سوره مبارکه نمل

بسم الله الرحمن الرحیم

«به نام خداوند بخشنده مهربان»

طس تِلْکَ آیَاتُ الْقُرْآنِ وَکِتَابٍ مُّبِینٍ (۱)

«طس» این آیات قرآن و کتاب روشنگر است. (۱)

«صفات مؤمنین»

هُدًى وَبُشْرَى لِلْمُؤْمِنِینَ (۲)

هدایت و بشارت برای مؤمنین است. (۲)

الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاهَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاهَ وَهُم بِالْآخِرَهِ هُمْ یُوقِنُونَ (۳)

مؤمنینی که نماز را بر پا می دارند و زکات را می دهند و به آخرت، آنها یقین دارند. (۳)

«صفات غیر مؤمنین»

إِنَّ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَهِ زَیَّنَّا لَهُمْ أَعْمَالَهُمْ فَهُمْ یَعْمَهُونَ (۴)

قطعا کسانی که ایمان به آخرت ندارند، اعمالشان را برایشان جلوه داده ایم. پس آنها در سرگردانی فرو رفته اند. (۴)

أُوْلَئِکَ الَّذِینَ لَهُمْ سُوءُ الْعَذَابِ وَهُمْ فِی الْآخِرَهِ هُمُ الْأَخْسَرُونَ (۵)

آنها کسانی هستند که عذاب بدی برای آنها خواهد بود و در آخرت آنها زیانکارترند. (۵)

«قرآن از جانب خدای حکیم نازل شده است»

وَإِنَّکَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِن لَّدُنْ حَکِیمٍ عَلِیمٍ (۶)

و قطعا قرآن بر تو از جانب حکیم دانائی القاء می شود. (۶)

برداشت از آیات ۵ – ۱

ایمان به قرآن

سالک الی اللّه باید آیات قرآن را روشنگر و راهنما و بشارت دهنده برای خود بداند و این اعتقاد حاصل نمی شود مگر با ایمان کامل و یقین به آخرت و اگر این گونه ایمانی برای او پیدا شود طبعا نماز را بر پا می دارد و زکات می دهد. ولی اگر ایمان به آخرت نداشته باشد اعمال بیهوده اش برایش جلوه می کند و در سرگردانی فرو می رود و عذاب بدی در دنیا برای او خواهد بود و در آخرت معلوم می شود که چه ضرری کرده است.

«قضیه ای از حضرت موسی علیه السلام»

إِذْ قَالَ مُوسَى لِأَهْلِهِ إِنِّی آنَسْتُ نَاراً سَآتِیکُم مِّنْهَا بِخَبَرٍ أَوْ آتِیکُم بِشِهَابٍ قَبَسٍ لَّعَلَّکُمْ تَصْطَلُونَ (۷) 

وقتی موسی به اهلش گفت: من آتشی را احساس می کنم، به زودی از آن خبری یا گوله آتشی برای شما بیاورم، شاید شما گرم شوید. (۷)

فَلَمَّا جَاءهَا نُودِیَ أَن بُورِکَ مَن فِی النَّارِ وَمَنْ حَوْلَهَا وَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ (۸) 

پس وقتی موسی نزد آتش آمد، ندا داده شد که مبارک باشد بر کسی که در آتش است و کسی که اطراف آتش است و منزّه است خدائی که پروردگار عالمیان است.(۸)

یَا مُوسَى إِنَّهُ أَنَا اللَّهُ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ (۹)

ای موسی، قطعا این است که من خدای عزیز حکیمی هستم. (۹)

وَأَلْقِ عَصَاکَ فَلَمَّا رَآهَا تَهْتَزُّ کَأَنَّهَا جَانٌّ وَلَّى مُدْبِراً وَلَمْ یُعَقِّبْ یَا مُوسَى لَا تَخَفْ إِنِّی لَا یَخَافُ لَدَیَّ الْمُرْسَلُونَ (۱۰)

و عصایت را بینداز. پس موسی وقتی به آن نگاه کرد، دید مثل اینکه ماری است که حرکت می کند. موسی پشت کرد و پشت سرش را هم نگاه نکرد. ای موسی، نترس. قطعا نزد من پیامبران نمی ترسند. (۱۰)

إِلَّا مَن ظَلَمَ ثُمَّ بَدَّلَ حُسْناً بَعْدَ سُوءٍ فَإِنِّی غَفُورٌ رَّحِیمٌ (۱۱)

مگر کسی که ظلم کند، سپس بدی را به نیکی تبدیل کند، قطعا من بخشنده مهربانی هستم. (۱۱)

وَأَدْخِلْ یَدَکَ فِی جَیْبِکَ تَخْرُجْ بَیْضَاء مِنْ غَیْرِ سُوءٍ فِی تِسْعِ آیَاتٍ إِلَى فِرْعَوْنَ وَقَوْمِهِ إِنَّهُمْ کَانُوا قَوْماً فَاسِقِینَ (۱۲)

و دستت را در گریبانت داخل کن که با درخشندگی سفیدی بدون آنکه ناراحتی داشته باشد، بیرون می آید. این در نُه نشانه ای است که به سوی فرعون و قومش می روی. قطعا آنها قوم فاسقی می باشند. (۱۲)

فَلَمَّا جَاءتْهُمْ آیَاتُنَا مُبْصِرَهً قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُّبِینٌ(۱۳)

پس وقتی که آیاتِ بینش دهنده ما نزد آنها آمد، گفتند: این سحر آشکاری است.(۱۳)

‏وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَیْقَنَتْهَا أَنفُسُهُمْ ظُلْماً وَعُلُوّاً فَانظُرْ کَیْفَ کَانَ عَاقِبَهُ الْمُفْسِدِینَ (۱۴) 

و آن را به خاطر ظلم و سرکشی انکار کردند، در حالی که در دل آن را یقین داشتند. پس نگاه کن عاقبت فسادکنندگان چگونه بوده است. (۱۴)

برداشت از آیات ۱۴ – ۷

قضیه حضرت موسی علیه السلام

سالک الی اللّه باید از این قسمت از قصه حضرت موسی علیه السلام برداشتهای زیر را داشته باشد:

۱ – نسبت به اهل و عیالش مهربان باشد و با کمال جدیت مسائل راحتی آنها را فراهم بیاورد.

۲ – وقتی که با خدای تعالی هم کلام شد همه چیز را فراموش کند و صددرصد متوجه پروردگارش باشد.

۳ – اوامر الهی را اطاعت کند و در این صورت و با توجه به این که در محضر پروردگار است از هیچ چیز نترسد.

۴ – در مقابل دشمنان خدا و فاسقین هر چند او را مسخره کنند و ساحرش بدانند محکم بایستد و از خود هیچ گونه ضعفی نشان ندهد.

۵ – کوشش کند که عاقبت بین باشد و از کارهای بد مردم گذشته عبرت بگیرد و از آن اعمال دوری کند.

«قضیه حضرت داود و سلیمان علیهماالسلام»

وَلَقَدْ آتَیْنَا دَاوُودَ وَسُلَیْمَانَ عِلْماً وَقَالَا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی فَضَّلَنَا عَلَى کَثِیرٍ مِّنْ عِبَادِهِ الْمُؤْمِنِینَ (۱۵)

و قطعا به داود و سلیمان علم عنایت کردیم و گفتند: حمد و ستایش مال خدائی است که ما را بر بیشتری از بندگان مؤمنش فضیلت داده است. (۱۵)

وَوَرِثَ سُلَیْمَانُ دَاوُودَ وَقَالَ یَا أَیُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنَا مَنطِقَ الطَّیْرِ وَأُوتِینَا مِن کُلِّ شَیْءٍ إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبِینُ (۱۶) 

و سلیمان از داود ارث برد و گفت: ای مردم، سخن گفتن پرندگان به ما تعلیم داده شده است و از هر چیزی به ما امکاناتی داده شده است. قطعا این همان فضیلت آشکار است. (۱۶)

وَحُشِرَ لِسُلَیْمَانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ وَالطَّیْرِ فَهُمْ یُوزَعُونَ (۱۷) 

و برای سلیمان لشگرهایش از جنّ و انس و پرندگان گرد یکدیگر جمع شدند. پس آنها هماهنگ و جمع می شدند. (۱۷)

حَتَّى إِذَا أَتَوْا عَلَى وَادِی النَّمْلِ قَالَتْ نَمْلَهٌ یَا أَیُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَسَاکِنَکُمْ لَا یَحْطِمَنَّکُمْ سُلَیْمَانُ وَجُنُودُهُ وَهُمْ لَا یَشْعُرُونَ (۱۸) 

تا وقتی که به بیابان مورچگان رسیدند. مورچه ای گفت: ای مورچه ها، به لانه های خود بروید، مبادا سلیمان و لشگریانش شما را پایمال کنند، زیرا آنها متوجّه نیستند. (۱۸)

فَتَبَسَّمَ ضَاحِکاً مِّن قَوْلِهَا وَقَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتِی أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَعَلَى وَالِدَیَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحاً تَرْضَاهُ وَأَدْخِلْنِی بِرَحْمَتِکَ فِی عِبَادِکَ الصَّالِحِینَ (۱۹) 

پس سلیمان از سخن آن مورچه تبسّم کرد و خندید و گفت: پروردگار من، مرا موفّق کن نعمتی را که به من و بر پدر و مادرم داده ای، شکر کنم و اینکه عمل شایسته ای که تو را راضی کند، انجام دهم و به مهربانی خودت مرا در میان بندگان شایسته ات داخل فرما. (۱۹)

وَتَفَقَّدَ الطَّیْرَ فَقَالَ مَا لِیَ لَا أَرَى الْهُدْهُدَ أَمْ کَانَ مِنَ الْغَائِبِینَ (۲۰)

و (سلیمان) فقدان پرنده را جویا شد. پس گفت: مرا چه شده که «هدهد» را نمی بینم؟ یا اینکه از پنهان شدگان است؟ (۲۰)

لَأُعَذِّبَنَّهُ عَذَاباً شَدِیداً أَوْ لَأَذْبَحَنَّهُ أَوْ لَیَأْتِیَنِّی بِسُلْطَانٍ مُّبِینٍ (۲۱)

قطعا او را به عذاب سختی مجازات می کنم یا او را می کشم یا باید دلیل واضحی برای من بیاورد. (۲۱)

فَمَکَثَ غَیْرَ بَعِیدٍ فَقَالَ أَحَطتُ بِمَا لَمْ تُحِطْ بِهِ وَجِئْتُکَ مِن سَبَإٍ بِنَبَإٍ یَقِینٍ (۲۲)‏

خیلی معطّل نشد که هدهد گفت: من بر چیزی احاطه پیدا کرده ام که تو بر آن احاطه نداری و من از «سبا»[۱] یک خبر یقینی برای تو آورده ام. (۲۲)

[۱]  ــ شهر سبا در سرزمین یمن است.

برداشت از آیات ۲۲ – ۱۵

قضیه حضرت سلیمان علیه السلام

سالک الی اللّه باید از قضیه حضرت سلیمان علیه السلام مسائل زیر را استفاده کرده و عمل کند:

۱ – اگر از جانب پروردگار به خاطر تزکیه نفسش به او علم و حکمتی داده شد حمد و شکر خدا را بکند و از این نعمت قدردانی نماید.

۲ – سالک الی اللّه اگر بندگی خدا را بکند و دوران تزکیه نفس را بگذراند و متصف به صفات الهی بشود قدرت پروردگار پشتوانه او خواهد بود و جن و انس و حتّی پرندگان در خدمت او قرار خواهند گرفت.

۳ – باید قدرت الهی را آن قدر بی نهایت بداند که اگر خدا بخواهد او ارتباط جانداران را با یکدیگر می فهمد و سخنان آنها را درک می کند.

۴ – باید در مقابل تمام این نعمتها شاکر باشد و از خدای تعالی بخواهد که کارهایش مرضی پروردگار باشد و جزء بندگان صالح خدا واقع شود.

۵ – باید بکوشد که در تمام امور خودش و کارمندان و خدمتگذارانش منظم باشند و با قاطعیت با آنها برخورد کند.

۶ – اگر یکی از کارمندان و خدمتگذاران عذر موجّهی در بی نظمی اش داشته از او بپذیرد و او را مورد مؤاخذه قرار ندهد.

«قضیه بلقیس»

إِنِّی وَجَدتُّ امْرَأَهً تَمْلِکُهُمْ وَأُوتِیَتْ مِن کُلِّ شَیْءٍ وَلَهَا عَرْشٌ عَظِیمٌ (۲۳)

قطعا من زنی را دیدم که بر مردم «سبا» سلطنت می کند و همه چیز دارد و برای او تخت بزرگی است. (۲۳)

وَجَدتُّهَا وَقَوْمَهَا یَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِن دُونِ اللَّهِ وَزَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِیلِ فَهُمْ لَا یَهْتَدُونَ (۲۴)

من او و قومش را این چنین یافتم که برای خورشید، نه برای خدا، سجده می کنند و شیطان اعمالشان را برای آنها جلوه داده و آنها را از راه بازداشته. پس آنها هدایت نخواهند شد. (۲۴)

أَلَّا یَسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِی یُخْرِجُ الْخَبْءَ فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَیَعْلَمُ مَا تُخْفُونَ وَمَا تُعْلِنُونَ (۲۵)

چرا برای خدائی که آنچه از پنهانی در آسمان و زمین است خارج می کند و آنچه را که مخفی می کنید و آشکار می سازید می داند، سجده نمی کنند؟ (۲۵)

اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ (۲۶) (س)

خدائی که هیچ خدائی جز او که پروردگار عرش عظیمی است، نیست. (۲۶)

قَالَ سَنَنظُرُ أَصَدَقْتَ أَمْ کُنتَ مِنَ الْکَاذِبِینَ (۲۷)

سلیمان گفت: به زودی می بینیم که تو راست می گوئی یا از دروغگویانی. (۲۷)

اذْهَب بِّکِتَابِی هَذَا فَأَلْقِهْ إِلَیْهِمْ ثُمَّ تَوَلَّ عَنْهُمْ فَانظُرْ مَاذَا یَرْجِعُونَ (۲۸)

این نوشته مرا ببر، پس در میان آنها بینداز، سپس برگرد و نگاه کن ببین چه جوابی برای من برمی گردانند. (۲۸)

قَالَتْ یَا أَیُّهَا المَلَأُ إِنِّی أُلْقِیَ إِلَیَّ کِتَابٌ کَرِیمٌ (۲۹)

بلقیس گفت: ای بزرگان، نامه خوبی پیش من افتاده شده است. (۲۹)

إِنَّهُ مِن سُلَیْمَانَ وَإِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ (۳۰)

آن نامه از سلیمان است و چنین نوشته است: به نام خداوند بخشنده مهربان. (۳۰)

أَلَّا تَعْلُوا عَلَیَّ وَأْتُونِی مُسْلِمِینَ (۳۱) 

اینکه بر من برتری نجویید و به طرف من تسلیم شده، بیایید. (۳۱)

قَالَتْ یَا أَیُّهَا المَلَأُ أَفْتُونِی فِی أَمْرِی مَا کُنتُ قَاطِعَهً أَمْراً حَتَّى تَشْهَدُونِ (۳۲)

بلقیس گفت: ای بزرگان، نظر خود را برای من در این موضوع بگوئید. چون که من هیچ کاری را بدون حضور شما قطعی انجام نداده ام. (۳۲)

قَالُوا نَحْنُ أُوْلُوا قُوَّهٍ وَأُولُوا بَأْسٍ شَدِیدٍ وَالْأَمْرُ إِلَیْکِ فَانظُرِی مَاذَا تَأْمُرِینَ (۳۳)

آنها گفتند: ما صاحبان قوّت و قدرت جنگی خوبی هستیم ولی دستور با تو است. ببین چه فرمان می دهی؟ (۳۳)

قَالَتْ إِنَّ الْمُلُوکَ إِذَا دَخَلُوا قَرْیَهً أَفْسَدُوهَا وَجَعَلُوا أَعِزَّهَ أَهْلِهَا أَذِلَّهً وَکَذَلِکَ یَفْعَلُونَ (۳۴)

بلقیس گفت: پادشاهان وقتی که وارد قریه ای می شوند، آن را به فساد می کشانند و عزیزان اهل آن را ذلیل می کنند و این چنین کارهائی انجام می دهند. (۳۴)

وَإِنِّی مُرْسِلَهٌ إِلَیْهِم بِهَدِیَّهٍ فَنَاظِرَهٌ بِمَ یَرْجِعُ الْمُرْسَلُونَ (۳۵)‏

و من حتما نامه ای با هدیه ای به سوی آنها می فرستم. سپس منتظر می مانیم، ببینیم فرستادگان ما با چه چیز بر می گردند. (۳۵)

فَلَمَّا جَاء سُلَیْمَانَ قَالَ أَتُمِدُّونَنِ بِمَالٍ فَمَا آتَانِیَ اللَّهُ خَیْرٌ مِّمَّا آتَاکُم بَلْ أَنتُم بِهَدِیَّتِکُمْ تَفْرَحُونَ (۳۶)

پس وقتی که فرستاده نزد سلیمان آمد، سلیمان گفت: می خواهید به مال به من کمک کنید؟ آنچه را که خدا به من داده است، بهتر است از آنچه که شما به من داده اید. بلکه شما به این هدیه تان خوشحالید؟ (۳۶)

برداشت از آیات ۳۶ – ۲۳

قضیه بلقیس

سالک الی اللّه باید از قضیه بلقیس استفاده های زیر را بکند:

۱  –  خانمها نباید در کارهایی که مخصوص مردها است دخالت کنند و سلطنت و حکومت را به عهده بگیرند و الا مملکت را به انحراف می کشانند.

۲  –  غیر خدا را نپرستد و نگذارد شیطان اعمال بدش را برای او زینت بدهد و راه او را به سوی خدای تعالی به بندد.

۳  –  آن قدر بصیرت داشته باشد که وحدانیت خدا را از پرندگان و بیرون آمدن گیاهان از زمین مشاهده کند و عبرت بگیرد.

۴  –  اگر خبری در مسائل مهم سیاسی و اجتماعی به او رسید درباره اش تحقیق کند تا راست و دروغ مطلب بر او واضح شود.

۵  –  اگر کسی به دیگری مطلب نامناسبی را نسبت داد اول از خود او بپرسد و یا به وسیله نامه از او سؤال کند و به شنیدنیهایش اکتفا نکند.

۶  –  هر که هست نباید با هر مسئله ای با غرور و تکبّر برخورد کند بلکه باید جوانب قضیه را بررسی کند که اگر آن مسئله از اهمیت خاصی برخوردار است به آن بی توجهی نکند.

۷  –  باید تا می تواند از بزرگان و عقلاء در کارهای مهم نظریه بگیرد و بدون مشورت با آنها مستبّدانه از خود قاطعیت نشان ندهد.

۸  –  اگر با اهل غرور مشورت کرد و آنها نظرات مغرورانه ای دادند به آنها حقایق را بفهماند و آنها را از عواقب غرور و تکبّر بترساند.

۹  –  باید در مقابل حرف حق و طرفداران حق کرنش کند و الا اگر عزیز باشد ذلیل خواهد شد.

۱۰  –  با قدرتمندان به خصوص طرفداران خدا و در زمان ما مجتهد قدرتمند مبسوط الید با خضوع و کرنش برخورد کند و نخواسته باشد با هدایا و اظهار محبت به اشتباهات خود پایبند باشد.

ارْجِعْ إِلَیْهِمْ فَلَنَأْتِیَنَّهُمْ بِجُنُودٍ لَّا قِبَلَ لَهُم بِهَا وَلَنُخْرِجَنَّهُم مِّنْهَا أَذِلَّهً وَهُمْ صَاغِرُونَ(۳۷)

برگرد به سوی آنها پس ما با لشگری که برای آنها مقابله ای نباشد، به سوی آنها خواهیم آمد و ما آنها را با ذلّت و خواری از آن سرزمین بیرون خواهیم کرد. (۳۷)

قَالَ یَا أَیُّهَا المَلَأُ أَیُّکُمْ یَأْتِینِی بِعَرْشِهَا قَبْلَ أَن یَأْتُونِی مُسْلِمِینَ (۳۸) 

سلیمان گفت: ای بزرگان، کدامیکتان قبل از آنکه آنها تسلیم شده نزد من بیایند، تخت بلقیس را نزد من می آورد؟ (۳۸)

قَالَ عِفْریتٌ مِّنَ الْجِنِّ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَن تَقُومَ مِن مَّقَامِکَ وَإِنِّی عَلَیْهِ لَقَوِیٌّ أَمِینٌ (۳۹)

شخصیت برجسته ای از جنّ گفت: من تخت او را می آورم، قبل از آنکه از جایگاهت برخیزی و قطعا من بر این کار توانای امینی هستم. (۳۹)

قَالَ الَّذِی عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْکِتَابِ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَن یَرْتَدَّ إِلَیْکَ طَرْفُکَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرّاً عِندَهُ قَالَ هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّی لِیَبْلُوَنِی أَأَشْکُرُ أَمْ أَکْفُرُ وَمَن شَکَرَ فَإِنَّمَا یَشْکُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن کَفَرَ فَإِنَّ رَبِّی غَنِیٌّ کَرِیمٌ (۴۰)

کسی که بعضی از علم کتاب در نزد او بود، گفت: من برای تو قبل از آنکه چشمت را بر هم زنی آن را می آورم. پس وقتی که تخت او را در مقابل خودش گذاشته دید، گفت: این از فضل پروردگار من است تا مرا امتحان کند، آیا من شکر می کنم یا کفران می کنم؟ و کسی که شکر کند، جز این نیست که شکر کرده به نفع خودش و کسی که کفران کند، پس قطعا پروردگار من بی نیاز کریمی است.(۴۰)

برداشت از آیات ۴۰ – ۳۷

انسان از اجنّه قویتر است

سالک الی اللّه باید بداند که اگر بنده واقعی خدا باشد از اجنّه قویتر خواهد بود و بیشتر می تواند اظهار قدرت کند. زیرا او با علمی که از جانب خدا به او داده شده کار می کند ولی اجنه شاید با علم کتاب صددرصد کار نکنند.

سالک الی اللّه باید تفضلات پروردگار را مایه امتحان خود بداند و بصیرت پیدا کند که آیا جزء شاکرین هست یا از کفران کنندگان خواهد بود.

قَالَ نَکِّرُوا لَهَا عَرْشَهَا نَنظُرْ أَتَهْتَدِی أَمْ تَکُونُ مِنَ الَّذِینَ لَا یَهْتَدُونَ (۴۱)

سلیمان گفت: تخت او را به او معرّفی نکنید تا ببینیم آیا خودبخود به آن راهنمائی می شود یا نمی تواند از کسانی باشد که آن را بشناسد؟ (۴۱)

فَلَمَّا جَاءتْ قِیلَ أَهَکَذَا عَرْشُکِ قَالَتْ کَأَنَّهُ هُوَ وَأُوتِینَا الْعِلْمَ مِن قَبْلِهَا وَکُنَّا مُسْلِمِینَ (۴۲)

پس وقتی که آمد به او گفته شد: آیا تخت تو این گونه است؟ گفت: مثل اینکه خود او است و برای ما قبل از این علمی حاصل شده بود و مسلمان شده بودیم. (۴۲)

وَصَدَّهَا مَا کَانَت تَّعْبُدُ مِن دُونِ اللَّهِ إِنَّهَا کَانَتْ مِن قَوْمٍ کَافِرِینَ (۴۳)

و این عمل، او را از آنچه غیر از خدا را می پرستید بازداشت. قطعا او از مردم کافر بود. (۴۳)

قِیلَ لَهَا ادْخُلِی الصَّرْحَ فَلَمَّا رَأَتْهُ حَسِبَتْهُ لُجَّهً وَکَشَفَتْ عَن سَاقَیْهَا قَالَ إِنَّهُ صَرْحٌ مُّمَرَّدٌ مِّن قَوَارِیرَ قَالَتْ رَبِّ إِنِّی ظَلَمْتُ نَفْسِی وَأَسْلَمْتُ مَعَ سُلَیْمَانَ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ (۴۴)

به او گفته شد که داخل حیاط شو وقتی که آن را دید، گمان کرد آب بسیاری است، لذا پاهای خود را برهنه کرد. سلیمان گفت: این زمینی از بلور صاف است. بلقیس گفت: پروردگار من، قطعا من به خودم ظلم کرده ام و من با سلیمان در مقابل پروردگار جهانیان تسلیمم. (۴۴)

برداشت از آیات ۴۴ – ۴۱

امر به معروف و نهی از منکر

سالک الی اللّه باید به هر وسیله ای که می تواند اظهار قدرت کند تا دیگران را هدایت نماید و به خصوص حکام و مدیران و سیاستمداران  منحرف را به راه راست وادار کند.

«قضیه حضرت صالح علیه السلام»

‏وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ فَإِذَا هُمْ فَرِیقَانِ یَخْتَصِمُونَ (۴۵)

و قطعا به طرف قوم ثمود برادرشان صالح را فرستادیم که خدا را بپرستید. پس ناگهان آنها دو دسته شدند که به نزاع پرداختند. (۴۵)

قَالَ یَا قَوْمِ لِمَ تَسْتَعْجِلُونَ بِالسَّیِّئَهِ قَبْلَ الْحَسَنَهِ لَوْلَا تَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ (۴۶)

صالح گفت: ای قومِ من، چرا به بدی قبل از نیکی، عجله می کنید؟ چرا از خدا تقاضای بخشش نمی کنید تا شاید شما مشمول مهربانی گردید. (۴۶)

قَالُوا اطَّیَّرْنَا بِکَ وَبِمَن مَّعَکَ قَالَ طَائِرُکُمْ عِندَ اللَّهِ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ تُفْتَنُونَ (۴۷)

گفتند: ما وجود تو و کسانی را که با تو هستند به فال بد گرفته ایم. صالح گفت: فال بد شما نزد خدا است. بلکه شما مردمی هستید که امتحان می شوید. (۴۷)

وَکَانَ فِی الْمَدِینَهِ تِسْعَهُ رَهْطٍ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ وَلَا یُصْلِحُونَ (۴۸)

و در آن شهر نُه جمعیت بودند که در زمین فساد می کردند و طرفدار صلح نبودند. (۴۸)

قَالُوا تَقَاسَمُوا بِاللَّهِ لَنُبَیِّتَنَّهُ وَأَهْلَهُ ثُمَّ لَنَقُولَنَّ لِوَلِیِّهِ مَا شَهِدْنَا مَهْلِکَ أَهْلِهِ وَإِنَّا لَصَادِقُونَ (۴۹)

گفتند: به خدا هم قسم شوید که بر صالح و خانواده اش شبیخون زنیم. سپس به ولی او می گوییم: ما از هلاکت خانواده او خبر نداریم و قطعا ما در گفتارمان راستگو هستیم. (۴۹)

وَمَکَرُوا مَکْراً وَمَکَرْنَا مَکْراً وَهُمْ لَا یَشْعُرُونَ (۵۰)

و آنها مکر مهمّی کردند و ما هم پنهانی برای آنها نقشه ای کشیدیم ولی آنها شعور نداشتند. (۵۰)

برداشت از آیات ۵۰ – ۴۵

قضیه حضرت صالح علیه السلام

سالک الی اللّه باید از این قسمت از قضیه حضرت صالح علیه السلام استفاده های زیر را بکند:

۱  –  بندگی خدا را جدّی بگیرد و تفرقه و خصومت ایجاد نکند.

۲  –  به گناه قبل از نیکی کردن نپردازد و تا جائی که ممکن است بدی نکند.

۳  –  اگر می خواهد مورد مهربانی خدا واقع شود از خدا طلب بخشش کند.

۴  –  تا می تواند زبان به نیکی باز کند و هیچ چیز و هیچ کس را به فال بد نگیرد.

۵  –  در کارهای حرام و معصیت به دیگران کمک نکند و با مردم فاسد در کارهای بد هم قسم نشود تا مبتلا به دروغ گوئی و مکر و حیله نگردد.

فَانظُرْ کَیْفَ کَانَ عَاقِبَهُ مَکْرِهِمْ أَنَّا دَمَّرْنَاهُمْ وَقَوْمَهُمْ أَجْمَعِینَ(۵۱)

پس نگاه کن که چگونه عاقبت مکرشان گردید. قطعا ما آنها و قومشان همگی را نابود کردیم. (۵۱)

فَتِلْکَ بُیُوتُهُمْ خَاوِیَهً بِمَا ظَلَمُوا إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَهً لِّقَوْمٍ یَعْلَمُونَ (۵۲)

این خانه های آنها است که به خاطر ظلمشان خالی مانده. قطعا در آن نشانه ای است برای مردمی که دانا هستند. (۵۲)

وَأَنجَیْنَا الَّذِینَ آمَنُوا وَکَانُوا یَتَّقُونَ(۵۳)

و ما نجات دادیم کسانی را که ایمان آورده و تقوی پیشه کرده بودند. (۵۳)

برداشت از آیات ۵۳ – ۵۱

عبرت گرفتن از تاریخ

سالک الی اللّه باید تاریخ گذشتگان را مطالعه کند و ببیند آنهایی که با خدا مکر و حیله کرده اند چگونه از بین رفته اند و خانه هایشان خالی مانده و یا از بین رفته است.

سالک الی اللّه باید نجات از هر بدی و عذاب را در ایمان و تقوی بداند و به هیچ وجه نزدیک معصیت نشود.

«قضیه حضرت لوط علیه السلام»

وَلُوطاً إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَتَأْتُونَ الْفَاحِشَهَ وَأَنتُمْ تُبْصِرُونَ (۵۴)

و لوط را فرستادیم زمانی که به قومش گفت: آیا شما به طرف فحشاء می روید و حال آنکه شما بینشی دارید؟ (۵۴)

أَئِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَهً مِّن دُونِ النِّسَاء بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ (۵۵)

آیا شما از روی شهوت به طرف مردها غیر از زنها می روید؟ بلکه شما قومی هستید که خود را به نادانی می زنید. (۵۵)

فَمَا کَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَن قَالُوا أَخْرِجُوا آلَ لُوطٍ مِّن قَرْیَتِکُمْ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ یَتَطَهَّرُونَ(۵۶)

جواب قومش چیزی جز این نبود که گفتند: آل لوط را از قریه خود بیرون کنید. قطعا آنها مردمی هستند که خود را پاک نگه می دارند. (۵۶)

فَأَنجَیْنَاهُ وَأَهْلَهُ إِلَّا امْرَأَتَهُ قَدَّرْنَاهَا مِنَ الْغَابِرِینَ (۵۷) 

پس ما او و اهلش را نجات دادیم به جز زنش که مقدّر کردیم تا او از باقی ماندگان باشد. (۵۷)

وَأَمْطَرْنَا عَلَیْهِم مَّطَراً فَسَاء مَطَرُ الْمُنذَرِینَ (۵۸)

بر آنها بارانی باراندیم. پس باران آن اِنذارشدگان، بسیار بد بود. (۵۸)

برداشت از آیات ۵۸ – ۵۴

قضیه حضرت لوط علیه السلام

سالک الی اللّه باید مردم را که علنا گناه می کنند با جدّیت بیشتری آنها را نهی از منکر کند و به هر نحوی که ممکن است مانع انجام گناهان علنی دیگران شود به خصوص گناهانی که در ارتباط با جنبه های شهوانی و فساد است که مردمان جاهل انجام می دهند. والا اگر نهی از منکر نکرد و بلکه در گناهان با گنه کاران خود را شریک قرار داد خدا او را هلاک می کند و از بین می برد.

«سلام خدا بر محمّد و آل محمّد صلی الله علیه و آله»

قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَسَلَامٌ عَلَى عِبَادِهِ الَّذِینَ اصْطَفَى آللَّهُ خَیْرٌ أَمَّا یُشْرِکُونَ (۵۹)

بگو: ستایش برای خدا است و سلام بر بندگان انتخاب شده خدا. آیا خدا بهتر است یا آنهائی را که شریک خدا قرارشان می دهند؟ (۵۹)

«توجّه به وحدانیت خدا بوسیله تذکر آیات»

أَمَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَأَنزَلَ لَکُم مِّنَ السَّمَاءِ مَاء فَأَنبَتْنَا بِهِ حَدَائِقَ ذَاتَ بَهْجَهٍ مَّا کَانَ لَکُمْ أَن تُنبِتُوا شَجَرَهَا أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ بَلْ هُمْ قَوْمٌ یَعْدِلُونَ(۶۰)

آیا کسی که آسمانها و زمین را خلق کرده و از آسمان برای شما آب نازل فرموده، و بوسیله آن باغهائی را که درختانش سر به هم آورده و دارای خرّمی و سبزی است برای شما رویانیده ایم و شما نمی توانستید درختانش را برویانید، آیا با خدا، خدائی است؟ بلکه آنها قومی هستند که خدا را با دیگران مساوی قرار می دهند. (۶۰)

أَمَّن جَعَلَ الْأَرْضَ قَرَاراً وَجَعَلَ خِلَالَهَا أَنْهَاراً وَجَعَلَ لَهَا رَوَاسِیَ وَجَعَلَ بَیْنَ الْبَحْرَیْنِ حَاجِزاً أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لَا یَعْلَمُونَ (۶۱)

یا کسی که زمین را آرام قرار داده و در میان آن زمین نهرهائی قرار داده و برای آن زمین کوههای ثابتی قرار داده و بین دو دریا فاصله ای قرار داده، آیا با خدا، خدائی است؟ بلکه اکثر آنها نمی دانند. (۶۱)

أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَکْشِفُ السُّوءَ وَیَجْعَلُکُمْ خُلَفَاء الْأَرْضِ أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ قَلِیلاً مَّا تَذَکَّرُونَ (۶۲) 

آیا چه کسی مضطر را وقتی که دعا می کند، اجابت نموده و بدی را از او برطرف فرموده و شما را خلفای زمین قرار می دهد؟ آیا با خدا، خدائی است؟ چه کم متذکر می شوند. (۶۲)

أَمَّن یَهْدِیکُمْ فِی ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَن یُرْسِلُ الرِّیَاحَ بُشْراً بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ تَعَالَى اللَّهُ عَمَّا یُشْرِکُونَ (۶۳)‏

آیا چه کسی شما را در تاریکیهای بیابان و دریا هدایت می کند؟ و چه کسی باد را بشارت دهنده قبل از (باران) رحمتش می فرستد؟ آیا با خدا، خدائی است؟ بالاتر است خدا از آنچه برای او شریک قرار می دهند. (۶۳)

أَمَّن یَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُهُ وَمَن یَرْزُقُکُم مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَکُمْ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ (۶۴)

آیا چه کسی خلقت را آغاز نموده، سپس آن را تجدید کرده است و چه کسی شما را از آسمان و زمین روزی می دهد؟ آیا با خدا خدائی است؟ بگو: دلیلتان را بیاورید، اگر راستگو هستید. (۶۴)

«غیب را جز خدا نمی داند»

قُل لَّا یَعْلَمُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الْغَیْبَ إِلَّا اللَّهُ وَمَا یَشْعُرُونَ أَیَّانَ یُبْعَثُونَ(۶۵)

بگو: کسی که در آسمانها و زمین است، جز خدا غیب را نمی داند و حتّی آنها نمی فهمند چه وقت مبعوث خواهند شد. (۶۵)

«مطالبی درباره آخرت»

بَلِ ادَّارَکَ عِلْمُهُمْ فِی الْآخِرَهِ بَلْ هُمْ فِی شَکٍّ مِّنْهَا بَلْ هُم مِّنْهَا عَمِونَ (۶۶)

آنها علم درستی درباره آخرت ندارند، بلکه آنها درباره آخرت در تردیدند، بلکه آنها نسبت به آخرت نابینا هستند. (۶۶)

وَقَالَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَئِذَا کُنَّا تُرَاباً وَآبَاؤُنَا أَئِنَّا لَمُخْرَجُونَ (۶۷)

و کسانی که کافر شده اند، می گویند: آیا وقتی که ما و پدرانمان خاک شدیم، آیا ما از قبرها خارج می شویم؟ (۶۷)

لَقَدْ وُعِدْنَا هَذَا نَحْنُ وَآبَاؤُنَا مِن قَبْلُ إِنْ هَذَا إِلَّا أَسَاطِیرُ الْأَوَّلِینَ (۶۸) 

قطعا ما و پدرانمان از قبل به این مطالب وعده داده شده بودیم. این مطالب جز همان خرافات پیشینیان چیزی نیست. (۶۸)

«دستور سیر و سفر»

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ کَانَ عَاقِبَهُ الْمُجْرِمِینَ (۶۹)

بگو: در روی زمین سیر و سفر کنید، پس نگاه کنید که چگونه بوده است عاقبت مجرمین؟ (۶۹)

برداشت از آیه ۶۹

سیر و سفر

سالک الی اللّه باید روی زمین بسیار مسافرت کند و چشم بصیرت داشته باشد که عاقبت معصیت کاران را ببیند.

«سفارشاتی به پیامبر صلی الله علیه و آله درباره کفّار»

وَلَا تَحْزَنْ عَلَیْهِمْ وَلَا تَکُن فِی ضَیْقٍ مِّمَّا یَمْکُرُونَ(۷۰)

و بر آنها محزون نشو و از آنچه مکر می کنند، در تنگنا قرار نگیر. (۷۰)

وَیَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ (۷۱)

و آنها می گویند: این وعده چه وقت انجام می شود اگر شما راستگو هستید؟(۷۱)

قُلْ عَسَى أَن یَکُونَ رَدِفَ لَکُم بَعْضُ الَّذِی تَسْتَعْجِلُونَ(۷۲) 

بگو: امید است بعضی از آنچه را شما درباره اش عجله می کنید، در کنار شما بوده باشد. (۷۲)

«خدا بر مردم مهربان است»

وَإِنَّ رَبَّکَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لَا یَشْکُرُونَ (۷۳)

و قطعا پروردگار تو بر مردم دارای تفضّل و مهربانی است ولی اکثر مردم شکر نمی کنند. (۷۳)

«خدا آنچه در دلها است، می داند»

وَإِنَّ رَبَّکَ لَیَعْلَمُ مَا تُکِنُّ صُدُورُهُمْ وَمَا یُعْلِنُونَ (۷۴) 

و قطعا پروردگار تو آنچه را که در دلهایشان مخفی می کنند و آنچه را که علنی می نمایند، می داند. (۷۴)

وَمَا مِنْ غَائِبَهٍ فِی السَّمَاء وَالْأَرْضِ إِلَّا فِی کِتَابٍ مُّبِینٍ (۷۵)

و هیچ چیز پنهانی در آسمان و زمین نیست، مگر آنکه در کتاب آشکاری درج شده است. (۷۵)

«قرآن بیانی است برای بنی اسرائیل»

إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ یَقُصُّ عَلَى بَنِی إِسْرَائِیلَ أَکْثَرَ الَّذِی هُمْ فِیهِ یَخْتَلِفُونَ (۷۶)‏

قطعا این قرآن اکثر چیزهائی را که بنی اسرائیل در آن اختلاف دارند، حکایت می کند. (۷۶)

وَإِنَّهُ لَهُدًى وَرَحْمَهٌ لِّلْمُؤْمِنِینَ (۷۷)

و قطعا این قرآن هدایت و رحمت برای مؤمنین است. (۷۷)

إِنَّ رَبَّکَ یَقْضِی بَیْنَهُم بِحُکْمِهِ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْعَلِیمُ (۷۸)

قطعا پروردگار تو بین بنی اسرائیل به فرمان خود قضاوت می کند و او عزیز دانائی است. (۷۸)

«دستور توکل»

فَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّکَ عَلَى الْحَقِّ الْمُبِینِ (۷۹)

پس بر خدا توکل کن. قطعا تو بر حقّ آشکاری هستی. (۷۹)

برداشت از آیات ۷۹ – ۷۰

وظایف سالک الی اللّه

سالک الی اللّه باید به این سفارشات عمل کند:

۱  –  از سخنان بیهوده و مکر مردم محزون نشود.

۲  –  فکر نکند که اگر معصیت کرد عذابهای الهی او را تعقیب نمی کند.

۳  –  بداند که خدا به همه مردم تفضلاتی دارد و مهربان است.

۴  –  هر چه می تواند نعمتهای الهی را به یاد بیاورد و شکر کند.

۵  –  باید بداند که همه چیز را خدای تعالی می داند و همه آنها در قلب معصومین علیهم السلام ثبت و ضبط می شود.

۶  –  قرآن برای هدایت و رحمت به مؤمنین نازل گردیده است.

۷  –  خدای تعالی به وسیله قرآن بین همه مردم با حکمتش قضاوت می کند و او به هر چیزی دانا است.

۸  –  باید بر خدای که حق است توکل کند و خدا را در هر حال آشکارا مشاهده نماید.

«مرده چیزی درک نمی کند»

إِنَّکَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى وَلَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاء إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِینَ (۸۰)

قطعا تو به مردگان نمی توانی چیزی بشنوانی و به افراد کر هم نمی توانی چیزی بشنوانی، زمانی که برگشته و پشت می کنند. (۸۰)

وَمَا أَنتَ بِهَادِی الْعُمْیِ عَن ضَلَالَتِهِمْ إِن تُسْمِعُ إِلَّا مَن یُؤْمِنُ بِآیَاتِنَا فَهُم مُّسْلِمُونَ(۸۱)

و تو کوران را از گمراهیشان نمی توانی هدایت کنی. تنها تو می توانی کسی که به آیات ما ایمان آورده است و آنها مسلمانند، هدایت نمائی. (۸۱)

برداشت از آیات ۸۱ – ۸۰

خواب غفلت

سالک الی اللّه باید بداند که بعضی از مردم خواب غفلت شان منتهی به مرگ روحی شان شده است و آنها نمی توانند به هدایت آنها از گمراهی شان بپردازند زیرا تنها کسی که به نشانه های الهی ایمان داشته باشد سخن حق را می شنود و در مقابلش تسلیم می گردد.

«خروج دابه الارض»

وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّهً مِّنَ الْأَرْضِ تُکَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ کَانُوا بِآیَاتِنَا لَا یُوقِنُونَ (۸۲)

و زمانی که فرمان بر آنها قرار بگیرد، ما برای آنها فرد متحرّکی را از زمین بیرون می آوریم که با آنها سخن بگوید. قطعا مردم به نشانه های ما یقین ندارند. (۸۲)

«آیاتی مربوط به قیامت»

وَیَوْمَ نَحْشُرُ مِن کُلِّ أُمَّهٍ فَوْجاً مِّمَّن یُکَذِّبُ بِآیَاتِنَا فَهُمْ یُوزَعُونَ (۸۳) 

و روزی که از هر امّتی فوجی از آن کسانی که آیات ما را تکذیب کرده اند محشور کنیم، پس آنها نگه داشته می شوند. (۸۳)

حَتَّى إِذَا جَاؤُوا قَالَ أَکَذَّبْتُم بِآیَاتِی وَلَمْ تُحِیطُوا بِهَا عِلْماً أَمَّاذَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ (۸۴) 

تا زمانی که می آیند. خدا می گوید: آیا آیات مرا تکذیب کردید، در حالی که به آن احاطه علمی نداشتید؟ آیا چه کاری بود که شما انجام می دادید؟ (۸۴)

وَوَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِم بِمَا ظَلَمُوا فَهُمْ لَا یَنطِقُونَ (۸۵)

و فرمان بر آنها به خاطر آنچه ظلم کردند، به وقوع پیوست. پس آنها سخنی نداشتند که بگویند. (۸۵)

«شب برای استراحت است»

أَلَمْ یَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا اللَّیْلَ لِیَسْکُنُوا فِیهِ وَالنَّهَارَ مُبْصِراً إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ (۸۶)

آیا نمی بینند که ما شب را برای آنکه در آن آرامش بگیرند و روز را مایه بینش قرار داده ایم؟ قطعا در این نشانه ای است برای مردمی که ایمان می آورند. (۸۶)

«روز قیامت همه به وحشت می افتند»

وَیَوْمَ یُنفَخُ فِی الصُّورِ فَفَزِعَ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَمَن فِی الْأَرْضِ إِلَّا مَن شَاء اللَّهُ وَکُلٌّ أَتَوْهُ دَاخِرِینَ (۸۷)

و روزی که در صور دمیده می شود، پس کسی که در آسمانها و کسی که در زمین است فزع می کند، مگر کسی را که خدا بخواهد و همه مردم با خضوع به محضر پروردگارشان می رسند. (۸۷)

«کوهها حرکت می کنند»

وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَهً وَهِیَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِی أَتْقَنَ کُلَّ شَیْءٍ إِنَّهُ خَبِیرٌ بِمَا تَفْعَلُونَ (۸۸)‏

و کوهها را چنان می بینی که گمان می کنی آنها حرکت ندارند و حال آنکه مانند حرکت ابر می روند. آفرینش خدائی است که هر چیزی را محکم نموده. قطعا او به آنچه می کنید، دانا است. (۸۸)

«نتیجه کار خوب و کار بد»

مَن جَاء بِالْحَسَنَهِ فَلَهُ خَیْرٌ مِّنْهَا وَهُم مِّن فَزَعٍ یَوْمَئِذٍ آمِنُونَ (۸۹) 

کسی که با نیکی بیاید، پس برای او بهتر از آن خواهد بود و آنها از وحشت روز قیامت در امانند. (۸۹)

وَمَن جَاء بِالسَّیِّئَهِ فَکُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِی النَّارِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ (۹۰)

و کسی که با بدی بیاید، به صورت در آتش می افتد. آیا جز آنچه کرده اید جزا داده می شوید؟ (۹۰)

«مأموریتم برای بندگی خدا»

إِنَّمَا أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ رَبَّ هَذِهِ الْبَلْدَهِ الَّذِی حَرَّمَهَا وَلَهُ کُلُّ شَیْءٍ وَأُمِرْتُ أَنْ أَکُونَ مِنَ الْمُسْلِمِینَ (۹۱)

جز این نیست به من دستور داده شده که پروردگار این شهری را که حرمت داده شده عبادت کنم، در حالی که همه چیز از او است و من مأمورم اینکه از مسلمانان باشم. (۹۱)

«تلاوت قرآن برای مردم»

وَأَنْ أَتْلُوَ الْقُرْآنَ فَمَنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا یَهْتَدِی لِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَقُلْ إِنَّمَا أَنَا مِنَ الْمُنذِرِینَ (۹۲)

و اینکه قرآن را تلاوت کنم. پس کسی که هدایت شود، جز این نیست که به نفع خود هدایت شده و کسی که گمراه شده، پس بگو: جز این نیست که من از ترسانندگانم. (۹۲)

«به زودی نشانه های خدا را می شناسید»

وَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ سَیُرِیکُمْ آیَاتِهِ فَتَعْرِفُونَهَا وَمَا رَبُّکَ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ (۹۳)

و بگو: حمد و ستایش مال خدا است. به زودی آیاتش را به شما نشان می دهد، پس آن را خواهید شناخت و پروردگار تو از آنچه می کنید، غافل نیست. (۹۳)

برداشت از آیات ۹۳ – ۸۹

اعمال صالحه

سالک الی اللّه باید متوجه مطالب زیر باشد:

اول: آن که همیشه کارهای خوب انجام بدهد تا از وحشت روز قیامت در امان باشد.

دوم: به هیچ وجه کار بد نکند زیرا اگر کار بد بکند خدای تعالی جزای او را خواهد داد.

سوم: خدای تعالی بیشتر از آن چه که عمل کرده است گرفتارش نمی کند.

چهارم: این که بنده پروردگارش باشد و خدای کعبه را اطاعت کند.

پنجم: باید بداند همه چیز مال خدا است و در مقابل او تسلیم باشد.

ششم: قرآن را تلاوت کند و برای هدایت خود از آن برداشتی داشته باشد.

هفتم: راهنمائی های پروردگار را سپاس بگذارد و بداند که خدای تعالی از آنچه می کند غافل نیست.

0 پاسخ

پاسخ دهید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
مشارکت رایگان.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *