سوره مبارکه مدثر

بسم الله الرحمن الرحیم

«به نام خداوند بخشنده مهربان»

«دستور تبلیغ رسالت»

یَا أَیُّهَا الْمُدَّثِّرُ (۱)

ای در بستر خوابیده، (۱)

قُمْ فَأَنذِرْ (۲)

برخیز و مردم را از آینده بدشان بترسان. (۲)

وَرَبَّکَ فَکَبِّرْ (۳)

و پروردگارت را تکبیر بگو. (۳)

وَثِیَابَکَ فَطَهِّرْ (۴)

و لباست را پاک کن. (۴)

وَالرُّجْزَ فَاهْجُرْ (۵)

و از پلیدی دوری کن. (۵)

وَلَا تَمْنُن تَسْتَکْثِرُ (۶)

و منّت نگذار، در حالی که زیاده طلبی می کنی. (۶)

«قیامت برای کفّار سخت است»

وَلِرَبِّکَ فَاصْبِرْ (۷)

و به خاطر پروردگارت صبر کن. (۷)

برداشت از آیات ۷ – ۱

وظائف سالک الی اللّه

سالک الی اللّه باید به پیروی از رسول اکرم صلی الله علیه و آله قیام کند و مردم را به راه راست هدایت کند و از عاقبت بدی که برای کفار گفته شده آنها را بترساند و پروردگارش را تکبیر بگوید، روح و بدن و لباسش را از آلودگی های روحی و ظاهری پاک کند و از هر پلیدی دوری نماید و به کسی، به خاطر کار خوبی که برای او کرده منت نگذارد و به خاطر پروردگارش صبر و بردباری را پیشه کند.

فَإِذَا نُقِرَ فِی النَّاقُورِ (۸)

پس وقتی که در «صور» دمیده شود. (۸)

فَذَلِکَ یَوْمَئِذٍ یَوْمٌ عَسِیرٌ (۹)

پس آن روز، روز سختی خواهد بود.(۹)

عَلَى الْکَافِرِینَ غَیْرُ یَسِیرٍ (۱۰)

برای کافران آسان نخواهد بود.(۱۰)

«اشاره به قضیه ولید بن مغیره»

ذَرْنِی وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِیداً (۱۱)

مرا با کسی که به تنهائی خلقش کرده ام وابگذار. (۱۱)

وَجَعَلْتُ لَهُ مَالاً مَّمْدُوداً (۱۲)

و برای او مال بسیاری قرار دادم. (۱۲)

وَبَنِینَ شُهُوداً (۱۳)

و فرزندانی که در خدمت او هستند. (۱۳)

وَمَهَّدتُّ لَهُ تَمْهِیداً (۱۴)

و وسایل زندگی را برای او مهیا ساختم. (۱۴)

ثُمَّ یَطْمَعُ أَنْ أَزِیدَ (۱۵)

سپس طمع دارد که بر آن بیفزایم. (۱۵)

کَلَّا إِنَّهُ کَانَ لِآیَاتِنَا عَنِیداً (۱۶)

هرگز، قطعا او با آیات ما دشمنی می کند. (۱۶)

سَأُرْهِقُهُ صَعُوداً (۱۷)

به زودی او را وادار می کنم که بالا برود. (۱۷)

إِنَّهُ فَکَّرَ وَقَدَّرَ (۱۸)

او فکر کرد و اندازه گیری نمود. (۱۸)

فَقُتِلَ کَیْفَ قَدَّرَ (۱۹)

پس او کشته باد، چگونه اندازه گیری کرد؟ (۱۹)

ثُمَّ قُتِلَ کَیْفَ قَدَّرَ (۲۰)

سپس هم او کشته باد، چگونه اندازه گیری کرد؟ (۲۰)

ثُمَّ نَظَرَ (۲۱)

سپس نگاهی کرد. (۲۱)

ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ (۲۲)

سپس چهره اش را درهم کشید و با عجله دست بکار شد. (۲۲)

ثُمَّ أَدْبَرَ وَاسْتَکْبَرَ (۲۳)

سپس پشت کرد و تکبّر نمود. (۲۳)

فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ یُؤْثَرُ (۲۴)

پس گفت: این جز سحری همچون سحر گذشتگان نیست. (۲۴)

إِنْ هَذَا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ (۲۵)

این قرآن چیزی جز کلام بشر نیست. (۲۵)

برداشت از آیات ۲۵ – ۱۱

ولید بن مغیره

سالک الی اللّه نباید مثل «ولید بن مغیره» کج فکر باشد خدای تعالی به او ثروت زیادی داده و فرزندانی که همیشه با او بوده اند عنایت فرموده و وسائل زندگی کاملی به او مرحمت فرموده ولی او طمع داشت که خدا به او زیادتر بدهد اما به خاطر کفران نعمتی که کرد و نسبت به نشانه ها و آیات الهی دشمنی نمود و فکر کرد و اندازه گیری کرد و کم و زیاد کرد. خدا او را بکشد او با کج فکری خودش بسیار بد اندازه گیری نمود سپس به حقیقت پشت کرد و تکبر نمود و قرآن با این عظمت را سحر دانست و بدون تفکر گفت: این کلام بشر است. اگر سالک الی اللّه کوچکترین کج فکری در زندگی و اعتقاداتش بکند مانند ولید بن مغیره قطعا او به دوزخ روانه خواهد شد. و جهنم بد جایگاهی است.

سَأُصْلِیهِ سَقَرَ (۲۶)

به زودی او را وارد دوزخ می کنیم. (۲۶)

وَمَا أَدْرَاکَ مَا سَقَرُ (۲۷)

و تو چه می دانی که دوزخ چیست؟ (۲۷)

لَا تُبْقِی وَلَا تَذَرُ (۲۸)

نه چیزی را باقی می گذارد و نه چیزی را رها می کند. (۲۸)

لَوَّاحَهٌ لِّلْبَشَرِ (۲۹)

پوست بدن را می سوزاند. (۲۹)

«بر آتش جهنّم نوزده نفر موکل اند»

عَلَیْهَا تِسْعَهَ عَشَرَ (۳۰)

بر آن آتش نوزده نفر موکل اند. (۳۰)

وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلَائِکَهً وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَهً لِّلَّذِینَ کَفَرُوا لِیَسْتَیْقِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ وَیَزْدَادَ الَّذِینَ آمَنُوا إِیمَاناً وَلَا یَرْتَابَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ وَلِیَقُولَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْکَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلاً کَذَلِکَ یُضِلُّ اللَّهُ مَن یَشَاءُ وَیَهْدِی مَن یَشَاءُ وَمَا یَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّکَ إِلَّا هُوَ وَمَا هِیَ إِلَّا ذِکْرَى لِلْبَشَرِ (۳۱)

و ما نگهبانان آتش را جز ملائکه قرار نداده ایم و تعداد آنها را جز برای آزمایش کفّار قرار نداده ایم تا کسانی که کتاب به آنها داده شده، یقین کنند و کسانی که ایمان آورده اند، ایمانشان زیاد شود و کسانی که به آنها کتاب داده شده و مؤمنین شک نکنند و کسانی که در دلهایشان مرض است و کافران می گویند: خدا چه می خواهد با این مثلی که زده است؟ این چنین خدا هر که را بخواهد گمراه می کند و هر که را بخواهد هدایت می کند و کسی لشگر پروردگارت را نمی داند مگر او، و این جز یادآوری برای بشریت نیست. (۳۱)

«آیات قرآن پدیده بزرگی است»

کَلَّا وَالْقَمَرِ (۳۲)

هرگز، قسم به ماه (۳۲)

وَاللَّیْلِ إِذْ أَدْبَرَ (۳۳)

و قسم به شب، وقتی که پشت می کند. (۳۳)

وَالصُّبْحِ إِذَا أَسْفَرَ (۳۴)

و قسم به صبح وقتی که آشکار می شود. (۳۴)

إِنَّهَا لَإِحْدَى الْکُبَرِ (۳۵)

قطعا قرآن یکی از آیات بزرگتر است. (۳۵)

نَذِیراً لِّلْبَشَرِ (۳۶)

انذارکننده بشر است. (۳۶)

لِمَن شَاء مِنکُمْ أَن یَتَقَدَّمَ أَوْ یَتَأَخَّرَ (۳۷)

برای کسی که از شما بخواهد مقدّم شود یا عقب بیفتد. (۳۷)

«اصحاب یمین بی حساب وارد بهشت می شوند»

کُلُّ نَفْسٍ بِمَا کَسَبَتْ رَهِینَهٌ (۳۸)

هر شخصی گرو کاری است که کرده است. (۳۸)

إِلَّا أَصْحَابَ الْیَمِینِ (۳۹)

مگر اصحاب یمین. (۳۹)

فِی جَنَّاتٍ یَتَسَاءلُونَ (۴۰)

که در باغهای بهشت اند و سؤال می کنند (۴۰)

عَنِ الْمُجْرِمِینَ (۴۱)

از مجرمین (۴۱)

مَا سَلَکَکُمْ فِی سَقَرَ (۴۲)

چه چیز شما را به جهنّم برده است؟ (۴۲)

قَالُوا لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ (۴۳)

می گویند: ما از نمازگزاران نبودیم. (۴۳)

وَلَمْ نَکُ نُطْعِمُ الْمِسْکِینَ (۴۴)

و به مساکین اطعام نمی کردیم. (۴۴)

وَکُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِینَ (۴۵)

و با بیهوده ها به هر جا می رفتند، می رفتیم. (۴۵)

وَکُنَّا نُکَذِّبُ بِیَوْمِ الدِّینِ (۴۶)

و روز جزا را تکذیب می کردیم. (۴۶)

حَتَّى أَتَانَا الْیَقِینُ (۴۷)

تا زمانی که مرگ به ما رسید. (۴۷)

فَمَا تَنفَعُهُمْ شَفَاعَهُ الشَّافِعِینَ (۴۸)

پس شفاعتِ شفاعت کنندگان برای آنها نفعی نخواهد داشت. (۴۸)

فَمَا لَهُمْ عَنِ التَّذْکِرَهِ مُعْرِضِینَ (۴۹)

پس آنها را چه شده بود که از تذکرات روی گردان بودند؟ (۴۹)

کَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُّسْتَنفِرَهٌ (۵۰)

قطعا آنها مثل خرهای رم کرده بودند. (۵۰)

فَرَّتْ مِن قَسْوَرَهٍ (۵۱)

که از شیر گریخته باشند. (۵۱)

«از آخرت نمی ترسند»

بَلْ یُرِیدُ کُلُّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ أَن یُؤْتَى صُحُفاً مُّنَشَّرَهً (۵۲)

بلکه هر شخصی از آنها می خواهد نامه های جداگانه ای برایش فرستاده شود. (۵۲)

کَلَّا بَل لَا یَخَافُونَ الْآخِرَهَ (۵۳)

هرگز، بلکه آنها از آخرت نمی ترسند. (۵۳)

«قرآن یادآوری است»

کَلَّا إِنَّهُ تَذْکِرَهٌ (۵۴)

هرگز، قطعا آن قرآن تذکر و یادآوری است. (۵۴)

فَمَن شَاء ذَکَرَهُ (۵۵)

پس کسی که بخواهد، آن را متذکر می شود. (۵۵)

وَمَا یَذْکُرُونَ إِلَّا أَن یَشَاءَ اللَّهُ هُوَ أَهْلُ التَّقْوَى وَأَهْلُ الْمَغْفِرَهِ (۵۶)

و متذکر نمی گردند، مگر اینکه خدا بخواهد که خدا اهل تقوا و اهل آمرزش است.(۵۶)

برداشت از آیات ۵۶ – ۳۸

گرو اعمال

سالک الی اللّه باید از آیات فوق پندهای زیر را بگیرد:

۱  –  هر انسانی مرهون عملی است که انجام داده است.

۲  –  کسانی که در اعتقادات درست حرکت کرده باشند و شیعه علی بن ابیطالب  علیه السلامباشند از مورد فوق استثناء هستند. و مرهون اعمال خود نیستند. و در بهشت وارد می شوند.

۳  –  آن قدر اصحاب یمین آزادند که می توانند سؤالاتی از اهل جهنم بکنند.

۴  –  علت جهنمی شدن کسانی که به سوی خدا حرکت نمی کنند تارک الصلوه بودن و به مساکین اطعام نکردن و با هر گناه کاری هماهنگ شدن و روز قیامت را تا آخر عمر دروغ پنداشتن بوده است.

۵  –  آن چنان آنها در دنیا بدعمل کرده اند که کسی نمی تواند شفاعت شان کند یعنی به هیچ وجه با سعادت هماهنگ نمی شوند.

۶  –  آنها مانند خرهایی که از شیر رم کرده اند، می باشند.

۷  –  آنها مایلند مستقلاً خدای تعالی بر آنها کتابی نازل کند.

۸  –  آنها از آخرت نمی ترسند.

۹  –  سالک الی اللّه باید بداند که قرآن یادآوری کننده است و هر کسی بخواهد می تواند به وسیله قرآن به یاد آنچه در عالم ارواح به او تعلیم داده شده بیافتد.

۱۰  –  خدای تعالی چون اهل تقوی و مغفرت است باید سالک الی اللّه تقوی را پیشه کند و از خدا طلب آمرزش نماید.

0 پاسخ

پاسخ دهید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
مشارکت رایگان.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *