۸ ربیع الاول ۱۴۲۷ قمری – ۱۸ فروردین ۱۳۸۵ شمسی – توضيح آيات – جزوه (۱۰۵) – اهميت روح – مهمان نوازي – خليل خدا

 
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

بسماللّه الرحمن الرحيم

الحمدللّه و الصّلوة و السّلام علي رسول اللّه و علي آله آل اللّه لاسيّما علي بقيةاللّه روحي و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداه و اللعنة الدّائمة علي اعدائهم اجمعين من الان الي قيام يوم الدين.

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

*قالَ فَمَا خَطبُکُم ایّها المُرسَلون* قالوا انّا اُرسِلنا علی قَومٍ مُجرِمین* لِنُرسِلَ عَلَیهِم حِجارةً مِن طِینٍ* (ذاریات/31-32-33)

چند موضوع را از باب تذکر به دوستان و عزیزان عرض کنم، که بسیار اهمیّت دارد. اوّل اینکه تا به حال فکر میکنم، این مطلب را فهمیده باشید که اهمیّت روح انسان از هر جهت قابل مقایسه با بدن نیست. طبعاً امراض روحی و علاج امراض روحی اهمیّتش قابل مقایسه با امراض بدنی نیست و سلامت روح باز قابل مقایسه با سلامت بدن نیست. همان مقدار که روح انسان اهمیّت دارد در مقابل بدن، سلامت و مرض روح هم اهمیّت دارد. روح اگر سالم بود، بی نهایت از این سلامتی استفاده خواهد کرد. ولی بدن اگر سالم بود، همین مدّتی  که در دنیا هست، از بدن سالم استفاده میکند. این مقدّمه را که همه شما طبعاً فهمیده اید و اگر مدّتی با سخنان من آشنا باشید، این مسأله برای شما بسیار مسلّم و اگر کسی عقل داشته باشد و خودش فکر کند تا به عقلش برسد، این مسأله کاملا" برایش روشن است ولی دیده میشود که در بین دوستان آنهایی که مشغول به تزکیه نفس شده اند، نه این اهمیّت را از نظر عملی قائل نیستند، بلکه مساوی با بدن هم، سلامت و مرض روح را قائل نیستند، اهمیّت بدن را بیشتر میدهند و ما چون در مکتب اهلبیت عصمت وطهارت (علیهم السلام) ان شاءالله درس خوانده ایم و امروز متذکر آن درسها در دنیا باید بشویم و این نه به خاطر این است که شما فکر کنید در دنیا که دار امتحان است، خدای تعالی نمیخواهد به ما کمک کند، تا ما موفّق به نمره ی بالا یا فلاح و رستگاری بشویم، بلکه تمام اراده ی الهی و خواست الهی در این است، که همه ما در امتحانات دنیا موفّق شویم. شما اگر در یک جلسه امتحان معمولی نشسته باشید ببینید یک نفر با اصرار آمده شما را متذکر درسهایی که خوانده اید میکند نکات مهمّی که در امتحان هست به شما تعلیم میدهد و این فرستاده ی آن کسی است که ممتحن اوّل است، شما خیلی از او خوشحال میشوید، محبت آن را احساس میکنید. انبیاء که یکصد و بیست و چهار هزار نفر بوده اند از همه بالاتر، حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) که عقل کلّ است عالم به ما کان و ما یکون و ما هو کائن است، ایشان تشریف آوردند؛ نه تذکرات زمان خودشان را فقط به مردم بگویند و آنها را متذکر کنند، بلکه قرآنی در بین ما گذاشته که تمام آن ذکر و یادآوری است. اگر اینطوری عرض کنم که یک لیست سوالات امتحانی به دست شما داده اند و جوابش را بطور مشروح هم در کنار شما گذاشته باشند و از شما امتحان بگیرند، در واقع میشود گفت فقط امتحان شما سختی اش در خواندن این لیست جواب امتحانات است و بعد هم نوشتن وعمل کردن و بیشتر از این نیست. اگر انسان بخاطر زندگی ابدیش، انسان به خاطر اینکه می خواهد، دائما" با ثروت و حقوق زیاد، گرفتن خانه و مسکن، همسر و هر چه که دوست دارد این ورقه ی جوابیِه امتحانش را نخواند و جوابش را ننویسد. این اصلا" میشود گفت از دایره ی انسانیّت خارج است. همه ی شما یا دانشگاه دیده اید یا بعضی از اساتید هستند، بعضی از روحانیین فاضل هستند، خوب دیده اند یک همچنین امتحانی بر پا شود یک بچه تنبل، یک طلبه ی تنبل، یک دانشجوی تنبل، یک گوشه ای نشسته، حالِ مطالعه ی ورقه ی جوابیه امتحانیش را نداشته باشد و حال پیاده کردن این مسائل هم زیر سوالات امتحانی نداشته باشد، این را باید از جلسه خارج کرد، این را از حیوانات پست تر باید دانست.

 مطلب اوّلی که من امروز می خواهم عرض کنم، نگرانی از این است که دوستان چرا اهمیّت به مسائل نمیدهند، من سه هفته مشهد بودم با یک عدّه بر خورد کردم، یا در میان مقالاتی که خانمها نوشتند یا در زندگی هایی که دوستان ما دارند، خیلی مسامحه در این امتحاناتتان دارید انجام می دهید، جدّی بگیرید، کوشش کنید که همان مقدار که آخرت اهمیّت دارد، زندگی ابدی برایتان اهمیّت دارد که دو بخش میشود: زندگی ابدی هرانسانی، یک بخش آن در رفاه و آسایش «لَاخَوفٌ عَلَیهِم وَلاهُم یَحزَنون»(یونس/62) برای کوچکترین چیزی که طالبند، محزون نمیشوند چون همه چیز به آنها می دهند به جهت اینکه «فِیهَا مَا تَشتَهِیهِ الاَنفُس»(زخرف/71) هرچه دلت بخواهد به تو داده می شود، این یک بخش. بخش دوم عذاب است و از شب اوّل قبر شروع میشود تا بی نهایت. اگر خدای تعالی نمی فرمود: «اُولئِکَ اصحابُ النَّارِهُم فیها خالِدُونَ»(بقره/39) ما میگفتیم مخلّد انسان در جهنّم نمیشود ولی مخلّد میشود «خالِدینَ فیَها اَبَدا»(بینه/8) آنوقت شما، کسی که به فکر تزکیه نفس خود نیست، به فکر زندگی ابدیش نیست، این شخص را اگر اعتقاد نداره که مسلمان نیست؛ اگر اعتقاد دارد و مسامحه میکند این شخص از هر حیوانی، از هر مسامحه کاری، بدتر و بی ارزشتر است. لذا من جدّاً اگر شماها از خواب غفلت  بیدار شده اید که اقلّ کسانی که در این راه واقع شده اند؛ مرحله یقظه است، اگر شما معتقد به عالم آخرت هستید که اگر کسی معتقد به عالم آخرت نباشد کافر است، اگر شما معتقد به دین مقدّس اسلام هستید، یک مقدار جدّی باشید. ما گاهی دیدیم درهمین دفاتری که جمع کردید افرادی بودند مثلا" چند سال قبل، تا هفت سال قبل، به آنها توبه دادیم که توبه بکنند، رفتند حالا می آیند، ببینید چقدر این انسان بی توجّه به توبه ای که این مقدار در قرآن به آن اشاره شده، هستند. توبه «توبوا الی الله»(تحریم/8) امر است از جانب خدا؛ استقامت امر است، صراط مستقیم آخرین آرزوی ماست، شما در هر نماز می گویید «اهدنا الصراط المستقیم»(فاتحه/6) محبّت فطرت ماست، هیچ! حواسها پرت! گاهی ما میفرستیم دنبالشان که بیایید دفترهایتان را بگیرید! وان شاءالله از شما می خواهم هرکس هم نمی تواند ما جدّا" از او معذرت می خواهیم که وقتش را تا به حال گرفتیم، تشریف ببرد. از افراد جدّی میخواهیم که اقلا" پیش خدای تعالی، این که می گویم اقلا"، برای اینکه خدا همه را می داند؛ خودتان را طوری نشان بدهید که به اندازه ای که برای بدنتان ارزش قائل هستید برای روحتان هم ارزش قائل باشید و جدّی باشید. این را بدانید ما جدّی می گیریم، کسی که دنبال کارهایش خودش نباشد، ما هم نیستیم. کسی که چند ماه می گذرد مرحله توبه را نمی آید ببیند قبول شده یانه؛ لااقل این دیگه ما بهش مرحله نمی دهیم آنهایی که در استقامت هستند و سستی نشان میدهند همین که دنبال کار خود نیستند، معنایش این است که اینها اهل استقامت و به درد استقامت نمی خورند. «همج الرعایی» هستند که «یمیلون مع کل ریح» با هر بادی می لغزند، اینجور نباید بود و هرچه ما سست بگیریم، آنها سست تر می شوند، ما یک مقدار خواستیم مثلا" یک برنامه ای تنظیم کنیم که یک مقدار زحمت من کمتر باشد، دیدیم نه، آنها سست تر از من و ما هستند.

این یک مطلب، که آقایان بدانند ما نه از کسی دعوتی کرده ایم، نه اصرار داریم که به زور اینها بروند طرف بهشت و بالاخره آنچه که خدای تعالی به پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده با اینکه او «عَزیزٌ عَلیهِ مَا عَنتُّم»(توبه/128) اینجوری بود، بیشتر از او که نمیشود؛ خدای تعالی فرمود که: «طه* مَا اَنزَلنَا عَلَیکَ القُرآنَ لِتَشقَی»(طه1-2) ای پیغمبر ما قرآن را بر تو نازل نکرده ایم که تو خودت را به مشقّت  بیاندازی. شاید چند نفری در مجلس باشند که از برنامه ما اطلاع نداشته باشند و برای خود شما هم لازم است این تذکرات؛ ما برای شما قرآن را ترجمه کردیم که قرآن را وقتی می خوانید با ترجمه سلیس بتوانید استفاده کنید و یک ریال از این قرآن ما استفاده ای نداشته ایم که بگوییم استفاده مادی داشتیم. همه قرآنها هدیه داده شده؛ چرا، یک عدّه ای مقداری داده اند؛ به طور کلّی نه در مقابل قرآن، قرآن را برایتان ترجمه کردیم، شاید حدود سه سال طول کشید که من خودم این کار را انجام دادم، و مشکلتر از آن، همین برداشت ها یی است که از قرآن برداشته شده، و باز در اختیار شما گذاشته شده، هر هفته مقیّدیم جلسه ای داشته باشیم ولو اینکه بعضی ممکن است فکر کنند این جلسات مطالبش تکراری است، بله؛ من خودم هم می گوییم تکراری است؛ ولی هر روز شما سوره حمد را ده مرتبه در نماز می خوانید تکراری است؛ هر روز می گویید «اهدِنَا الّصِّراطَ المُستَقیِمَ»(فاتحه/6) تکراری است هر روز می گویید «اِیّاکَ نَعبُدُ وَ اِیّاکَ نَستَعِینُ»(فاتحه/5) تکرای است، ولی هنوز تاثیری در ما نکرده! «اِیّاکَ نَعبُدُ وَ اِیّاکَ نَستَعِینُ»(فاتحه/5) یعنی خدایا منحصرا" تو را عبادت می کنم و از تو کمک می خواهم. چقدر در شما تأثیر کرده؟ این مراحل را که طی کردید؛ تازه می رسید به مرحله عبودیّت؛ آنجا، بله «اِیّاکَ نَعبُدُ وَ اِیّاکَ نَستَعِینُ»(فاتحه/5) شاید جا بیافتد! من خودم می گوییم؛ ولی مکرّر هم گفته ام، که شما یک نقشی توی دیوار برای اینکه یک نقاشی بکنید می کشید، بامداد؛ اگر این نقشی را که کشیدید روی پرده یا روی دیوار یا هر جا، پشتش را نگیرید، قلم نزنید، آب و رنگ ندهید، این نقاشی در عرض چند روز ممکن است، پاک شود چون مداد است و پاک هم می شود؛ داریم افرادی که همه مراحل تزکیه نفس را پیموده اند ولی بعد چون به آن نرسیدند پاک شد! به کلّی از بین رفته! و ان شاءالله این جهت را داشته باشید، اینکه هر جمعه من می آیم، هرجا باشم برای شما صحبت می کنم این که رفقای ما این همه فعالیت می کنند، خدا می داند همین دیروز، رفتم در دفتر قم؛ پایین، یک اتاق تاریک، هفت هشت نفر نشسته اند، این برداشتهایی که شماها با مسامحه شاید بعضی از شما نوشته اید، اینها را دارند بررسی می کنند که  بتوانند به نام شماها چاپ کنند.

این یک کار اینهاست، هفت هشت نفر واقعاً چفت در چفت! چسبیده به هم نشسته اند؛ شما اینجا راحت؛ آنوقت این بی انصافی نیست که شماها کار نکنید؟ رفقای ما، بحمدالله، آنهایی که موفّق بودند، در شهرهای مختلف، با افراد مختلف، یک نفر همین هفته ی گذشته بود، من تلفن زدم کسی را می خواستم، یکی دیگه برداشته بود، از همان شاگردهای آن آقا؛ دیدم حتّی تازه چون وارد شده، ادب حرف زدن را بلد نیست که چقدر باید این شخص، کار بکند این را برساند به حدّ شماها که تهرانی هستید یا مشهدی ها، تا بعد تزکیه نفس را شروع کند! اینها کار دارد، زحماتی که من در مشهد بودم، چون منزلمان در خارج از شهر است، دیدم که این مردم، زحماتی که برای سیزده بدر می کشند، که من نفهمیدم سیزده بدر را اصلا" یعنی چه؟ روز طبیعت اگر اسمش را گذاشتند که یک مقدار شاید ما را به سر عقل بیاورند، خُب روز طبیعت، روز دوازدهم هم هست، روز چهاردهم هم هست، روز اوّل فروردین هم هست این معلوم است، نه، سیزده یک حساب دیگری دارد، اعمالی که آنجا انجام می دهند، به قدری جمعیت ریخته بود در خارج از شهر، که چه عرض کنم! شما خودتان اینجا دیده اید طبعا" که راه بند آمد، ما چند تا مهمان داشتیم، نتوانستند بیایند و ما هم در خانه حبس شده بودیم! ببینید؛ اقلا" این اندازه که همان چیزی که قدیمی ها گفتند و حالا هم در باطنمان، در اعتقادمان، یا خدای نکرده معتقد به این هستیم؛ همان اندازه که نحسی سیزده از بین می رود با بیرون رفتن؛ خوب نحسی زندگی را با قرآن خواندن، این را خدا و پیغمبر گفته «اُولئِکَ هُمُ الخَاسِرون، اُولئِکَ هُمُ المُفلِحوُن» آنها را ببینید در قرآن به چه کسانی گفته اند؟ «مُفلِحوُن» کسانی هستند که خودشان را پاک کنند؛ «خاسرون» آنهایی هستند که دروغ بگویند، غیبت کنند، کارهای حرام بکنند، شما در قرآن مراجعه کنید، شما الحمدالله، اگر نگویم همه ی شما، اکثر شما اهل قرآن هستید، قرآن می خوانید، ترجمه اش را می خوانید، برداشتش را می خوانید، برداشت برای ما می فرستید، که خیلی برداشتهای خوبی است.

یک عدّه فرستادند و ان شاءالله بزودی چاپ می شود در اختیار خودتان قرار می گیرد، اینها را یک مقدار توجه داشته باشید زحمات دوستانتان را آنهایی که با شماها بودند منتهی قدیمی ترند، کار می کنند، فعّالند، ان شاءالله می روند تا از اولیاء خدا بشوند؛ اینها را قدر بدانید. پس بنابراین من چون از محزون شدن افراد، دلم خیلی تاریک می شود، محزون نشوید اگر گفتیم که شما به درد این برنامه نمی خورید، اگر به یک نفر گفتیم، آقا تو دیگر بعد از هفت ماه بخاطر اینکه هیچ عذر موجّهی هم نداشتی، نه درمجلس حاضر شدی، شما خیال می کنید ما می گوییم که آقا شب هفدهم ماه ربیع الاول، شب تولّد حضرت رسول اکرم، اینجا بیایید برای رفقا، کم زحمت من درست می کنم، خدا می داند اینکه می بینید، تأخیر می شود، برای این است که می بینم رفقا زحمت می کشند؛ خرج می کنند؛ این جمعیّت که مرحله استقامت، این دو طبقه از مردها پر می شود، خوب برای  چیه؟ برای این است که بتوانیم شماها را ببریم، یک کسی که هفت ماه مسامحه کرده، نیامده، حالا من چکارش کنم؟ شما سوار یک اتوبوسی که کاروانی باشد، شدید دیگه؛ حالا یک نفر آمده پایین، همان اول دروازه ی فرض کنید تهران؛ در رستوران نشسته؛ آنها رفته اند دارند برمی گردند! این می گوید من حالا آمده ام! شما چکار می کنید؟ می گوییم به درد، تو نمی خوری لااقل. من از  افتخاراتم این است که خدای تعالی لطف کرده، یک عدّه ی قابل توجّهی در این زمان، اهل تزکیه نفس شده اند همه شما هر یک  از این هایی که اقلا" دو سه سال در برنامه تزکیه نفس بوده اند اگر از آنها بخواهیم که سخنرانی کنند بدون هیچ معطّلی، می بینم  مطالب عالیه ای را می گویند، با اینکه بعضی از آنها بازاری هستند، کاسب هستند، اهل عمامه نیستند، خوب اینچنین برنامه ای را قدر بدانید اهمیّت بدهید باز هم توصیه می کنم  که زیاد اهمیت بدهید. دوستانی  که در جریان کار ما نیستند، اینها بدانند که اهمیت کار ما از هر چیزی که در عالم اهمیت داشته باشد، اهمیتش بیشتر است و باید ان شاءالله دوستانمان، ما دوستانی که می گوییم یعنی کسانی که قبول کردند، متعهّد شدند که در این راه با ما باشند؛ اینها ان شاءالله جدّی باشند و توفیقاتشان، امیدواریم روز به روز زیادتر بشود، و الا درهمین آیاتی که امروز تلاوت شد و یک هفته است که شماها با ترجمه و برداشت می خوانید این قضیه حضرت ابراهیم را و قضیه قوم لوط را خدا بیان می کند در قضیه حضرت لوط وقتی که اینها را می خواهند عذاب کنند، در میان  اینها این جمعی که باید عذاب بشوند یک چند نفر هستند اینها اهل لوط هستند نه زن و بچه لوط، نه؛ اینها با لوط حرکت کردند، هستند؛ اینها را خدا نجات می دهد، حساب، حساب داره، نگوئید، این شعر مال ملای رومی است که اگر آتش در نی زاری فروزد، خشک و تر را با هم بسوزد، همین دو جمله است حالا شعرش را خواندن برای شما مهم نیست. خشک و تر با هم نمی سوزد، این کار ماهاست، الان اگر اینجا آتش بگیرد، ممکن است، خوب و بد همه را بسوزاند اما اگر خدا کاری را کرد خدا دقیقه، همه قوم لوط اینها بر سرشان به اصطلاح ما کلوخ، سنگهایی که از خاک بود، سنگهایی که از خاک، کلوخ ما می گوییم، سفته ولی خاکیه، گِلیه، اینها را بر سر اینها فرود آورد و همه آنها کشته شدند و از همانجا عذاب آنها شروع شد، اما یک عدّه ای را خدا نجات داد، ولی در این عدّه یک نفر قاطی شده بود، نمی شد مستثنی کنیم، حواسمان جمع باشد، بعضی ها می آیند می گویند که  شما خوب باش، بد باشی، هر چه هم گناه کنی وسط آدمهای خوب باشی، اینها می خواهند تو را تحت تأثیر خوبان قرار بدهند و الا اگر تو به بدیت ادامه دادی هیچ وقت خدا تو را با آنها نمی آمرزد، معنا نداره. زن حضرت لوط است، جوری زمین را بلند کرد که یک راه رفت زیر پای زن لوط او را هم بلند کرد و به عذاب مبتلایش کرد، در آن جمع بود. خیلی انسان در دنیا حواسش باید جمع باشد رفتی در یک جمع دانشجوی به اصطلاح پر استعدادِ به اصطلاح امروز نخبگان، همه را نمره بیست دادند تو بد نوشتی، تو درست امتحان ندادی، به تو هم نمره بیست میدهند؟ نه! در دنیا اینطور است، بگوییم حالا چه می شود، به همه دادی به ما هم بده، تو به درد نمی خوری؛ مخصوصاً که خدای تعالی در قرآن صریحا" فرموده: «و مَا تُجزَونَ اِلّا مَا کُنتُم تَعمَلُون»(صافات/39) هر کس «کُلٌّ نَفسٍ بِمَا کَسَبَت رَهینَه»(مدثر/38) «کٌلٌّ اَمرٍ بِمَا کَسَبَ رَهین»(طور/21) هر کسی گرو کار خودش است؛ «وَلا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزرَ اُخریَ»(انعام /164) «فَمَن یَعمَل مِثقَالَ ذَرّةٍ خَیرَاً یَرَه* وَ مَن یَعمَل مِثقَالَ ذَرَّةٍ شَراً یَرَه»(زلزال7-8) ببینید خیلی روشن است این مطالب؛ یک وقت خدا می بخشد؛ بحث دیگری است، ولی اگر نبخشید؟ خیلی جدّی باشید، شبها یک ساعتی را اختصاص به بررسی وضع خودتان بدهید. «من لم یحاسب نفسه فی کل یوم مرة» حضرت امیر فرمود: از ما نیست «لیس منّا و لم یحاسب نفسه فی کلّ یوم مرّة» در شبانه روز یک دفعه بنشینید بررسی کنید ولو اینکه سالک الی الله باید محاسبه و مراقبه اش دائماً باشد، امّا در شبانه روز یک دفعه بررسی کنید، مثل یک کسی که پشت فرمان ماشین نشسته بالاخره، شبانه روز یک دفعه باید یک بررسی از ماشینش بکند، ببیند اگر بنزینش تمام شده، روغنش کثیف شده، خدمت شما عرض شود، روغن ترمزش کم شده، اینها را درستش کند، پس بنابراین، از همه ی آقایانی که ان شاءالله، با ما یعنی من دست به دامن آنها هستم که ان شاءالله در مرحله ی اوّل، اگر در این دنیا زمان ما با زمان ظهور حضرت بقیّة الله (ارواحنا فداه) موافق شد، زمان ظهور را درک کردیم، لااقل آقا ما را جزء دشمنانشان قرار ندهند و ان شاءالله قرار نمی دهند و جزء دوستانشان قرار خواهند داد و نه جزء دوستانی که در اقصی نقاط باشند همان جا دوستیشان را ادامه دهند نه، ان شاءالله از یاران  نزدیک حضرت باشیم، اگر زمان به ما اجازه نداد که آنوقت را ببینیم، از دار دنیا رفتیم، طوری باشد که «سَلامٌ قَولاً مِن رَبّ الرَحیمَ»(یس58) از طرف پروردگار برای ما سلام بیاورند، بشیر و مبشّر بیایند، به ما نشان بدهند جا و مقام ما را در عالم برزخ، و ان شاءالله بتوانیم رستگار شویم، جزء آنهایی نباشیم که ما را عذاب کنند، و به مسائل بسیار پست و مبتذل مثل همین چهارشنبه سوری و هفت سین ، خدمت شما عرض شود که سیزده بدر و امثال اینها؛ ما روز قیامت یا شب اوّل قبر معرفیمان کنند. حضرت ابراهیم (علیه الصّلاة والسّلام)  ببینید مهمان نوازی چیه؟! وقتی که این دو رسول یا رسولان، خدمتش رسیدند، برای اینها غذا آورد، اینها نخوردند چون غذای ملائکه با غذای انسانها فرق می کند، آنها از بدن جدا شده اند یا بدنشان این سنخی نیست، ولی ما بدنمان سنخ همین مادیّات  است و غذاهای مادی باید بخوریم، غذایشان با ما فرق می کرد، آنها غذایشان عبادت، تسبیح، تقدیس الهی است؛ افرادی هستند که مدبّرات امرند، امور خدا را تدبیر می کنند؛ تدبیر یعنی پیاده می کنند، اینها بندگان خدا هستند، واسطه بین خدا و خلقند، لذا خوراکشان اینهاست. هر چه به خدا نزدیکتر بشوند باور کنید بشر باید بهتر از این هم باشد هر چه به خدا نزدیکتر باشد باید روحش، بهتر لذت ببرد و لذا این غذا را که نخوردند حضرت ابراهیم آنها را با خودش مقایسه کرد. یک چیزی را به شما تذکّر بدهم من بیشتر این مطالب را که عرض می کنم، به خاطر این است که تذکّراتی داده شود یک مطلب در بین ماها هست که ما را خیلی بیچاره کرده و آن این است که، همه چیز را با خودمان مقایسه می کنیم، که یکی از علل  واژه های تحریف شده ای که من گاهی عرض می کنم همینه که مثلاً می گوییم «زُهد» مثلاً گفته می شود «تقوی» و چیزهای دیگر با خودمان مقایسه می کنیم؛ حتی خدا را هم، اینکه بت پرستها، بت می پرستند و یا مثلاً فرض کنید چیزهای دیگر را می پرستند، این هم علتش این است که با خودشان مقایسه میکنند، مقایسه با افکار خودمان، با آنچه که برایمان به اصطلاح روشن است، دیدیم، می بینیم، حواسمان احساسش می کند، با اینها ما مقایسه اش می کنیم. اگر بگویند آدم خوب چطور آدمی است؟ یک چیزها یی می گوییم که  اصلاً باید اسم این شخصی را که ما داریم معرفی می کنیم؛ بگذاریم آدم بد! و تمام ائمه را بگوئیم اینها نستجیربالله آن طوری که ایشان دارند تعریف میکنند، نیستند، حالا نمی خواهم در این بحث وارد شوم، ان شاءالله کم کم برایتان عرض می کنم و یک مقدار هم عرض کرده ام، همه چیز را با خودمان مقایسه می کنیم، ملائکه را می خواهند عکسشان را بکشند مثلا" تصویرش را در یک پرده ای بکشند؛ شکل یک آدمی درستش می کنند حالا یک مقدار هم، ظریفتر وتمیزتر؛ وچون در قرآن دارد «اِلی اَجنِحَة مَثنَی و ثُلاثَ و رُباعَ»(فاطر/1) صاحب بال هستند اینها؛ دوتا، سه تا، چهارتا، بال دارند خوب بعضی از ملائکه های مقرّب را چهار باله درست می کنند و ملائکه ی کمتر را دو تا بال برایش می گذارند، اینجا بال به معنای وسیله ی حرکت است. در قرآن هم معنایش همین است و اصلا" ملائکه شکل ندارند، این را بدانید اجنه، ملائکه، ارواح ما در عالم ارواح، شکل خاصّی نداشتند الآن هم آنها ندارند، به هر شکلی درمیآیند «المَلَکُ یتشکل باشکال مختلفة» می توانند بیایند در مقابل حضرت ابراهیم به شکل دو تا انسان که مهمانشان میکند، غذا برایشان می آورد در آیه ی قرآن هست، می روند در میان قوم لوط همین دو نفر به شکل دو تا جوان، پسر جوان در می آیند که جریانشان را  می دانید. در مقابل حضرت مریم می بینید که به شکل «تَمَثّلَ لَهَا بَشَراً سَوِیّاً»(مریم/17) یک انسان معمولی در می آید. به هرصورتی میتوانند دربیایند و اساسا" آن چیزی که هستند شکل ندارند اجنّه هم همینطور هستند و ارواح ما هم در عالم ارواح همینطور بودند. منتهی وقتی که در عالم ذر آمدند شکل گرفتند. به هر حال اینها بحثی است که خارج از موضوع ماست؛ اینها وقتی که وارد شدند اول کاری که انسان برای مهمان ناشناس حتی می کند باید پذیرایی خوب و گرم باشد. اگر مهمانی بر شما وارد شد؛ خیلی با او گرم برخورد کنید. حضرت ابراهیم رفت برای اینها «عِجلٍ ثمین» یک گوساله ی چاقی را انتخاب کرد و این را البته تکه پاره کرده  طبعاً؛ همین جوری که باصطلاح کبابش نمی کنند؛ چون مرغ نبوده که بشود همینطوری کبابش کرد، عِجلٍ بوده؛ عجل هم گوساله را می گویند، این را برداشت آورد پیش اینها، پذیرایی کرد، دیگر سوال نکرد خوب آقا ظهر می مانید؟ بعضی ها می خواهند طرف  را رد کنند، ظهر می مانید؟ او می گوید: نه! مگر اینکه رویش خیلی زیاد باشد بگوید؛ بله؛ یا مثلا" خدمتتان عرض شود که می رود با خانمش طوری صحبت می کند که این بشنود، چکارش کنیم آمدند دیگه، اینها طرز مهمانداری نیست. یک مؤمن اگر وجودش را در یک لقمه بکند و بگذارد توی دهن یک مؤمن دیگر، کم کرده! خدا رحمت کند مرحوم حاج ملا آقاجان به من می گفت: هیچ وقت مهمان دعوت نکن. یعنی چه مهمان دعوت نکنم؟ من هم اتفاقاً خیلی هم دوست داشتم. ایشان گفت: کاری بکن که مهمان خودش بیاید، درخانه ات باز باشد و گفتم چرا؟ گفت برای اینکه اگر تو دعوتش کنی، خیلی حق به گردنت پیدا می کند. باید خیلی پذیرایی داغی از او بکنی. اما اگر او خودش آمد، نه! «کمال الجود بذل الموجود» چون خودش آمده؛ اینجوری باشید. وان شاءالله این را تمرین کنید؛ خانم می گوید که نمی شود آبرویمان در خطر است، اینها را بگذارید کنار؛ حضرت امیر (صلوات الله علیه) وارد خانه ای شدند و فرمودند: هر چه که در خانه است همان را بیاور، یک مقدار مثلا نونی، ماستی، پنیری، ما داشتیم توی رفقایمان که گفتیم هر چی هست بیاور و آن هم هر چی بوده آورده، حضرت ابراهیم (علیه الصلاة و السلام) گوساله ی آماده برای مهمانداری در خانه اش داشت. نگوئید چرا حضرت ابراهیم اینقدر تشریفات قائل شد؟ اینها خودشان آمدند. اما اگر نداشتی خودت را به زحمت زیاد نینداز، داشتن این نیست که توی خونه حتما" توی یخچال باید باشد؛ نه! الان توانائی هست انسان پول هم دارد برود از بازار غذای خوبی تهیه کند و در مرحله اول تا می توانید غذای بازار را توی خانه نخورید و حالا اگر اضطراری است اشکال ندارد؛ حضرت ابراهیم در انبیاء خیلی مهمه که ما باید به او اقتدا کنیم الگوی ما باید باشد. درهفته گذشته آیاتی که مربوط به حضرت ابراهیم بود، خدای تعالی ایشان را برای ما الگو قرار داده بود. حتی به پیغمبر اکرم (صلی الله علیه وآله و سلم) می فرماید: «و اَتّبِع مِلّةَ اِبراهیمَ حَنیفَا»(نحل/123) ملت ابراهیم، راه و روش حضرت ابراهیم را پیروی کن؛ هر چه بر پیغمبر هم نازل شده است مطابق با آنچه بر حضرت ابراهیم نازل شده و عمل کرده بود است. امتیازات حضرت ابراهیم یکی در توحیدش است و دوم درخوب امتحان دادنش است از نظرکلّی. هم خوب باید موحّد باشید، اصلا" به طرف بت و بت پرست نروید. شما می گوئید بت پرست که در میان ما نیست! چرا زیاد داریم! آنکس که پول را بهتر از خدا می خواهد، آنکس که به خاطر پول هر فعل حرامی را انجام میدهد، آن کس که برای بدست آوردن مال دنیا ربا می خورد، رشوه می گیرد، اینها از مشرکین بت پرست بدتر هستند به جهت اینکه بت پرستها از بتشان نه توقع پول گرفتن را از این داشتند نه توقع پول دادن آنها را داشتند، ولی اینجا نه! مسأله پول و مال و اینهاست؛ اینها مشرک هستند با اینها اصلاً  تماس نداشته باشید؛ اگر می توانید هدایتشان کنید. نمی توانید، از آنها کناره گیری کنید، این فلان اداره کار می کند؛ هر جا می خواهد باشد، حتی یک وزیر رشوه گیر، شما باید هیچ کاری با او نداشته باشید که ان شاءالله بحمدالله نداریم توی وزیرهایمان لااقل توی مدیرهایمان ان شاءالله نداریم. ولی اگر بود، حضرت ابراهیم وارد بت خانه شد، روز سیزده بدری تقریبا بود همه می رفتند خارج شهر، حضرت ابراهیم گفت: «انّی سقیم» من حال ندارم، موقعیّت بدستش آمد تبر را برداشت و تمام بتها را شکست، بعد تبر را گذاشت روی دوش بت بزرگ؛ گفت: او کرده؛ ببینید این معنای توحید است. نفر دومی که وارد بتخانه ی آنوقت شد، علی ابن ابیطالب (علیه السّلام) بود. با همکاری پیغمبر اکرم (صلیّ الله علیه وآله و سلم) وارد کعبه  شدند، سیصد و شصت بت را از بین بردند لذا بت پرستان با پیغمبر اکرم مخالفند، اهانت می کنند، جسارت می کنند، کار امروزشان هم نیست، خدا در قرآن از قول آنها مکرر «انّک لمجنون» حتی گفته اند، هنوز به آن حدّ نرسیده است، جسارت می کنند. حضرت ابراهیم را بردند طرف آتش، خدا آتش را بر او گلستان کرد، نسوزاند؛ حتی لباسهای حضرت ابراهیم را خدا حفظ کرد. اگر می خواهید در این آتشی که امروز برپا شده است، همه به طرف گناه و بدیها می روند محفوظ باشید؛ ابراهیم وار متعهّد باشید، امتحانتان را خوب بدهید، حتی به جبرئیلِ خدا هم مستقلا" تکیّه نکنید، خدا هست، اگر جبرئیل از طرف خدا آمده و می خواهد به من کمک کند خوب کارش را بکند دیگه از من اجازه گرفتن نمی خواهد؛ اگر از طرف خدا نیامده ما با تو کاری نداریم، فرزند عزیزش را دستور داد که ببر بکش! قربانی کن! حتی چرا نگفت! چرا مگر چه شده؟ چکارکرده این بچه؟ ما باشیم می گوئیم مگر این بچّه چکار کرده؟ هیچی! «إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُکَ» «يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ»﴿الصافات‏/102﴾ نمی گوید خوابت شاید تعبیرش چیز دیگر باشد یا لااقل به خوابت عمل کن؛ نه! «ما تؤمر» آنچه که از جانب خدا امر شده است، می بینید، در امتحان و در توحید، در توحید کامل! در امتحان هم کامل! لذا خدای تعالی توصیفش می کند ، به عنوان دوست خودش انتخابش می کند حضرت ابراهیم شنیده بود که خدا می خواهد از میان بندگانش یک خلیلی برای خودش انتخاب کند و علامتش هم این است که مُرده به دستش زنده میشود (علامت آن خلیل). اصرار می کرد خدایا مرده زنده کن تا من ببینم، می خواهم مشاهده کنم؛ دل تو دلش نبود، دیدید انسان یک هدیه ی بسیار فوق العاده ای می خواهد به او برسد، ناراحت است که چرا زودتر خبرش داده نمی شود. می دانست که در روی کره زمین یک آدمی که به درد محبوب بودن خدا بخورد پیدا نمی شود. می گفت: «کَیفَ تُحیَ المَوتی»(بقره/260) تو چطور مرده را زنده می کنی؟ دوست دارم ببینم. می دانست اگر خدا بخواهد اینجوری مرده را زنده  کند به دست خلیلش زنده می کند. خدای تعالی فرمود: آیا ایمان نیاورده ای که تو خلیل من هستی؟ «قال بَلی وَ لکِن  لِیَطمَئنّ قَلبی»(بقره/260) می خواهم آرامش پیدا کنم، می خواهم امضایش را بگیرم، می خواهم برایم مسلّم شود، چون خدای تعالی بداء دارد،  خدا هم فرمود: «خذ اربعة من الطّیر» چهار پرنده را بگیر«فصرهنّ» اینها را با هم مخلوط کن گوشتشان را مخلوط کن، بعد روی  چهار کوه بگذار«ثم ادعهنّ» بعد اینها را صدا بزن، خروس بیا، کبوتر بیا، طاووس بیا، امثال اینها، می بینی که «یاتینک سعیا» می آیند پیش تو. می بیند مرده را زنده شد، اینجا راحت شد، خلیل خدا شد و پیغمبر اکرم (صلّ الله علیه وآله و سلم) حبیب خداست. و امروز احتمالا"، از نظر بعضی ضعیف از نظر بعضی متوسط شهادت حضرت امام عسکری (علیه السّلام) است. چون بعضی گفته اند که روز اول ماه شهادت امام عسکری است به هر حال به پیشگاه فرزند عزیزش حضرت بقیّة الله (ارواحنا فداه) تسلیت عرض میکنیم امیدواریم که این غربت و این اعمال دشمنی ها نسبت به اهل بیت عصمت )علیهم السّلام( با ظهور حضرت بقیّة الله ان شاءالله پایان پیدا کند ولی امام عسکری (علیه السّلام) از اول زندگیشان تا آخر در یک محلی که ارتش بود، معسکر بود به اصطلاح آنها زند گی میکرد از این جهت هم به امام عسکری اسمشان معروف شد. امام هادی (علیه السّلام) هم که متوکّل ایشان را به سامراء تبعید کرده بود در همین خانه ای که الان حرم مطهر حضرت امام هادی و امام عسکری (علیهم السلام) است زندگی می کردند ولو اینکه دشمنان خاندان هنوز اجازه ندادند که خانه ی  امام زمان ساخته شود و ان شاءالله بفکرش هستند و من تحقیق کرده ام و از همّت دوستان خودمان خیلی متشکرم تا حدّی که ان شاءالله هروقت بنا شد به جائی این وجوه را بفرستیم به شماها خواهیم گفت واینکه چقدر جمع شده آن را هم خواهیم گفت، ولی هنوز موقعیّت دارد که ان شاءالله دوستان اظهار محبتشان را به محضر حضرت بقیّةالله (ارواحنا فداه)بکنند و خانه ی آنحضرت را وحرم مطهر پدر بزرگوار و جدّ بزرگوارش را و حرم مطهر اینکه جدا می گویم بخاطر اینکه والا همه در یک ضریح دفن هستند اما مادر عزیزشان حضرت نرجس خاتون و حرم مطهر حضرت حکیمه خاتون، این ها ان شاءالله زودتر ساخته شود و امیدواریم ان شاءالله این پولهائی که شماها دادید؛ یک بچه ای در مشهد درسنّ شاید هشت سالگی بود یک ده هزار تومان از عیدیهایش جمع کرده بود آورد به من داد گفت: این برای حرم مطهرامام هادی و امام عسکری (علیهم السلام). اینقدرمن تحت تاثیر واقع شدم که خدا می داند الان هم حتی تحت تأثیر واقع شدم که ما چرا اینطور هستیم؟ و این بچه روی فطرتش دارد کار می کند حتی به من گفت به پدر و مادرم هم نگوئید، معلوم است که هیچ کس او را تبلیغ نکرده است. ان شاءالله کوشش بکنیم همه تا اینکه بتوانیم به وظایفان  نسبت به خاندان عصمت و طهارت(علیهم السلام) عمل بکنیم و هرچه بیشتر داده شود ان شاءالله بیشتر محبتمان اظهار می شود والّا این پولها کاری انجام نمی دهد همین ده تومن گاهی بهتر از بعضی پولهای آنچنانی است. گاهی البته اینطور است، نه اینکه پول زیاد ارزش نداشته باشد، گاهی یک میلیارد تومن هم، ده تومن، ده تومن هم بخواهیم حساب کنیم باز مثل همون ده تومن همون بچه است. روی اخلاص باشد همه اش خوب است. روی فطرت باشد همه اش خوب است. ان شاءالله دست جمعی برویم حرم حضرت امام عسکری(علیه السلام)، من یک وقتی مثل امروزی یا مثل روز اول ماه (یادم نیست) در سامرا بودم دیدم نجفی ها آمده اند دسته جمعی به سامرا و«هوسه» می کنند؛ «هوسه» یک حالتی است که اینها اَرگاراشون را بر می دارند و یاحسین می گویند؛ خیلی ابهت فوق العاده ای دارد؛ و این کار را در مقابل دشمنان خاندان عصمت و طهارت(علیهم السلام) می خواستند اظهار محبت به امام عسکری (علیه السلام) بکنند و ان شاءالله امیدواریم اعیادی که در پیش داریم همه اش بر ما مبارک باشد مخصوصا فردا که چه تعبیر کنم؟ روز انتفال ولایت حضرت بقیة الله و انهدام دشمنان خاندان عصمت وطهارت(علیهم السلام) است که تا امروز بحمدالله ادامه دارد و این جشن بزرگ را به همه تبریک عرض می کنم و ان شاءالله هفده ماه ربیع هم، شب هفدهم آنهایی که دعوت شده اند در مرحله ی استقامت تشریف بیاورند و اگر نیایند ما چون حمل بر مسامحه می کنیم دیگر دعوتشان نمی کنیم و اگر دو سه دفعه هم دعوتشان نکردیم، بدانند که آنها هم خودشان را جزء برنامه های ما بدانند، ما آنها را نمی دانیم، چون اهل مسامحه اند و مسامحه ی زیاد برای ما ضرر دارد مگر اینکه عذر موجّهی داشته باشند دوستانمان بعضی هستند که خیلی جدّی هستند.

نسئلک اللهم و ندعوک باعظم اسمائک و به مولانا صاحب الزمان یا الله یاالله یاالله ….یا رحمن یا رحیم یا غیاث المستغیثین، اللهم عجل لولیک الفرج، خدایا فرج امام زمان ما را برسان. ما را از بهترین یاران و اصحابش قرار بده. توفیق تزکیه نفس کامل به همه مان مرحمت بفرما. خدایا ما را از صالحین قرار بده. خدایا ما را از صدّیقین قرار بده. خدایا توفیق شهادت به ما مرحمت بفرما. پروردگارا ما را از خدمت گزاران به دین قرارمان بده. پروردگارا به آبروی حضرت ولی عصر گرفتاریهای مسلمین برطرف بفرما. خدایا دشمنان شیعه را از بین ببر. آنها را نابودشان بفرما. پرور دگارا به آبروی ولی عصر حضرت حجة بن الحسن (روحی فداه) قسمت می دهیم همه ما را موفق به تزکیه نفس کامل و کمالات روحی بفرما. پروردگارا مرضهای روحیمان شفا عنایت بفرما. مرضهای بدنیمان به آبروی ولی عصر شفا مرحمت بفرما. مریض منظور الساعه لباس عافیت بپوشان. امواتمان غریق رحمت بفرما. شهدای ما را با شهدای کربلا محشور بفرما. اماممان غریق رحمت بفرما. عاقبتمان ختم بخیر بفرما. وعجل فی فرج مولانا یا صاحب الزمان.

 

0 پاسخ

پاسخ دهید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
مشارکت رایگان.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *