱، ص۱۰ )، اسلام بر پنج پایه بنا شده، ” الصلاه، والزکاه، و الحج، و الجهاد، و الولایه ” این چهارتایی که قبل از ولایت هست این چهار چیز مختلف است، زکات و صلاه و الحج و جهاد و چیزهای دیگری هم گفتند. به جای جهاد مثلاً گفته شده که امر به معروف و نهی از منکر و فروع مختلفی که هست، فروع دین. اما در تمام روایات ولایت هست، ولایت را هم برایتان مکرر در سخن هایی که قبلاً گفته‌ام معنا کرده‌ام و بهترین معناست، شما در کتابهای لغت مراجعه کنید شاید اینطور معنا برایتان نکنند، می گویند ولایت چند تا معنا دارد و خلاصه سردرگم می شوید، من یک وقتی دنبال تحقیق از معنای ولایت بودم، یک کتابی هست که خدا رحمت کند مرحوم آیت اللّه بروجردی وقتی که به درس ایشان موفق بودیم {که شرکت کنیم}ایشان راهنمایی فرموده بودند و به آن استناد می کردند و در درسشان می فرموند. یک کتابی هست به نام «مفردات راغب» این {محتوایش }لغت است. من در آنجا پیدا کردم معنای ولایت را، در کتاب «مفردات راغب» اهل علم هم می دانند بسیار کتابِ لغتِ معتبری است. در این کتاب می گوید که انسان محبت داشته باشد و به خاطر محبتش اطاعت هم بکند. خیلی ها هستند که اطاعت می کنند ولی از ترس یا به خاطر مزد است. ولی یکی هست روی محبت گوش به حرف انسان می دهد، این شخص که گوش داده ولیّ است و این شخص هم که دستور داده با محبت.. آخر مگر می شود دستور با محبت باشد؟ بله، وقتی که من هر چه به شما گفتم به نفع خود شما بود و هیچ نفعی من برای خودم منظور نکرده باشم معلوم است که به شما محبت دارم. و الاّ دلیلی ندارد که انسان محبت به طرف نداشته باشد، ولی دستور بدهد به نفع او، خدای تعالی این طور است. هیچ دستوری به شما نداده جز آنکه به نفع خود شماست و اگر تمام مردم کافر بشوند، بر دامن کبریایش ننشیند گرد، پس ولیّ ما خداست، خداست که به هر چه دستور داده، روی محبت به ما دستور داده، ما هم در مقابل باید هر چه که او دستور داده ولو فایده ای برای خدا ندارد و به نفع ماست ما هم باید روی محبت کار بکنیم. ببینید خیلی روشن است، در زیارت حضرت بقیهاللّه ارواحنافداه می گوییم: ” یَا مَوْلاَیَ أَنَا مَوْلاَکَ “(مفاتیح الجنان/زیارت امام زمان علیه السلام در روز جمعه)، ای مولای من، ای فرمانده با محبت من، من فرمانبردار بامحبت تو هستم. ولایت، اسم مجموعش ولایت است. حضرت صادق علیه‌السلام فرمود در همه‌ی این روایاتی که هست که ” بُنی الاسلام علی الخمسه “، اسلام بنا شده است بر پنج چیز، در همه روایاتش، شاید متجاوز از ده پانزده تا روایت من یادم است که {این عنوان}هست، در تمام اینها امام می فرماید: ” فَما نودیَ بِالشئٍ کَما نودیَ بِالوِلایه “(أصول الکافی/ج۲،ص۱۸)، به هیچ چیزی مردم را نخواندند، نخواستند، آن طوری که به ولایت خواستند مردم را. بعد امام علیه‌السلام توضیح می دهند، می فرمایند نماز در مسافرت کم می شود، چهاررکعتی می شود دو رکعت، {به}زنها در ایام حیض می گویند نماز نخوانید. حج، مستطیع باید حج برود، زکات، کسی که مالش به حد نصاب می رسد زکات دارد. -ببینید همه استثناء دارد- روزه، مسافر روزه نگیرد یا اگر مریض است روزه نگیرد. اما ولایت را نمی شود بگوییم یکی داشته باشد، یکی نداشته باشد، یک زمان داشته باشید یک زمان نداشته باشید. تمامِ دوران عمرمان که شاید دوازده هزار سالش را حدوداً گذرانده ایم و بی نهایتش هم باقی مانده، -اینجوری باید بگوییم- در تمام اینها تحت ولایت خاندان عصمت باید باشیم، یک لحظه ولایت را ترک کنیم کافریم، یک لحظه ها! در مسافرت باید داشته باشیم، در حال مریضی باید باشد، در سلامت باید باشد، در تمام اوقات باید ولایت باشد. ” فما نودی بالشی کما نودی بالولایه “، خوب، عمل صالح؛پس بهترین عمل صالح داشتن ولایت است- طبق همین روایت- خوب ولایت چه کار می کند؟ قلب ما را سالم می کند. حضرت ابراهیم علیه‌السلام ” إِذْ جَاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ “(صافات/۸۴) وقتی که با قلب سالم درِ خانه خدا رفت ملکوت آسمانها را دید. ” إِلَّا مَنْ أَتَی اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ ” (شعراء/۸۹) روز قیامت، ” یوْمَ یفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِیهِ ” (عبس/۳۴) آن قدر انسان گرفتاری دارد، {انسان}می بیند برادرش دارد می آید از آن گوشه فرار می کند!چرا فرار می کنی؟ برای اینکه، این ممکن است مشکلی داشته باشد، من خودم مشکل دارم{وبال گردنم نشود}. در مناجات حضرت امیرالمومنین علیه‌السلام هست-البته اقتباس از آیات قرآن است -که روز قیامت روزی است که هر کسی مشغول خودش است، ” لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ یَوْمَئِذٍ شَأْنٌ یُغْنِیهِ ” (عبس/۳۷)، یک کاری دارد که همان بسش است دیگر، دیگر نمی خواهد روی بارش، باری بگذاریم. یک روز بسیار سختی است، همه فرار می کنند، اینجا می فرماید: ” مَنْ أَتَی اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ ” اگر یک دل سالمی باشد این فرار که نمی کند، دست همه را هم می گیرد، شفاعت می کند – انشاءالله اگر فرصتی شد فرداشب شاید درباره ی شفاعت و حقیقت شفاعت برایتان یک مقداری صحبت کنم- شفاعت می کند. شما همه تان اگر در دنیا قلب تان را بسازید ، از امراض روحی خودتان را نجات بدهید باید شفاعت کنید، شفعید. منتها یکی شفاعت کبری به عهده اش است که حتّی انبیاء هم محتاج به او هستند، مثل حضرت رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله و یا هر یک از معصومین علیهم‌السلام و یک عده هم شفاعت های جزئی می کنند، تا چهل نفر از اقوام، خویشاوندان، پدر، مادر، فرزندان، برادرانش اینها را شفاعت می کند. قلب سلیم فقط می خواهد. شرطش قلب سلیم است. قلب سلیم هم یعنی بگذارید روی میز تشریح، خوب به او برسید ببینید هیچ مرضی ندارد؛ گاهی انسان یک امراضی دارد که خودش هم گاهی متوجه نیست، عمل صالح در مرتبه اول این را بدانید آقایان ولایت است و ولایت به خاطر اینست که انسان قلب سالمی پیدا کند. دستورات خاندان عصمت و طهارت را عمل باید کرد، ” إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوَا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ “، حالا که این دو تا کار را کردید، ایمان دارید، ایمانتان قوی، عمل صالح تان هم درست. شما می شوید امام متّقین که اگر یادتان باشد در جلسات قبل در خصوص “وعباد الرحمن” گفتم. ” وَ تَوَاصَوْا بِالْحَقِّ ” یک اهل تقوی آمده خدمت شما، می گوید می خواهم تقوایم تقویت بشود، شما وصیتش می کنید به حق، همیشه طرفدار حق باش. با حق باش. -ببینید برگشتید در مردم- خودتان را ساختید، سالم شدید یک چیزهایی به دستتان آمد در راه سلامت روح مردم، حالا برگشتید بین مردم، ” تَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ” یک وقتی یک زرتشتی می گفت ما بهترین شعار را داریم که گفتار نیک، پندار نیک، کردار نیک، گفتم در دو سه جمله قرآن این را گفته، درست است پندار نیک همیشه انسان به نیکی پنداری داشته باشد، همیشه کردارش نیک باشد، گفتارش هم باید همیشه نیک باشد. ببینید در این مختصر آیه‌ی شریفه پندار نیک، ایمان و عمل صالح، قلب سالم، گفتار نیک ” تَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ “، کردار نیک هم همان عمل صالح، می بینید هر سه آن با یک جمله کوتاه خدای تعالی بیان کرده، گفتارمان خوب باشد، وصیّت به حق… وصیت که می گوییم به معنای این نیست که موقع مردن ادم یک چیزی بنویسد وصیت بکند، نه! وصیت به معنای همین توصیه کردن است، توصیه هم از همان وصیت می آید، وصیت از توصیه می آید، من به شما توصیه می کنم کار بد نکنید، توصیه می کنم تزکیه نفس کنید، همین وصیت به حق است. وصیت به صبر است، اگر گفتیم که مرحله استقامت تان را خیلی تقویت کنید که یکی از ارکان استقامت صبر است، خوب توصیه‌ی به صبر کردیم. این مراحل تزکیه نفس را باید چه کسانی و چه افرادی باید بگویند و چه افرادی باید بشنوند و عمل کنند؟ چه کسانی؟ کسی که بخواهد قلبش سالم باشد، ” إِلَّا مَنْ أَتَی اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ “، و آن کسی که جزء “عبادُالرحمن” است. من خیلی امیدوارم انشاءالله بتوانیم در این شبها با توسل مان به حضرت ابی عبدالله الحسین علیه‌السلام و امشب با توسل به حضرت ابالفضل‌العباس علیه‌السلام خودمان را به کمالات برسانیم. خودمان را امام المتقین قرار بدهیم. خدا در قرآن رسماً و جداً در خصوص عبادالرحمن فرموده که اینها در دعا می گویند ” وَ اجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَاماً “(فرقان/۷۴) یک عده با شما باشند، شما راهنمائی شان کنید گناه نکنند و واجباتشان را انجام بدهند و صفات رذیله شان را بخواهند به وسیله شما رفع کنند و قلب سالمی داشته باشند، این معنای امامُ المتقین است. درست است در رأس امامُ‌المتقین- آخر هر چیزی یک صفی دارد- آن {کسی} که در جلوی صف واقع شده او شخصیتش خیلی بالاتر است، آن {کسی} که آخر صف واقع شده آن هم در همان صف است، در همان راه است. انشاءالله کوشش کنید که امامُ‌المُتقین بشوید، راهنمای اهل تقوی باشید…امر به معروف و نهی از منکر که کار همه مسلمانهاست ” وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ یأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ ینْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ ” (توبه/۷۱) اما یک افرادی را بخواهید شما بسازید، از صفات رذیله نجاتشان بدهید، {زیادند افرادی که}واجباتشان را انجام می دهند، محرمات را ترک می کنند. ما خیلی داریم که واجباتشان را انجام می دهند، محرمات را هم ترک می کنند، هیچ گناهی نمی کنند حتّی بعضی از مکروهات را هم ترک می کنند، حتی مستحبات هم انجام می دهند اما یکپارچه مریض‌اند، حسادت دارند، کبر دارند، عُجب دارند، خیلی چیزها دارند، خیلی امراضی هست در وجودشان، این جور افراد متقی هستند ولی قلب سلیم ندارند. باید شما ان‌شاءالله کوشش کنید، دوستان ما الحمدلله ما الان هر چه نگاه می کنیم غریبه ای در بینمان نیست، ان‌شاءالله کوشش بکنید که همه تان امام‌المتقین باشید. پشت سر علی بن ابیطالب علیه‌السلام، همه تان معلّم دیگران باشید، نمی شود که معلم خودش مریض باشد ولی بخواهد دیگران را از مرض نجات بدهد. ” طَبیبٌ یُداوی الناس و هو عَلیل “، یک طبیبی که مردم را مداوا می کند ولی خودش مریض باشد، این {که طبیب}نمی شود. ان‌شاءالله این را امشب از حضرت اباالفضل علیه‌السلام بگیرید. ببینید در زیارت حضرت اباالفضل علیه‌السلام می گوییم ” السلام علیک ایها العبد الصالح “، ببینید ” عبدالصالح “، ” وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ “؛ ” المطیع للّه ” روی ایمانش، -این خصوصیتی است که دارد حضرت اباالفضل علیه‌السلام-” المطیع للّه و لرسوله و لامیرالمؤمنین و لالحسن و الحسین “، ببینید اطاعت، ولایت، یقیناً حضرت اباالفضل علیه‌السلام روی محبت شدیدی که به خدا و امیرالمومنین و پیغمبراکرم و امام حسن و امام حسین علیهم‌السلام داشت اطاعتشان را می کرد. بعضی ها می گویند تربیت شده دست حضرت امیرالمومنین و امام حسن و امام حسین علیهم‌السلام است، بله! ولی هر کسی این جور تربیت نمی شود، خیلی ها بودند همین طوری بودند، در خدمت ائمه اطهار بودند ولی تربیت نشدند. یک دلِ ظرفیت داری می خواهد، حضرت امیرالمومنین علیه‌السلام فرمود این قلوب “‌ اوعیه ” است، ظرف است، ” خیرها اوعاها “، بهترینش آن است که ظرفیتش بیشتر باشد. حضرت اباالفضل علیه‌السلام ظرفیتش خوب بود. ظرفیت شما هم باید خوب باشد، خوب چطوری ظرفیتمان خوب بشود؟ می بینید پهلوی یک نفر نشستید یک نفر اصلاً حرفهای شما را گوش نمی دهد، یک نفر تمام حرفهایتان را گوش می دهد. این ظرفش جا دارد که همه‌ی حرفها را بپذیرد ولی آن یکی ظرفش را اصلاً چپه گرفته، هر چه هم شما آب بریزید از اطرافش می ریزد بیرون، یا اگر هم دارد یک ظرف بسیار کوچکی دارد، ” فَخَیرُها اوعاها “، ان‌شاءالله امیدواریم امشب ما هم در این ایامی که واقعاً ایام فوق العاده ای است… شما ببینید مردم اصلا مثل اینکه خودجوش، هیچ تبلیغاتی نیست، همه می گویند: یا حسین، همه امشب می گویند: یا اباالفضل، امشب به نام حضرت اباالفضل العباس علیه‌السلام است. آن قضیه مرحوم حاج محمدعلی فشندی اگر درست باشد که درست است، حضرت فرمودند که من فردا که روز عرفه است یا پس فردا شب هشتم بوده، روز عرفه من به خیمه شما سری می زنم. علّتش هم اینست که آنجا نامی از اباالفضل علیه‌السلام عمویم برده می شود. می گوید من چیزی نگفتم به {هم}کاروانی ها، ولی دیدم روحانی کاروان مان نام حضرت اباالفضل علیه‌السلام را برد حتماً هم مطالبی گفته، تنها روضه نخوانده. می گوید من هی نگاه کردم ببینم پس چرا آقا نیامدند، حوصله ام سر آمد، از داخل مجلس بلند شدم آمدم بیرون، ببینم آقا اگر می آید من استقبالش کنم، وعده کرده؛ می گوید آمدم بیرون، دیدم آقا سرشان را گذاشتند به دیوار خیمه ی ما، دارند گوش می دهند و اشک می ریزند. حضرت اشاره فرمودند چیزی نگو، صدایت را بلند نکن. حضرت اباالفضل علیه‌السلام را مظلومانه شهید کردند. در تاریخ و در مقتل دارد که وقتی که همه اصحاب از دار دنیا رفتند و شهید شدند فقط مانده حضرت اباالفضل علیه‌السلام و سیدالشهداء علیهم‌السلام ، این دو برادر با هم حرکت کردند. هم حرف می زنند برای مردم، هم عمل شان نشانگر اینست که باید حقیقت و هدایت برایشان ثابت بشود. یکی از طرف چپ حرکت کرد، یکی از طرف راست حرکت کرد و قرار هم این بود که با تکبیر گفتن سلامتی یکدیگر را بهم برسانند. اباالفضل علیه‌السلام از این طرف صدا می زد اللّه اکبر، سیدالشهداء علیه‌السلام هم از آن طرف صدا می زد اللّه اکبر، و جنگ می کردند و جلو می رفتند و حضرت اباالفضل علیه‌السلام یک کار دیگر هم داشت و آن اینکه طرف شریعه برود مشک را پر از آب بکند. حضرت اباالفضل علیه‌السلام وارد شریعه شدند و مشک را پر از آب کردند و بیرون آمدند صدای برادر را دارد می شنود که اللّه اکبرش بلند است و مشغول است. خیلی حضرت اباالفضل علیه‌السلام نیرو گرفت، حرکت کرد. اگر کمین نمی کردند، اگر در پشت یک نخلی مخفی نمی شدند مگر کسی می توانست به حضرت اباالفضل علیه‌السلام صدمه ای بزند؟ آن شخص در پشت درختی مخفی شد حضرت اباالفضل علیه‌السلام خواست عبور کند، با شمشیر به بازوی راست حضرت اباالفضل علیه‌السلام زد. فوراً به هیچ وجه متوجه بازوی قطع شده اش نشد. بند مشک را انداخت به طرف چپ و باز حرکت کرد به طرف خیمه ها، دست چپ حضرت را شما اگر کربلا رفتید باشید جاهایش مشخص است، با یک فاصله قابل توجهی تقریباً، که یک مدتی معلوم است حضرت اباالفضل علیه‌السلام با قطع دست داشته می رفته طرف خیمه ها، دست چپ حضرت را هم قطع کردند. فوراً بند مشک را به دندان می گیرد، در عین حال برای اطمینان حضرت سیدالشهداء علیه‌السلام اللّه اکبر را می گوید حضرت سیدالشهداء علیه‌السلام هم مشغولند، یک وقت امام حسین علیه‌السلام متوجه شد صدای حضرت اباالفضل علیه‌السلام یک نحوه ی دیگر دارد می آید، صدا می زند برادر، برادرت را دریاب! حضرت سیدالشهداء علیه‌السلام دست از جنگ کشید، به طرف صدا حرکت کرد، وقتی رسید که اباالفضل علیه‌السلام روی زمین افتاده، فرقش با عمود آهنین شکافته شده، اگر شب تاسوعا نبود نمی گفتم، تیر به چشم نازنینش وارد شده، نشست سر اباالفضل علیه السلام را به دامن گرفت، تیرها را از بدن حضرت خارج می کرد. در روایت دارد که آنقدر تیر به طرف حضرت اباالفضل علیه‌السلام دشمن پرتاب کرده بود ” کالقنفذ “، مانند خارپشت تمام بدنش تیرباران شده بود، حضرت سیدالشهداء علیه السلام این تیرها را یکی یکی خارج کرد، حضرت اباالفضل علیه السلام چشم ها را باز کرد دید آقایش، مولایش، صورت به صورت او گذاشته، دست محبت به سر و صورتش می کشد، عرض کرد برادر، من را همین جا بگذار به خیمه ها نبر، چون من به بچه ها وعده‌ی آوردن آب را دادم، ” علی لعنه اللّه علی القوم الکافرین “. ” و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلوبون “(شعراء/۲۲۷).

لینک دانلود : 

کلیک راست و ذخیره

 
 

لینک دانلود : 

کلیک راست و ذخیره

 
 

 

جهت دانلود صوت و یا پخش آنلاین کلیک کنید

 
 
0 پاسخ

پاسخ دهید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
مشارکت رایگان.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *