آداب اسلامی ، آداب زندگی با اولیاء خدا – مشهد – توضیح آیات جزوه(۱۰۲) سوره حجرات – ۱۶ صفر ۱۴۲۷ قمری – ۲۶ اسفند ۱۳۸۴ شمسی

أَعُوذُ ‌بِاللّهِ‌ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیم

بِسمِ‌اللّهِ‌الرَّحمَنِ‌الرَّحِیم

 أَلحَمدُلِلّه وَالصَّلوهُ وَ السَّلامُ عَلی رَسُولِ ‌اللّه وَ عَلی آلِهِ آلِ اللّه لاسِیمَا عَلی بَقیهَ اللّه روحی وَ أَلارواحُ العَالَمِینَ لِتُرابِ مَقدَمِهِ الفَداء وَاللَّعنَهُ الدّائِمَهُ عَلی أَعدَائِهِم أَجمَعین مِنَ الآنِ إلی قِیامِ یومِ الدّین.

 آیاتی که تلاوت شد، مخصوصا آیات سوره حجرات، آداب زندگی با اولیاء خدا را در این سوره مبارکه بیان می کند. یکی از واژه های تحریف شده که در بین ما به اشتباه ازآن استفاده می‌شود کلمه ادب است. ادب در لغت عربی به معنی این است که انسان هر چیزی را جای خودش بگذارد و به جا استفاده کند و از جایی که موقعیّت آن کلمه یا آن چیز است تجاوز نکند. به ادبیات فارسی یا عربی، ادبیات می گویند به خاطر اینکه کسی که ادبیات را خوب بلد است، هیچ گاه فاعل را منصوب و مفعول را مرفوع و امثال اینها نمی‌خواند. ادبیات در زبان، هر کلمه ای را جای خود استفاده کردن و هر کلامی را در مکان خود از نظر حرکات، از نظر مخرج حروف باید رعایت کردن است. این که اگر شما در نماز مثلاً حاء و هـ و امثال اینها را از مخرج ادا نکنید نمازتان باطل است گاهی به خاطر این است که معنی عوض می‌شود، و ان شاء الله دوستان وکسانی که در مرحله یقظه هستند، حتما کوشش کنند که ادبیات نمازشان را کاملا رعایت کنند. یادم هست استاد تجوید ما در مسائل مختلف تجویدی، می‌گفت که اگر صمد را با صاد بخوانید به معنی موجودی است که جوف ندارد، یعنی داخل ندارد. بعضی ها به غلط حتی دیدم در کتاب ها نوشته اند، که خدا “لا جوف له”، یعنی خدا توخالی است، این غلط است چون خدا داخل ندارد که خالی یا پر باشد. هرچیزی را در عالم مادی فکر کنید بالاخره داخل دارد، یا خالی یا پر. حتی اتم، این طور است که هسته ای در داخلش است و تمام الکترون ها دور هسته می چرخند که بعضی از دانشمندان میگویند اگر کره زمین را آنچه که خلاء دارد از بین ببرید با همین وضع به اندازه یک نارنج بیشتر نمی شود و محال است، یعنی این عمل محال است.
به هر حال، ولی اگر صمد را با سین گفتید به معنی فضله حیوانات است. ببینید چقدر معنی عوض می‌شود. با صاد یکی از اسمای پروردگار است آن هم در سطح به آن بلندی، ولی با سین به این معنی است. خیلی باید انسان رعایت ادبیات نمازش را -به زبان عربی چون می خواند- بکند.
ادب حضور در اجتماعات؛ گاهی خدا صحبت می کند، گاهی پیغمبر حرف می زند، گاهی یک فرد معمولی سخن می گوید؛ وقتی که خدا با انسان صحبت میکند، باید کمال ادب را رعایت کرد، هر چه خضوع دارید باید اظهار کنید، ما این که به همه شما عرض کردیم دو زانو بنشینید، حرف نزنید، این اقل رعایت ادب است، اکثرش چیست؟ اکثرش این است که انسان قالب تهی کند، انسان آب شود، وقتی که علی ابن ابیطالب خطبه همّام را برای هّمام می خواند، « فصعق همّام صعقه » یک فریادی همّام زد و جانش در همان فریاد بیرون آمد.کلام علی ابن ابیطالب وقتی با روح انسان این معامله را بکند، کلام خدا باید چه بکند؟ حالا بعضی از بزرگان گفتند که غفلت خودش یک نعمت است، اگر ما غفلت نداشته باشیم و خدای تعالی را از رگ گردن نزدیک تر بدانیم ودائماً متوجه او باشیم، به هیچ کار دیگر نمی توانیم توجه داشته باشیم. پس لااقل باید شما الگو باشید ؛ در هر کجایی که صدای قرآن بلند شد، چه در خلوت باشد، چه در اجتماع، “وَ إِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا” (اعراف‏/۲۰۴) وقتی که قرآن خوانده می‌شود همه ساکت باشید. یکی ازبزرگان می گفت که من مثلا در وقت خواندن قرآن صلوات می فرستم، صلوات با آن اهمیت، صلوات خیلی مهم است، بزرگ ترین اذکاری است که در اسلام ارزش دارد، چون “لا اله الا الله” فقط ذکرخدا است، هر دعا یا هر ذکری را که بگویید می‌بینید آن معجونی که در صلوات هست در آن نیست، در صلوات دعا هست که “مخ” عبادت است، درصلوات ولایت هست که “ما نودی بشیءٍ کما نودی بالولایه” (کافی/ج۲ ،ص۱۸ ،ح۳ ،۱ ،۸) درصلوات یک حالتی به انسان دست می‌دهد که در هیچ ذکری به انسان آن حالت دست نمی دهد وآن این است که انسان آن قدر خدا را بزرگ می‌داند که پیغمبری که “اودعته علم ما کان ومایکون الی الانقضاء خلقک”(مفاتیح الجنان/ندبه) ، این پیغمبر به آن خدا محتاج است، یعنی ما می گوییم خدایا رحمت خاص الخاصت را بر پیغمبر وآل پیغمبر بفرست، این معجون را ما در هیچ دعایی نداریم، اما همین صلوات را اگر شما وقتی که قرآن خوانده می شود بفرستید، مورد نهی است« و انصتوا » ، یعنی حرف نزنید. واجبش در نماز جماعت است، تا امام جماعت سوره حمد را می‌خواند و سوره را بعد ازحمد می‌خواند، شما حق ندارید حرفی- که ولو ارتباطش با خدا باشد- بزنید، باید ساکت باشید، گوش بدهید، این ادب در محضر پروردگار است.
و در محضر پیغمبر می‌خواهید حرف بزنید” …لاترفعوا اصواتکم فوق صوت النبی… “(حجرات‏/۲) صدایتان را تنظیم کنید ، می خواهید از پیغمبر اکرم سوال بکنید، بلندی صدای شما باید کمتر از بلندی صدای پیغمبر باشد. این کلام خداست درسوره حجرات، وآنهایی که این آداب را رعایت نمی کنند آنها شعور ندارند، صریح قرآن است: “ان الذین ینادونک من وراء الحجرات… “(حجرات‏/۴) یک عده بودند، می آمدند پیغمبر را از پشت اتاق ها صدا می زدند- می خواستند خودشان را زیاد معطل نکنند- پیغمبر درکدام خانه وکدام حجره هست؟ وسط می ایستادند و داد میزدند، که دارد در روایت که این آیه شریفه: ” ان الذین یؤذون الله ورسوله لعنهم الله فی الدنیا والاخره… ” (احزاب‏/۵۷)، این آیه دروقتی نازل شد که یک نفر از اصحاب- که اگر مشکل نبود وتقیه لازم نبود من اسمش را می بردم، ولی در روایات اسمش برده شده- صدا زد یا رسول الله ! برای نماز بیایید! نماز مغرب بود یا عشاء، بچه‌هایمان می خواهند به خواب بروند، چرا معطل کرده ای؟ و برای پیغمبر تکلیف تعیین میکردند، این آیه نازل شدکه اذیّت همین مقدار و رعایت نکردن ادب همین مقدار، جوری می شود که خدا لعنتش می‌کند “ان الذین یؤذون الله و رسوله لعنهم الله فی الدنیا و الاخره و اعدّ لهم عذاباً الیما ” (احزاب‏/۵۷).
از آنجا که بگذریم، از پیغمبراکرم و ائمه اطهارعلیهم السّلام که بگذریم، نوبت به پدر و مادر می رسد. با پدر چه کنیم؟ با مادر چه کنیم؟ چگونه ادب آنها را رعایت کنیم؟ طبق آیات شریفه قرآن، ادب پدر و مادر در این است: “وَ اخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَهِ وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیَانِی صَغِیراً “(اسراء/ ۲۴) در زمان ما این آداب، خُب خدا را که نمی شناسیم، پیغمبر هم که در بین ما نیست، این دو تا طبعا معفوند؛ نه {اینکه}معفو باشد ، هم خدا را باید بشناسیم، همانطوری که شما شناخته اید و بحمدالله رعایت کلام الهی رادر حال استماع می کنید؛ پیغمبر اکرم هم که خُب در میان ما نیست، ما خدایی نکرده وهابی که نیستیم، ان شاء الله عقاید وهابیت در بین ما نفوذ نکند. من به عالم وهابی گفتم که اگر پیغمبر در بین ما نیست این سلام نماز عبث وبیهوده است، درنماز می‌گوییم السلام علیک ایها النبی؛ این کاف،کاف خطاب است، یعنی سلام بر توای پیغمبر، اگر پیغمبر در عرش است وهیچ اطلاعی از حال ما ندارد و در بین ما نیست، بنابراین اگر این‌طور است این سلام غلط است! سلام بر تو در زیارت حضرت معصومه که ماثوره است و از جانب خاندان عصمت وطهارت رسیده، چرا ما نسبت به انبیاء اوالعزم گذشته می گوییم “السلام علی آدم صفوهِ الله، السلام علی نوح نبیِ الله، السلام علی ابراهیمٌ خلیلِ الله، السلام علی موسی کلیمِ الله، السلام علی عیسی روحُ الله، السلام علیکَ یا رسولَ الله”، تا آنجا سلام بر آدم،سلام بر ابراهیم،سلام بر موسی وحضرت عیسی اما یک‌دفعه برنامه عوض می شود مثل اینکه پیغمبر در مقابل ما ایستاده و به او خطاب می کنیم “السلامُ علیکَ یا رسول الله”، بعد هم به سایر ائمه تا حضرت بقیه الله، که در خصوص حضرت بقیه الله به احترام می گوییم که سلام بر آن کسی که وصی همه است، همه چیز. گاهی انسان سلام را غایبانه می گوید، گاهی به خاطر اینکه طرف خیلی بزرگ است، انسان خودش را آن‌قدر کوچک می داند که مثل اینکه در حضور او نمی تواند باشد، “السلام علی الوصی من بعده”، زود هم می گذرد، این از کمال معرفت استف بعد دعا می کند: “اللهم صل علی نورک وسراجک و ولی ولیّک و حجّتک علی الارض” تا آخر زیارت.
پس پیغمبر الان هم در بین ما هست، اگر در بین ما نبود خدا ما را با این اعمالی که ملاحظه می فرمایید که به خرافات، به مسائلی که یک مسلمان نباید به آن توجه کند، عذاب نازل می کرد” و ما کان الله لیعذبهم و انت فیهم “(انفال/ ۳۳)، خدا مردم را عذاب نمی کند چون تو در بین آنها هستی.
حالا پیغمبر و خدا را که بالاخره ما نمی بینیم، هر چه را هم می بینیم باید به آن توجّه کنیم، پدر و مادر را که می بینیم، “وَ اخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَهِ وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیَانِی صَغِیراً “(اسراء/۲۴) این کلمه “جناح الذّل” را من اگر بخواهم برایتان توضیح بدهم معنایش این است که فرض کنید یک کبوتری بال هایش را پهن کرده و در مقابل یک فردی آن چنان کوچکی کرده است که حرکتی در او نیست. زمان ما متأسفانه هم در برنامه های تعلیماتی مان هست، که پدر دیگرهیچ، مادر هم به خاطراینکه زیاد محبت میکند به فرزند یک خورده ای بیشتر دوستش داریم “جناح الذّل من الرحمه” به زور هم نباید خودت را وادار به احترام به پدر و مادر بکنی. یعنی اگر در دلت ناراحت هستی که چرا من بیایم اینقدر دست پدرم را، چرا این گونه باید پای مادرم را ببوسم، و هر چه می گوید بگویم چشم، در دل این جوری بگویی ولی عملاً نه، هر چه آنها می گویند می گویی چشم و همیشه هم دست پدرت را می بوسی، همیشه هم احترامش می کنی، اما در دلت ناراحت هستی، نه! “من الرحمه” با مهربانی قلبی بکن، چرا؟ “وقل ربّ الرحمهما”، بگو با خودت، خدایا با اینها مهربانی کن. اینها “ربّیان صغیرا”، من که بچه بودم اگر یک لحظه مرا تنها می‌گذاشتند این همه خطر دورو بر من بود، اینها چقدر به من مهربانی کردند. جوان ها تا بچه دار نشوید نمی‌فهمید که پدر یعنی چه؟ مادر یعنی چه؟ ” و قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیَانِی صَغِیراً” (اسراء / ۲۴) در دعاها هم هست، دستورات خاندان عصمت هم هست “اجزهما بالاحسان احسانا و بالسیئات غفرانا” (مفاتیح الجنان/ابوحمزه ثمالی) ببینید چقدر ادب را رعایت می‌کند که مشغول دعا برای پدر مادر می‌شود، نگفتند در این آیه که پدر ومادر صالح منظور است، هر پدر و مادری، چرا! در یک جا فقط و فقط خدای تعالی استثناء میکند،”و ان جاهداک علی ان تشرک بی ما لیس لک به علم فلا تطعهما “(لقمان/ ۱۵) اگر اصرار کردند بیا و بت پرست بشو، مشرک بشو، شرک به خدا بیاور، اینجا اطاعتشان نکنید. چرا؟ اگر حتی این دامنه‌اش می‌آید که اگر اصرار کردند که تو گناه بکن، گناه یعنی مخالفت خدا، اطاعت پدر مادر یعنی آنها را بر خدا ترجیح دادن، این‌جا “فلا تطعهما”. “ولا تقل لهما اُف” (اسراء/ ۲۳)، که امام می‌فرماید: از کلمه اُف اگر کمتر بود، خدای‌تعالی آن را می‌گفت. من خودم نمی فهمیدم معنی اُف را، شاید اکثر شماها هم نفهمید ولی یک قضیه ای برایم پیش آمد که معنی اُف را فهمیدم، یک کسی بود حالا نمی‌گویم که بوده، این اواخر عمرش حافظه اش را از دست داده بود، هر وقت ما را می‌دید می‌خواست یک قصّه ای را برایمان بگوید و یک قصّه را تکرار می کرد، شاید من پنجاه مرتبه این قصّه را از او شنیده بودم ولی خُب مرد مُسنّی بود، دائم بر زبانم می‌آمد بگویم اُف! چقدر این قصّه را نقل میکنی! باز ادب را رعایت می‌کردم و قصّه را گوش می‌کردم و این کلمه اُف آنجا برایم معنایش جا افتاد. پدرتان است، دوستتان دارد، می‌گوید بیا بنشین برایت قضیه ای بگویم، شما هم آن قضیه را ده دفعه از او شنیده‌اید و این دفعه یازدهم است، «پدر جان! این قضیه را ده دفعه گفته‌ای، رهایمان کن! اُف! چقدر حرف میزنی!» تمام شد! نهی الهی که برای شما گناه است، این به وجود آمد. حالا خودتان حساب بکنید این ادب در محضر پدر و مادر است و در روایات دارد “الآباءُ ثلاثه” (تحریر المواعظ العددیّه /ص۲۴۷)که پدر و مادر سه تا هستند که یک کرامتی یک وقتی از مرحوم حاج ملا آقا جان من در این خصوص دارم، شاید هم در کتاب پرواز روح دیده باشید، خدا رحمت کند مرحوم شهید هاشمی نژاد در منزل ما با حاج ملا آقا جان سه نفری نشسته بودیم، من دیدم- معمول ایشان هم این بود که هرجا می‌نشست یکی دو نفرکه بودند حرف های معنوی میزد- این حالت را در خودتان ایجاد کنید، اگر در طرف نقصی می‌بینید نقصش را بگویید، آیینه را وقتی جلوی رویتان بگیرید، این آیینه نواقص شما را به شما نشان می دهد، نمی‌شود آیینه را جلوی رویتان بگیرید، هیچ نواقص صورتتان را، قیافه تان را، به شما نشان ندهد. “المؤمن مرآت المؤمن” (بحارالانوار/ج ۷۱، ص ۲۶۸ )مؤمن آیینه مؤمن است، تو باید خوبی‌های او، بدی‌های او را به او بگویی، او هم باید به تو بگوید. اینطوری بود، داشت صحبتی می‌کرد، یک دفعه رو کرد به شهید هاشمی نژاد یک مسئله ای را گفت که این روایت در فلان کتاب است، مثل این که- من البته متوجه نشدم ولی بعد معلوم شد که- گفتند که در ذهن شهید آمده بود که وقتی کلام ایشان تمام شد، من از سند این روایت بپرسم و ایشان کلامش را قطع کرد و این را گفت که از آنجا یک ارادت عجیبی آن مرحوم به مرحوم حاج ملاآقا جان پیدا کرد.
“الآباء ثلاثه” ، پدر و طبعاً مادر سه تا هستند، یکی که پدر و مادر خودتان است و می‌شناسید، دوم پدر و مادر زن که اگر همسرتان بر شما غالب بشود طبعا پدر زن و مادر زن را از پدر ومادر خودتان بیشتر دوست دارید، اگر شما غالب شدید، تفوّق پیدا کردید، خواهی نخواهی پدر و مادر شما بر پدر و مادر او غلبه پیدا میکنند، اما برای هیچ کدام نباید این طور باشد! من بعضی را در مسافرت ها دیدم اگر سوغاتی می‌خرند مساوی برای مادرشان و مادر زنشان خرید می‌کنند. این تبلیغاتی که مادر زن دشنمت است، مال شیطان است، اگر در یک جا دیدید که یک نفر فرق می‌گذارد بین مادر زن و مادرخودش، چه غریبه باشد چه خودی، چه خودت باشی و چه خواهر و برادرت باشند، این شیطان است، فوراً فکر کنید شیطان دارد این فعالیت را می‌کند. مادرت آمده یک چیزی به تو گفته، مادر همسرت هم آمده به تو یک چیزی گفته، شما او مادرت هست که نمیتوانی کنار بگذاری خُب پس مادر همسر اشتباه می‌کند! این کارها را نکنید، اکثر این نزاع ها و جدایی ها در اثر این است که محبت مادر گاهی زیادتراست و مادر همسر آن محبوبیّت را ندارد و کنار گذاشته می‌شود، طبعاً دعوا می‌شود، او هم می رود دخترش را تحریک می‌کند، چون تزکیه نفس هم که در کار نیست، مخصوصاً وقتی آدم لجاجت می‌کند و زن هم باشد، این دیگر می‌بینی کار را خراب کرد.
کوشش کنید که این آداب اسلامی را رعایت کنید. ادب اسلامی این است که فرقی، حتی کوچک ترین فرقی بین مادر همسرتان و مادرتان نگذارید، هر دو مادر شما هستند، اگر این کار را بکنید به نظر من پنجاه درصد اختلافات خانوادگی رفع میشود.
آدابی که درباره‌ی استاد هست و ان شاء الله شما همه کوشش می‌کنید و عمل می‌کنید، در کتاب “منیه المرید” که کتابی است که مرحوم شهید نوشته، من نمی‌خواهم در این خصوص خیلی توضیح دهم، ترجمه هم شده، آن را مطالعه کنید و ان شاء الله عمل کنید و در گذشته، زمان مرحوم آیت الله بروجردی، من ناظر بودم که در حوزه ها این کتاب را جزء کتاب های درسی طلاب گذاشته بودند و به جای فلسفه‌ی امروز که امتحان گرفته می‌شود، آن کتاب را امتحان می‌گرفتند، این هم آداب استاد.
آداب معاشرت با یکدیگر چطور؟ حضرت سّجاد نشسته بودند، محمد بن مسلم آمد گفت وضع خیلی خراب است! امام فرمودند مگر چطور است؟ او گفت: مردم بد هستند، من از آنها بدم می‌آید، از همه، خوبشان و بدشان متنفرم. مثل امروز نبود که شب چهارشنبه سوری داشته باشند و به این جهت انسان از آن ها بدش بیاید، سیزده به در داشته باشند، کارهای بیهوده بکنند؛ به خدا قسم آقایان! این کارها را من دارم اعلام می‌کنم، یک وصله‌های بسیار ناجوری است که به اسلام دارد بسته می‌شود و اسلام را از زیبایی که دارد دور می کنند. من دیشب بود نمی‌دانم یا شب قبلش، دوستانی که در خدمتشان بودیم این را عرض می‌کردم که مذاهب دیگر به طور کلی حتی در کتاب های آسمانی‌شان چون تحریف شده، یک خرافاتی وارد شده، حالا نمی‌خواهم الان برای شما شرح بدهم، کافی ‌است شما کتاب های مذاهب رسمی دنیا را که اصطلاحاً آسمانی‌ است و تحریف شده بردارید مطالعه کنید، ببینید چه مطالبی در آن کتاب ها است، ولی قرآن ما الحمدلله، با همه‌ی دشمنی هایی که داشته، تحریف نشده و عین قرآن با همین خصوصیّات از خدا و پیغمبر و ائمه اطهار به دست ما امروز رسیده و یک کلمه خرافی در قرآن نمی توانید پیدا کنید.
من اگر قرآن را با کتاب های دیگر برای شما مقایسه کنم آن وقت می‌فهمید که خرافات یعنی چه؟ خرافات ندارد، همه‌اش حکمت است، خدای من شاهد است که من این جمله را روی تعصّب مذهبی نمی گویم، روی تحقیق می گویم، من اگر بخواهم برای شما الان، اکثر مطالب کتاب تورات را حفظاً میتوانم بخوانم یا انجیل را، حتی با یک کشیش مسیحی صحبت می‌کردیم، گفت شما از ما بهتر تورات و انجیل را بلدید، آن ها را دیده‌ام، قرآن را هم که خُب می‌بینید دیگر هر روز اقلاً برداشت هایی داریم، خُب این برداشت ها مطالعه میخواهد، من دیروز نصف روزم را صرف کردم یک جزوه برداشت کردم، باید تحقیق کنم یک وقت چیزی نگویم که خدا راضی نباشد، خُب می‌بینید هم قرآن را ترجمه کردیم و هم برداشت داشتیم و هم من به تفاسیر مراجعه کردم که یک کلمه که نشود این را توجیهش کرد، نشود این را به مردم فهماند، نشود این را با عقل سلیم مقایسه کرد، نداریم. من این ادعا را کردم و دقیقاً در کانون بحث و انتقادی که الان شاید شعبات زیادی داشته باشد، حدود چهل سال ایستاده ایم و پاسخ می‌گوییم.
این که حالا ما کسی نیستیم! ولی خدا خودش می گوید: “قل لئن اجتمعت الانس و الجن…” (اسرا/ ۸۸)، دو موجود عاقل کره زمین را انتخاب کرده، چون وقتی که جن و انس نتوانند، درختان که معلوم است نمی‌توانند، حیوانات هم که معلوم است نمی‌توانند، این دو موجودی که عاقلند و اختیار دارند و اهل گناه و معصیت و انحراف هم هستند، ملائکه هم که بله، آنها هم عاقل اند، الّا آن هایی که اهل انحراف نیستند، این دو موجود، اگر پشت به پشت هم بدهند بخواهند مثل این قرآن را بیاورند ” …لا یأتون بمثله…” (اسرا/ ۸۸)، نمی‌توانند. خب یک همچنین کتابی دارید، یک همچنین قرآنی دارید، اگر قرآن نبود، حالا مذهب ما، دین ما، شاید از دین بودایی هم بدتر شده بود! چون بودایی ها هم پیغمبر داشتند، الان چه مانده؟ هیچ چیزنمانده است! هر کسی آمد روی هوس خودش یک برنامه ای را پیاده کرد، یک مطلبی را نسبت داد. من در یک تاریخی دیدم که سیصد بار کتاب تورات تغییر کرده و خودِ من الان دو تا کتاب تورات دارم، کاملاً اینها باهم فرق دارد، یکی مالِ قدیم است نه قدیم، همین زمان خودمان چاپ شده، یکی مالِ مثلاً بیست سال قبل است، یکی مال امسال است. هرسال یک لَجنِه‌ای هست می‌نشینند چیزهایی که خُب مسلمان ها ایراد می گیرند، می‌گویند عوضش می کنیم، مسئله‌ای نیست. من نمی‌خواهم الان در این مسائل وارد شوم، ولی قرآن را همه‌ی مسلمان ها مواظب هستند که یک حرفی، یک حرکت، حتی چون قُراء آن زمان در سوره فتح، همین سوره‌ای که بخش دومش را امروز خواندند، نمی دانم در بخش دوم بود یا بخش اول که عَلیهُ الله است این علیهُ الله از نظر عرب چیزی نیست، حالا آن وقت ها یکی علیهُ الله خوانده، همین جور علیهُ الله نگه داشته‌اند، باید علیهِ الله باشد، علی از حروف جاره است باید ه را جر بدهد ولی تکان ندادند! من معتقدم که ائمه اطهار هم این را حفظش کردند، به خاطر اینکه بگویند مسلمان ها حق ندارند یک حرکت قرآن را تغییر بدهند، ما گفتیم علیهُ الله، باید علیهُ الله باشد، من نمی‌گویم خدا گفته، چون شک دارم که این علیهِ الله را قُراء علیهُ الله گفتند یا خدا علیهُ الله گفته، ولی قراء هم که گفته باشند، ائمه اطهار علیهِ الله اش نکردند، ببینید چقدر دقیق است. قرآن تکان نخورده و همین ما مردم مسلمان را از خرافات نگه داشته است. اما متأسفانه خرافات آمده داخل زندگی ما، ما رعایت ادب اسلام را نکردیم، ادب اسلام چیست ؟ این است که هرچه گفتند، بگوییم بله قبول و هرچه می گویند نه، بگوییم نه. نه هرچه از خودمان بنشینیم درست کنیم. من یک وقتی فکر می‌کردم درباره روز همین اول فروردین، این اول فروردین می‌گوییم چه امتیازی دارد بر روز های دیگر؟ شما اگر نگاه کنید به کتاب ها، می‌گویند سفینه‌ی نوح امروز یعنی روز اول فروردین برکوه جودی نشست، بسیار خوب، من اضافه می کنم، روز عید غدیر در امروز بوده در اول فروردین بوده، روز عید قربان، عید فطر بالاخره در این طول زمان به خاطر گردش وضع، تاریخ این روز ها همه‌ی روز های خوب در عید نوروز افتاده، اما سال بعدش رد شده، آخر محور برای ما ماه های قمری است. خدا در قرآن فرموده: “یسئلونک عن الاهله قل هی مواقیتُ الناس…” (بقره/ ۱۸۹)، این وقت مردم باید با ماه تنظیم بشود، روز عاشورا را شما با ماه تنظیم میکنی، عید غدیر را با ماه تنظیم میکنی، با برج تنظیم نمی‌کنید، اصل و ریشه این است. پس تمام اعیاد در اول فروردین بوده، تمام مصائب هم در اول فروردین بوده، عاشورا هم بوده دیگر، امسال در اربعین است، تمام این ها بوده است. اگر در کتابی دیدید که نوشته روز اول فروردین این جریانات واقع شده و می‌خواهند مدحش کنند، شما هم فوری بگویید خوب عاشورا هم واقع شده، یقیناً هم بدانید که واقع شده، اربعین هم واقع شده، چه هم واقع شده باشد و چه هم واقع نشده باشد مذمتش کنید، چرا؟ به جهت اینکه ماه می‌گردد، اگر به شما گفتند روز اوّل فروردین روزه اش مستحب است حالا روز اول فروردین آن وقتی که امام فرموده مستحب است ولی سال بعدش که دیگر مستحب نیست، ده روز عقب جلو شده است-خوب دقت کنید- اینها یک مطالبی است که باید شما سالکین الی الله بلد باشید. ببینید الان مثلاً فرض کنید، آن چیزهایی که روی تاریخ شمسی تنظیم می شود مثلاً رحلت حضرت امام رضوان الله تعالی علیه در چهارده خرداد بوده همینطوراست؟ چهارده خرداد، یا یک موضوع دیگر، پانزده خرداد را من خوب یادم است که پانزده خرداد دوازدهم محرم بود در آن سالی که پانزده خرداد اتفاق افتاد، سال بعد شما، در دوازدهم محرم اصلاً به فکر اینکه در یک چنین روزی یک قیامی شد و یک عده کشته شدند و علیه دولت شروع شد به تحرّکات قیامی، اصلاً یادتان نیست و همچنین است چیزهای دیگر. پس بنابراین ماه گردش می‌کند و نمی‌شود که روزه ای را براساس ماه شمسی مستحب بدانند، چون می‌گویند اول فروردین روزه اش مستحب است مستحب بدانید واین روز با روزی که روزه اش حرام است یکی بشود چون بالاخره روز عید فطر روزه‌اش حرام است، شما اگر اول فروردین افتاد به روز عید فطر چکار می‌خواهید بکنید؟ یا باید به این مستحب عمل کنید وآن حرام را انجام بدهید، یا به‌خاطر آن حرام، مستحب را ترک کنید و یک چیزی از نظر علمی به شما بگویم: هیچ قانون گذاری در عالم به هیچ وجه قانونی وضع نمی‌کند که یک روز با قوانین دیگر تضاد پیدا بکند. مثلاً دو قانون دارد، این دو قانون یک روزی ولو در طول زمان باهم تضاد پیدا بکنند، هم بگوید بکن هم بگوید نکن، مخصوصاً خدای تعالی که عالم بر همه چیز است. پس بنابراین این مسائل را بدانید. دلم میخواهد شماها همانطور که در اکثر مسائل و مطالب اعتقادی و علمی ممتازید، در این جهت هم بدانید که عید نوروز و شب چارشنبه سوری و روز سیزده به در، اینها هیچ اساسی ندارند و ان شاءالله تمام کوششتان را متوجّه اعیاد اسلامی که بسیار با عظمت است طبق ماه های قمری قرار دهید، این خرافات را نیاورید ، الان شما کوچه و بازار مسلمین را نگاه کنید چند روز مانده به اربعین، ده روز دیگه مانده به وفات پیغمبر اکرم، وفات امام مجتبی، وفات علی بن موسی الرضا، ببینید چه خبراست؟ چه کسی به فکر اینها است؟! دشمن هم همین را می خواسته، دشمن می خواسته شما را کم کم از این افکار بیرون بیارورد، قبر مطهر امام امام هادی و امام عسکری و حضرت نرجس خاتون و حضرت حکیمه خاتون و خانه حضرت بقیه الله خراب شده، هنوز نرفتید درستش کنید، آن‌وقت دارید عید نوروز می گیرید!! این مسلمانی‌ است؟! من این‌که شماها را استثناء می‌کنم، خُب جمعیت‌تان خیلی زیاد نیست نسبت به جمعیت های دیگر. من یک دفعه فقط دو هفته قبل گفتم، دوستان- اکثرتان هم آدم های ثروتمند آنچنانی نیستید- برای حرم مطهر امام هادی و امام عسکری پول بدهید، الحمدلله، خانم‌ها مقدار خیلی قابل توجهی از طلاهایشان را دادند، پول زیادی داده شد، به همین دلیل هم امروز گفتیم هرکس پول به آن حساب ریخته است فیش‌هایش را بیاورند تا ما محاسبه کنیم. الحمدلله. شماها فرق می‌کنید، ولی باید به همین شماها اکتفا کرد؟ الان فرض کنید حضرت ولی عصر تشریف بیاورند، امروز جمعه است، مردم بیشتر به فکر او هستند یا به فکر عید نوروزشان؟ دشمن همین را می‌خواهد، هرچه به اندازه خودش، حالا روز اول فروردین ولو با اربعین هم مصادف شده، خوب همدیگر را بروید ببینید دیدن بکنید، اما کراوات بزنید و تبریک هم بگویید و یادتان برود از شعائر اسلامی که دین ما را همین اربعین و همین عاشورا تا به امروز، برای ما با این همه دشمن حفظ کرده، از این فراموش کنید، این‌طور نباشد.
امید است خدای تعالی به همه ما عقل و شعور و درک عنایت کند. همینطوری که شماها الحمدلله راه تزکیه نفس را در پیش گرفتید، من دیروز به یکی از دوستان می‌گفتم در این چند هزار جمعیت، یک نفر حتی متجاهر به فسق وجود ندارد، یک نفر که حالا سیگار کشیدن، که یا حرام طبق فتوای بعضی، یا مکروه است، انجام نمی‌دهد، اینها طبق آنچه تعهد داده‌اند، یک حرام انجام نمی‌دهند، واجباتشان را صحیح و اول وقت انجام می‌دهند. مگر یک فرد عادلی که می‌شود پشت سرش نماز خواند بیشتر از اینها می‌خواهد؟ لذا من گفتم پشت سر همه این دوستانی که خُب تا حدّی به آنها اطمینان دارم نماز می‌خوانم، این ارزش ندارد؟ انسان بیدار از خواب غفلت باشد، انسان توبه نصوح بکند، این، همین دوتا، اینها ارزش ندارد؟ توبه نصوح اصلاً مطرح نبود، اولیاء خدا یک توبه نصوحی می کردند، اما در این حدّ!؟
و مطلبی که در هفته گذشته من در تهران بودم ولو اینکه اکثریت تهرانی ها جواب مثبت به ما دادند ولی درعین حال بازهم به تردید افتادم. مسئله این تغییر جلسه است از روز جمعه به شب دوشنبه. من امروز خدا می‌داند بالا نشسته بودم ولو صدای سرور عزیزم جناب آقای گنجی کم به من می‌رسید ولی اون حال دعا ندبه شما را که دیدم، این دعای ندبه جز در جلسات ما جای دیگر نیست که وقتی که خطاب به حضرت بقیه الله می‌کنید، همه بلند شوید، اشکتان جاری باشد، این ادب را رعایت کنید، ملاحظه بکنید که ادب محضر بقیه الله چیست؟ پدر و مادرم به قربانت! جانم به قربانت! خُب این را که هیچ عاشقی با نشستن و پا روی پای هم گرداندن به معشوقش نمی‌گوید. من دیده بودم یک شخصی دعای ندبه می‌خواند وخواننده دعای ندبه بود که هم سیگار می‌کشید، هم پایش را روی پای خودش انداخته بود و هم دعا را مانند آواز می‌خواند.
این کار شما ارزش دارد، چرا زود بلند می‌شوید؟ بابی انت وامی و نفسی و اهلی و مالی و هرچه دارم فدایت! چرا؟ برای اینکه شما امام‌تان را با چشم دل می‌بینید، شما با دیگران فرق دارید، شما رسیدید به آنجا که بدانید امام‌تان بر شما احاطه دارد و شما در محضرش هستید، این ادب محضر امام است. ائمه دیگر وقتی خطاب به ایشان می‌شود اشکال ندارد انسان نشسته باشد، چون بدن های ایشان در عرش است و خُب ما تواضع بدنی لازم نیست انجام دهیم، ولی تواضع روحی باید داشته باشیم، اما در خصوص حضرت بقیه الله ایشان بدنشان در میان ما است، در جمع ما است، خیلی باید رعایت کنید، من گاهی روزهای عید می‌بینم بعضی‌ها در اشعاری که می‌خوانند خطاب می‌کنند به حضرت، من یک خرده سختم است که نشسته باشم و آن آقا باشند، حالا ولو این‌که حالا می‌گویید که همیشه آقا ایستاده نیست، حضرت خوابیده هم باشند ما باید ایستاده باشیم. یکی از علماء بزرگ این را نقل می‌کردند که یک استادی فقط یک شاگرد داشت که این کمردرد بود و خوابیده بود ولی می‌گفت آن استاد عبایش را می انداخت روی دوشش و دو زانو می‌نشست و درس برای این شاگرد خوابیده می‌گفت. می‌بینید! ادب درسی، ادب حضور یک بزرگ.
خیلی ان شاء الله آداب را رعایت بکنید، آداب پدر و مادر، آداب معاشرت با یکدیگر، معاشرت می‌خواهید بکنید، ” اَلْمُؤْمِنُ مَأْلُوفٌ “( کافی /جلد۲ ،ص۱۰۲) ، مؤمن اهل الفت است، یک کسی به شما سلام کرد جوابش را بدهید، واجب است، می‌گویید من از این بدم می‌آید، خُب در دلت بدت می‌آید، جواب سلامش را بده. مومن اهل الفت است، امام می‌فرماید: “لاخیر”، خیری در کسی که الفت با مردم نگیرد و الفت مردم را قبول نکند وجود ندارد، این را بدانید. انزوا و رُهبانیّت مال دین مقدّس اسلام نیست، همه تان با هم صمیمی باشید، لااقل با آنهایی که می‌بینید با شما کمال محبت را دارند، در یک خط واقع شدید، در یک راه واقع شدید، این‌طور باشید؛ اما، اگر یک کسی می‌بینیم از این راه هم می‌خواهد سوءاستفاده کند او مطرود است، مطرود خدا هست، مطرود پیغمبر هست، طبعاٌ ماهم اگر بفهمیم که او مطرود خدا وپیغمبر است، مطرود همه ما هم هست. ولی وقتی که همه خوب هستند، همه سالم هستند، یا لااقل در راه سلامت نفس‌اند، “الاّ من اتی الله بقلب سلیم”(شعرا/۸۹)، خدا هم آدمی که قلب سالمی نداشته باشد نمی‌پذیرد، باید قلبتان سالم باشد و هست و الحمدلله حالا نمی خواهم بگویم همه سالم هستند{ولی} همه در راه تزکیه نفس هستند و تزکیه نفس هم یعنی سلامت روح.
باهم الفت داشته باشید، نسبت به هم ادب کنید، در مجالس وقتی یک نفری وارد می شود به او احترام کنید. حالا من بعضی از آدابی که در معاشرت ها هست را نمی‌خواهم عرض کنم، هرکس تقوایش بیشتراست، هرکس مرحله اش بالاتراست، باید بیشتر محترم واقع بشود، هرکه علمش بیشتراست، هرکه کمالات علمی- نه علم تصنعی و مصنوع بشر- علم الله، علمی که خدای تعالی بر هر فرد مسلمان واجب کرده چیست؟ “العلم ثلاثه”( کافی/ ج ۱، ص ۳۲) و همین علم سه گانه را خدای تعالی می‌فرماید: “طلب العلم فریضه”( کافی/ ج ۱، ص ۳۰) ، این که می‌گویم خدای تعالی می‌فرماید: نگویید این مالِ پیغمبراست، پیغمبر و خدا با هم یکی هستند این را مکرر من گفتم، حالا البته اینجا الان سبق لسان بود ولی پیغمبر اکرم فرمود: “طلب العلم فریضه علی کلّ مسلمٍ و مسلمه”، بر هر مسلمانی که مرد باشد یا زن، طلب علم واجب است. سابق این جمله را روی کتب دبستان می نوشتند، یعنی خط نوشتن؟ نه، که واجب کرده؟ یعنی مهندس شدن؟ دکتر شدن؟ اینها در آن روایت دارد که فضل هستند، فضیلتی است، که انسان داشته باشد چه بهتر، اما آن‌که واجب است تزکیه نفس است، اعتقادات و احکام است، این ها را باید بلد باشید، در آخرت بیشتر خواهید ماند یعنی نه بیشتر، بی‌نهایت خواهید ماند و این‌ها است که به دردتان می خورد، این آداب ان شاء الله رعایت بشود و امیدواریم که همه ما لایق محضر حضرت بقیهالله باشیم و ادب محضر حضرت را هم درک کنیم، ان شاء الله بدانیم در محضر که هستیم، یعنی نه این‌که حالا بگویید حتما باید بایستیم، آقا گفت بنشین می‌نشینیم، بفرماید بایست می ایستیم، حتی تا این اندازه مطیع باید باشیم. بعید است که آقا بگویند تو دم در همین‌جور بایست تا دو ساعت، نه این‌طور نیست؛ و ان شاء الله طوری باشیم مثل جناب خضر، یکی از اولیاء خدا حضرت خضر را در محضر حضرت ولی عصر دیده بود که دم در ایستاده بود و ایشان مأمور ورود و خروج افراد بود و یکی از اولیاء خدا را راه نمی‌داد، بله، بشوید مثل حضرت خضر، نمی‌گویم همه شما دربان بشوید، {اما} هرچه گفتند بکنید، هرچه دستور دادند انجام دهید، خودتان را بسازید که هرچه دستور دادند انجام بدهید.
امیدواریم خدای تعالی مارا از همه‌ی خرافات، از همه‌ی انحرافات، از همه چیز حفظ کند. اربعین حضرت ابی عبدالله الحسین در پیش است. شاید به چشم دل اگر نگاه کنید طبق تواریخ الان اُسرایی که اینها را بردند به طرف کوفه و شام دارند آن هارا به کربلا برمی‌گردانند. حضرت زینب سفارش فرمود که مارا از جایی ببرید، از راهی ببرید، که ما بتوانیم حضرت ابی عبدالله و سایر شهدا را زیارت کنیم. طبق بعضی از تواریخ آورده‌اند که قبل از آنها جابر ابن عبدالله انصاری، آمده کنار قبر ابی عبدالله نشسته، سلام عرض کرده،” اَحبیبُ لا یُجیبُ حبیبه؟” آیا دوستی را دیده‌اید که جواب دوستش را ندهد؟ بعد خودش گفت: چطور ابی عبدالله الحسین جواب تورا بدهد و حال آنکه بین سر و بدن او فرسنگ ها جدایی افتاده است.
لاحول و لاقوه الا بالله العلی العظیم نسئلک اللهم و ندعوک باعظم اسمائک و باسمک الاعظم الاعظم الاعظم الحجه بن الحسن یا الله یا الله یا الله یا الله یا الله یا الله چون می ترسم تلفن شهرستان ها قطع بشود این رو اعلام میکنم که ان شاء لله جمعه ها به همان قوّت خودش باقی است همین قبل از ظهرهای جمعه بشود و ان شاء لله من تا بتوانم خودم را برای صحبت می رسانم وجلسات دیگری هم که اگر آقایان دارند داشته باشند و ان شاء لله کوشش بکنید که نسبت به اساتید، بزرگان ما چون دوستانمان را خیلی زیاد دیدیم خیال می کنیم که مثلاً اینها از خودمانند، نه! همین آقایانی که اینجا نشستند مثلِ آقای معلم و آقای گنجی دوستانی که هستند به هر حال همه را اسم نبریم اینها هرکدام یک نویسنده های محترمی هستند که در حوزه ها مثلشان کم پیدا می شود و در قم و اینها ما افرادی واقعاً پر ارزش داریم ما الان دوستانمان چهار پنج تا مجله درباره امام زمان ویژه حضرت بقیه الله دارند چاپ میکنند و سالنامه ها هرجوری که توانستند نسبت به حضرت خدمت کردند و بسیار از نظر ما قیمتی هستند و هر کدامشان صحبت کنند من می دانم خُب خودم میگویم که خدای تعالی آن ها را بیشتر رضایت دارد تا من صحبت کنم حالا به هر حال این تعارف ها را هم بگذاریم کنار و از وجود اینها ان شاء لله دوستان استفاده کنند و انشالله حالا مشکلاتی من خودم دارم برای حضور در جلسه روز جمعه ان شاء لله خدا کمکم می کند حالا مدت ها است به من کمک کرده و بعد از این هم حتماً کمک میکند ان شاء الله همان روز های جمعه باشد جلسه. حیف این دعای ندبه است و این حال شماست که از دستتان برود.
یا الله،یا الله را تجدید کنید که دعاهایمان مستجاب بشود یا الله یا الله یا الله یا الله یا الله یا الله یا الله
خدایا؛ شاکریم تورا که اجازه فرمودی اسمت را ببریم اسم ولی ات صاحب الزمان را ببریم.
خدایا به آبروی آن حضرت فرج آن حضرت را برسان، همه ی مارا از بهترین یاران و اصحابش قرار بده.
خدایا ما از خدمتگزارانش در زمان غیبت و زمان ظهور قرار بده.
پروردگارا به آبروی خود آقا قسمت می دهیم دستمان را از دامنش کوتاه نفرما.
همه ی مارا مورد شفاعتِ خاندان عصمت و طهارت قرارمان بده.
پروردگارا امراض روحی مان را شفا مرحمت بفرما.
پروردگارا مریض های بدنی را شفا مرحمت بفرما.
مریض منظور مریضه منظوره الساعه لباس عافیت بپوشان.
امواتمان غریق رحمت بفرما.
خدایا شهدایمان امام راحلمان را غریق رحمت بفرما.
پروردگارا به آبروی ولی عصر قسمت می دهیم حوائج این جمع فوق رغبتشان برآور.
خدایا همه مارا موفق به کمالات روحی و تزکیه نفس بفرما.
عاقبتمان امرمان ختم به خیر بفرما.
و عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان.

 

لینک دانلود : 

کلیک راست و ذخیره

 

 

 

جهت دانلود صوت و یا پخش آنلاین کلیک کنید

 

 

0 پاسخ

پاسخ دهید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
مشارکت رایگان.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *