۱۸ محرم ۱۴۲۷ قمری – ۲۸ بهمن ۱۳۸۴ شمسی – استقامت

«أعوذ بالله من الشيطان الرجيم بسم الله الرحمن الرحيم الحمدلله و الصلاة و السلام علي رسول‌الله و علي آله آل الله لا سيما علي بقية‌الله روحي و أرواح العالمين لتراب مقدمه الفداء و اللعنة الدائمة علي أعدائهم أجمعين من الآن إلي قيام يوم الدين

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ إِنَّ الَّذينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ * أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ خالِدينَ فيها جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ‏َ»[۱]‏َ

از اينكه دوستان اين شهرك را زيارت مي‌كنم خيلي خوشحال هستم و از اينكه از ميان جوان‌هايي كه در اين سامان هستند انتخاب شده‌ايد و زير نظر جناب حجة الإسلام آقاي موسوي تحت تربيت كامل دين واقع شده‌ايد خوشحال هستم. آيه‌اي كه در اين هفته (؟؟۲:۱۶) خوانده‌ايد و ما هم زياد اين آيه را مخصوصاً در مرحله استقامت براي دوستان گفته‌ايم آيه مناسبي است. مهمترين چيزها براي بشر در هر كار استقامت و پشتكار داشتن است. اگر انسان نتوانست پشتكار خود را داشته باشد به تعبير علي بن ابيطالب (عليه الصلاة و السلام) «هَمَجٌ‏ رَعَاعٌ‏»[۲] است. «أَتْبَاعُ كُلِّ نَاعِقٍ»‏ٍ دنبال هر صدايي حركت مي‌كند، با هر بادي مي‌لغزد كه الحمدلله و المِنة در برنامه‌هايي كه خواهيد داشت و داريد اين مسئله كاملاً روشن است و إن‌شاءالله اگر به دستورات عمل بكنيد استقامت كاملي خواهيد داشت. در اين آيه مي‌فرمايد: قطعاً كساني كه مي‌گويند «رَبُّنَا اللَّهُ»… ببينيد ربّ انسان ممكن است خدا باشد، ممكن است پدر و مادر باشد، ممكن است يك استاد و يك معلم باشد، ممكن هم هست شيطان باشد يا شيطان‌سيرت‌ها. خود شما اين‌ها را تشخيص مي‌دهيد و مي‌فهميد كه پدر و مادر و استاد اگر از ناحيه پروردگار با شما كار بكنند همان ربّ شما خدا است ولي اگر پدر و مادر و استادي داشته باشيد كه شما را به طرف كارهاي شيطاني ببرند، به شما دستورات شيطاني بدهند طبعاً رب شما باز شيطان مي‌شود، پس مربي برمي‌گردد به خدا و شيطان. تا مي‌توانيد از پدر و مادري تبعيت كنيد كه حرف خدايي با شما بزند. در قرآن مجيد است كه اگر پدر و مادر به شما فشار آوردند كه معصيت كنيد يا راه انحرافي برويد «وَ إِنْ جاهَداكَ عَلى‏ أَنْ تُشْرِكَ بي‏ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما»[۳] اين‌جا آن‌ها را اطاعت نمي‌كنيد ولي اگر شما را راهنمايي كردند كه به سوي خدا حركت كنيد ولو اينكه خيلي جدي نگفته باشند شما جدي حركت كنيد. استاد هم همين‌طور است گاهي مي‌شود كه انسان يك استاد موسيقي دارد، يك استاد معاصي مختلف…، چون در هر معصيتي هم استادي هست، اين‌جا اگر انسان مي‌خواهد ربّ او خدا باشد بايد اطاعت از او نكند و او را به عنوان يك استاد انتخاب نكند، حتي ما در روايات داريم كه اگر مدرسه رفتيد، مدرسه شما در هر موضوعي، در هر ياد گرفتن سواد، ياد گرفتن علوم مختلف، حتي علم قرآن مي‌بينيد كه استاد شما عامل به دستورات قرآن نيست يا خدايي نكرده معصيت‌كار است. معلمي داريد سر كلاس كه گناهكار است، علناً گناه مي‌كند، از اين استاد استفاده نكنيد، استادي براي خود انتخاب كنيد كه شما را با عمل خود هم به سوي خدا دعوت كند. در حديث هست كه فرمود: «كُونُوا دُعَاةَ النَّاسِ بِأَعْمَالِكُمْ»[۴] مردم را با عمل خود به سوي خدا دعوت كنيد. اگر توانستيد كاري بكنيد كه بتوانيد بگوييد «إِنَّ الَّذينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ» شما اگر يك مدرسه‌اي را مي‌رويد، يك كسي شما را خوب تربيت كرده است، از شما مي‌پرسند كه مربي شما كيست؟ همان استاد خود را معرفي مي‌كنيد، پدر و مادر خوب خود را معرفي مي‌كنيد، اگر خواستيد بگوييد «رَبُّنَا اللَّهُ» ديگر نبايد شيطان در شما هيچ دخالتي داشته باشد، كساني كه مي‌گويند «رَبُّنَا اللَّهُ» مربي ما خدا است يا در دعاي كميل نُه مرتبه مي‌گويد «يا رَبِّ يا رَبِّ يا رَبِّ» «يا رَبِّ» يعني اي مربي من، اي كسي كه من را تربيت كردي، اي كسي كه من را ساختي. خدا به حضرت موسي فرمود: (؟..؟۹:۳۰) من تو را ساختم براي خود. اين موسي مي‌تواند بگويد «رَبُّنَا اللَّهُ» خوب دقت كنيد چون من خيلي فرصت ندارم، إن‌شاءالله مي‌خواهم با يك كلمه مختصري كه… مخصوصاً اين جزوه را باز كردم ديدم اين آيه آمد، يك مطلبي به شما بگويم كه هميشه إن‌شاءالله حركت كنيد و به سوي خدا برويد و وارد بهشت بشويد طبق همين آيه شريفه. اگر گفتيد «رَبُّنَا اللَّهُ»… يك طوري باشيد كه بتوانيد بگوييد «رَبُّنَا اللَّهُ» اين خيلي مهم است. در دعاي كميل هم مي‌گويد: «يا رَبِّ يا رَبِّ يا رَبِّ». در دعاي ابو حمزه ثمالي هم اگر به ياد داشته باشيد اول آن مي‌گويند آنقدر بگوييد «يا رَبّ» تا نفس شما ديگر تمام بشود‌ »يا رَبِّ يا رَبِّ» يا رَبِّ يعني اي مربي من. مربي شما بايد خدا باشد، دائماً فكر كنيد، خدايي نكرده اگر خواستيد يك قدم انحرافي برداريد اين ربّ من شيطان مي‌شود، اين را از من به يادگار داشته باشيد. تا يك گناهي پيش آمد، يك دروغي، يك غيبتي فوراً بگوييد ربّ من شيطان مي‌شود، من از تحت تربيت خدا خارج مي‌شوم. كساني كه مي‌گويند «رَبُّنَا اللَّهُ» اين‌هايي كه يقظه دارند اين‌ها گفتند «رَبُّنَا اللَّهُ» اصلاً معناي مرحله يقظه همين است. اگر به مرحله توبه رسيديد ديگر تثبيت كرديد «رَبُّنَا اللَّهُ» را، چون در مرحله توبه همه شما تعهد مي‌كنيد كه واجبات خود را انجام بدهيد، محرّمات را ترك كنيد، اين تثبيت مي‌شود «رَبُّنَا اللَّهُ» ديگر مربي شما خدا مي‌شود. مَربوب خدا مي‌شويد، ديديد چطور رُب درست مي‌كنند؟ يك نفر گوجه فرنگي را در ديگ مي‌ريزد، هرطور كه دوست دارد آن‌ها را به هم مي‌زند، خوب مي‌جوشاند و رُب گوجه فرنگي درست مي‌كند. رُب هم از همان رَب و ربوبيت و اين‌ها است. يك كسي يك انگشت از اين رُب گوجه فرنگي مي‌خورد، مي‌گويد: عجب انسان باسليقه‌اي بوده است، شماها بايد إن‌شاءالله طوري باشيد كه هر كسي شما را مي‌بيند بگويد چه مربي خوبي داشته است، آبروي خدا، آبروي ائمه اطهار، آبروي استاد خود را، همه را حفظ كنيد «عِبادُ الرَّحْمنِ»[۵] باشيد «ثُمَّ اسْتَقامُوا» بعد استقامت كنيد، اگر يك روز خوب باشيد و يك روز بد، مثلاً يك گوشه مربا تلخ باشد و يك گوشه آن شيرين، به همين قسمت شيرين آن هم كسي توجه‌اي نمي‌كند. به جهتي كه مي‌گويند اين مخلوط است. من يك وقتي در زمان جنگ گفتم: اگر يك سرباز ايراني برود يك روز براي صدام كار كند بيايد او را اعدام مي‌كنند، يك روز، شماها اگر يك روز، يك ساعت، يك كار براي شيطان انجام بدهيد از آن اعتبار يك مسلمان واقعي بودن مي‌افتيد. ببينيد اين آيه شريفه مي‌فرمايد: «إِنَّ الَّذينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ» تا اين‌جا را خوب فهميديد «ثُمَّ اسْتَقامُوا» پايدار باشيد، استقامت يعني پايداري. مقاوم باشيد، يك وقت هست يك ميخي را به ديوار مي‌كوبند، دو تا چكش به آن مي‌زنند مدام مي‌افتد، اما يك وقت آن‌قدر چكش بر سر آن مي‌زنند كه اگر شما ده كيلو بار هم به آن آويز كنيد مي‌بينيد تكان نمي‌خورد. در مقابل سختي‌ها، سنگيني‌ها، مشكلات دنيا بايد استقامت داشته باشيد. شما را سرزنش مي‌كنند، اين چه وضعي است كه تو داري، (نگاه كن مدام در پارك‌ها و فلان و اين‌ها..،۱۵:۳۰) بگوييد: ربّ من خدا است، خيلي راحت، هيچ تقيه هم نكنيد. رب انسان خدا باشد سرافكندگي ندارد، سرفرازي دارد، چنين فردي «فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ‏»[۶] هيچ خوفي نداشته باشيد، خوف براي كسي است كه كار بد بكند. شما اگر در اين شهرك، در اين شهر –نمي‌دانم اسم آن چيست چون درست بلد نيستم- اگر در اين شهر شما هيچ كار بد نكرديد شرمندگي نداريد، هر كسي مي‌رسد مي‌گويد: آقا تو چه كار مي‌كني؟ مربي من خدا است «رَبُّنَا اللَّهُ» در مقابل هر كس –كس كه نمي‌شود اسم آن‌ها را گذاشت- هر ناكسي كه به شما اعتراض مي‌كند خيلي سرافراز باشيد، خيلي بايد سر خود را بالا بگيريد، در سن جواني، در هر سني انسان خود را به خدا سپرده است و خدا دارد او را تربيت مي‌كند. اگر يك عده پيدا شدند كه طبعاً زمان ما زياد هستند و شما را به طرف كارهاي شيطاني كشيدند و خواستند رَب شما شيطان باشد اين‌جا سرافكندگي دارد، خود شيطان چيست، چه ارزشي دارد كه مرباي آن باشد. خود او دشمن خدا است، خود او با خدا مبارزه مي‌كند، حالا چه ارزشي دارد كه شما خدايي نكرده بگوييد رَب من شيطان است يا شيطان‌سيرتان است، يا فرض بفرماييد كساني هستند، چه پدر باشد، چه مادر باشد، چه استاد باشد، چه مربي انسان باشد، چه معلم مدرسه باشد، چه معلم دبيرستان باشد، چه معلم دانشگاه باشد، هر چه مي‌خواهد باشد اگر يك كار شيطاني يا خود او كرد و يا به شما گفت بكنيد اين شخص شما را تحت تربيت شيطان كشانده است، پس استقامت كنيد، اگر استقامت كرديد… ببينيد من براي شما روايت نمي‌خوانم كه بگوييد شايد اين روايت درست نباشد، براي شما از قول خود حرف نمي‌زنم كه شما بگوييد حالا يك چيزي ايشان گفته است، خدا دارد مي‌گويد، خدا. همين هفته هم – من نمي‌دانم اين جزوه براي همين هفته است يا… نود و هشتم- شما هر روز داريد اين را مي‌خوانيد «إِنَّ الَّذينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ» هيچ ترسي نبايد داشته باشيد، اصلاً معنا ندارد ترس داشته باشيد، اگر شخصيت اول مملكت مثل مقام معظم رهبري هر روز روزي چند دفعه با شما تلفني صحبت مي‌كنند مي‌گويد: هر كاري داشته باشيد من انجام مي‌دهم، هيچ غصه نخور، در هر اداره‌اي كار شما گير كرد، در هر جايي به من بگو، چقدر آرامش پيدا مي‌كنيد. حساب كرديد روزي چند دفعه خداي تعالي به شما مي‌گويد بگويد «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعينَ»[۷]‏َ تنها تو را عبادت مي‌كنم، يعني من تنها حرف تو را گوش مي‌دهم و تنها تو يار من هستي، خدا دارد مي‌گويد، نه اينكه شما بگوييد، شما بعد بايد بگوييد، خدا به شما ياد مي‌دهد كه اين‌طوري با من صحبت كنيد، چون قرآن مي‌خوانيد. بنابراين هيچ ترسي نبايد داشته باشيد. آقا چه كار مي‌كنيد؟ دارم تزكيه نفس مي‌كنم، تزكيه نفس هم كاري شد؟ مگر خدا مردم ديگر را جهنم مي‌برد كه شما را نمي‌خواهد ببرد. احتمال دارد مردم ديگر را جهنم ببرد ولي من نمي‌خواهم بروم. چرا؟ چون خداي تعالي همين جا مي‌گويد: «أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ» همين‌ كساني كه گفتند «رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا» اولاً «فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ» بعد مي‌فرمايد: «أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ خالِدينَ فيها» هميشه هم در بهشت هستند. او استقامت كرد، تحت تربيت ما قرار گرفت و ما هم او را دائماً در بهشت قرار مي‌دهيم، چرا؟ چرا خدا إن‌شاءالله ما و شما را در بهشت ابدي قرار مي‌دهد؟ براي اينكه «بِما كانُوا يَعْمَلُونَ» به خاطر آن چيزي كه شما عمل كرديد، خيلي راحت. ببينيد دو دو تا چهارتا، خيلي از اين صريح‌تر براي اينكه انسان خود را تحت تربيت خدا قرار بدهد و يقظه و توبه را داشته باشد و بعد هم استقامت داشته باشد، ديگر از اين صريح‌تر نمي‌شود «فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ» چند تا سفارش هم من به شما دوستان عزيز مي‌كنم إن‌شاءالله شماها عمل مي‌كنيد، خيلي در برنامه‌هاي خود جدي باشيد، خيلي كارهاي خود را جدي بگيريد، من يك سالي مشرف شده بودم عراق، مي‌دانيد (عتاب۲۲:۱۰) مقدسه به هر يك از ائمه اطهار (عليهم الصلاة و السلام) كه زيارت مي‌كردم دوست داشتم يك دعايي براي دوستان اهل تزكيه نفس در شهرهاي مختلف هستند بكنم، وظيفه من هم هست، هر وقت زمان دعا شد شما هم براي آن‌ها دعا كنيد. يك امامزاده‌اي رفتيد، يك جايي كه محل استجابت دعا بود رفتيد اين كار را بكنيد، من در هر جايي كه رفتم، عجيب بود آن سفر، بعد آن چندتا سفر ديگر رفتم اين‌طوري نبود، همه جا در دل من إلقاء مي‌شد، نه اينكه حالا يك كسي بيايد با من صحبت كند، ما اهل اين حرف‌ها نيستيم كه بگوييم آمدند به ما گفتند، نه در دل من إلقاء شد، مثل اينكه به دل شماها هم گاهي يك چيزهايي مي‌افتد، إلقاء مي‌شود كه در همه آن‌ها جدي با‌شيد، چون جديت خيلي مهم است، پشتكار داشتن. يك حديث داريم كه امام (عليه الصلاة و السلام) مي‌فرمايد: «الْحِكْمَةُ ضَالَّةُ الْمُؤْمِنِ»[۸] حكمت گمشده مؤمن است، يك صداي بلندگو مي‌آيد، يك مسجدي دارد صحبت مي‌كند، برويم ببينيم شايد اين‌جا يك كلمه حكمت‌آميزي باشد، چون انسان گمشده خود را همه جا…. شما يك جواهري گم كرده باشيد، زير اين فرش را مي‌گرديد، زير آن فرش را مي‌گرديد، در بوفه را مي‌گرديد، اين طرف، آن طرف، بعضي جاها را مثلاً شايد ده مرتبه برويد نگاه كنيد، چون بيشتر احتمال آن هست، هر جايي بيشتر احتمال آن هست كه شما آن جواهر خود را پيدا بكنيد بيشتر مي‌گرديد. مثلاً‌ خانم شما به شما بگويد: اين‌جا را كه گشتي، مي‌گوييد باز هم يك نگاه ديگر بكنم. هرجايي كه صحبت از حكمت بشود…، ما به دوستان خود –خدا إن‌شاءالله همه آن‌ها را حفظ كند- بسيار دوستان خوبي در شهرها داريم، لابد يك عده شما در تهران آمديد و ديديد ديگر، مثلاً مرحله استقامت…، نمي‌دانم تا چه مرحله‌اي اين‌جاها هست؟

– مرحله استقامت را داريم

– ديديد چقدر… از همه جا مي‌آيند فقط در يك مرحله، يا مرحله يقظه مثلاً، اين‌ها خيلي خوب هستند، عجيب است، از اين راه دور… من ديروز به دوستان مي‌گفتم اين آقاي موسوي ما را تا اين‌جا آورده است براي اينكه به ما بفهماند كه وقتي تو مي‌گويي بياييد ما چه راهي را مي‌آييم. راه دوري است، تعارف ندارد، مخصوصاً وقت‌هايي كه هواي آن طرف‌ها سرد است و شماها هم كه به سرما عادت نداريد ولي پشت كار داشتن، جدي بودن، الآن من قيافه‌هاي شما را نگاه مي‌كنم باور نمي‌كردم در (؟؟۲۵:۴۰) اين‌قدر جوان خوبِ متدينِ داراي تمام خصوصيات كه من واقعاً دوست دارم و إن‌شاءالله علاقه من هم به خاطر خدا است، باور نمي‌كردم اين‌قدر باشيد، هر يك نفر از شما حجت هستيد، حجت مي‌دانيد يعني چه؟ يعني روز قيامت خداي تعالي به جوان‌هاي فاسد مي‌گويد: چرا فساد كرديد؟ چرا فاسد بوديد؟ چرا راه كج رفتيد؟ مي‌گويد: من مثلاً جوان بودم، پدر و مادر من اين‌طور… وسايل معصيت اين‌طور در اختيار من بود، يكي از شماها كه همه آن شرايط را داريد ولي نكرديد مي‌آورند و مي‌گويند اين هم مثل تو، مي‌شود حجت، شما حجت مي شويد، حجت خدا، يعني دليل خدا، نمي‌خواهيد اين‌طور باشد؟ دير يا زود بالأخره همه ما با خدا روبه‌رو مي‌شويم و ائمه اطهار وقتي كه ما را مي‌بينند… در همين روز جمعه در دعاي ندبه مي‌خوانيم: «وَ شِيعَتُكَ عَلَى مَنَابِرَ مِنْ نُورٍ مُبْيَضَّةً وُجُوهُهُمْ حَوْلِي فِي الْجَنَّةِ وَ هُمْ جِيرَانِي»[۹] تا در صحراي قيامت يكي از شماها را علي بن ابيطالب يا پيغمبر اكرم مي‌بيند از دور اشاره مي‌كند بيا پيش من «حَوْلِي» يعني اطراف من «فِي الْجَنَّةِ» اكثر شما عربي بلد هستيد ديگر «وَ هُمْ جِيرَانِي» يا علي بن ابيطالب… بر منبرهايي از نور، روي بلندي، اختصاص دادند براي شيعيان، آن‌جا همه نور است، همه واقعيت است، همه حقيقت است، كوشش بكنيد إن‌شاءالله جدي باشيد و تا مي‌توانيد به قرآن و حقايق قرآن توجه كنيد و من إن‌شاءالله از آقاي موسوي هم تقاضا مي‌كنم كه دوستان ايشان قرآن را با تدبر بخوانند و برداشت‌هايي هم داشته باشند، برداشت‌هاي شما را ما خلاصه مي‌كنيم، إن‌شاءالله در يك كتابي به نام خود شما چاپ مي‌كنيم و براي ما إن‌شاءالله مي‌فرستيد.

روز جمعه است، روزي است كه متعلق به حضرت بقيةالله (أرواحنا فداء) هست و إن‌شاءالله هدف غايي و نهايي ما اين است كه همه ما از ياران حضرت بقيةالله باشيم. من مكرر به دوستان گفتم از همه جا استفاده بشود كه ظهور نزديك است، حتي بعضي از بزرگان، بعضي از علما گفتند ما در ظهور صغري هستيم، بايد هم همين‌طور باشد، چون تدريجاً ظهور انجام مي‌شود، يك دفعه انجام نمي‌شود كه بعضي از مشكلات را به وجود بياورد. يك مراحلي از ظهور هم انجام شده است و خود را آماده بكنيد. من مكرر به دوستان گفتم كه دو چيز يقيني است و يك چيز احتمالي. خوب دقت كنيد اگر خواستيد بگوييد همين چيزي را كه من مي‌گويم بگوييد، يكي اينكه امام زماني هست اين يقيني است. يقيني دوم اينكه حتماً مي‌آيد، اين هم يقين است. احتمال آن است كه زمان ما إن‌شاءالله انجام بشود. اين سه چيز ما را وادار مي‌كند كه ما خود را آماده براي سرباز و اصحاب و يار حجة بن الحسن (أرواحنا فداء) بودن قرار بدهيم. اميدواريم إن‌شاءالله در محضر آقاي معلم و جناب آقاي كاشاني كه از اساتيد هستند و بسيار از وجود ايشان استفاده مي‌كنند و ما هم استفاده مي‌كنيم معذرت مي‌خواهم، چون ما قول داده بوديم كه كم صحبت بكنيم كه زياد مزاحم آقايان نشويم ولي مثل اينكه باز هم زياد شد. اين زياد شدن از يك طرف آقاي موسوي به خاطر اين بود كه واقعاً من علاقه شديدي به دوستاني كه الآن در مقابل من هستند پيدا كردم. از همه شما التماس دعا دارم، خداي تعالي توفيق داد، واقعاً كار خدايي بود كه من امروز اين‌جا باشم وإلّا امروز بنا بود من تهران باشم، يعني اين دست ما نبود. خود اين براي سعادت من… و إن‌شاءالله اگر به اين تذكري كه عرض كردم و همين مطالبي كه عرض كردم شماها عمل كنيد، چون آيه قرآن است مايه سعادت شما خواهد بود، مايه موفقيت شما خواهد بود و إن‌شاءالله اميدوارم هر چه زودتر دست شما به دست حضرت بقيةالله برسد و با ايشان مصافحه و بيعت كنيد و تحت فرمان اين آقاي عزيز، اين بزرگ مردي كه در عالم هستي بعد از ذات مقدس پروردگار شخصي به اين ارزش، يعني بعد از پيغمبر اين‌ها همه «كلهم نور واحد»، وجود ندارد. إن‌شاءالله دست شما به دست ايشان برسد. حالا چندتا دعا مي‌كنم شماها با توجه آمين بگوييد.

«اللهم صلي علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم» خدايا فرج امام زمان ما را برسان. ما را از ياران خوب آن حضرت قرار بده. خدايا جديّت، پشتكار، استقامت به اين دوستان عزيز ما مرحمت بفرما. خدايا قدر راهي كه مي‌روند را به اين‌ها نشان بده. پروردگارا همه ما را همان‌گونه كه خود در اين آيه شريفه فرموده‌اي قرار بده. پروردگارا امام زمان ما را از ما راضي بفرما. پروردگارا همه ما را از ياران بسيار خوب حجة بن الحسن قرار بده. خدايا بزرگان دين، مراجع تقليد، رهبر عزيز در پناه امام زمان حفظ بفرما. پروردگارا به آبروي وليّ عصر تو را قسم مي‌دهيم چشم ما به جمال مقدس ايشان روشن بفرما. ما را تحت تربيت آقاي خود حجة بن الحسن قرار بده. پروردگارا به آبروي وليّ عصر كساني كه در راه تزكيه نفس خدمت مي‌كنند، زحمت مي‌كشند، مخصوصاً جناب آقاي موسوي در اين محل، در پناه امام زمان حفظ بفرما. اجر جزيل به ايشان مرحمت بفرما.

«و صلي الله علي سيدنا محمد و آله الطاهرين»

 


[۱]. احقاف، آيات ۱۳ و ۱۴٫

[۲]. نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص ۴۹۶٫

[۳]. لقمان، آيه ۱۵٫

[۴]. بحار الأنوار، ج ‏۵، ص ۱۹۸٫

[۵]. فرقان، آيه ۶۳٫

[۶]. بقره، آيه ۳۸٫

[۷]. فاتحه، آيه ۵٫

[۸]. نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص ۴۸۱٫

[۹]. بحار الأنوار، ج ‏۹۹، ص ۱۰۶٫

0 پاسخ

پاسخ دهید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
مشارکت رایگان.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *