سوره مبارکه قصص

بسم الله الرحمن الرحیم

«به نام خداوند بخشنده مهربان»

طسم (۱) 

طسم (۱)

تِلْکَ آیَاتُ الْکِتَابِ الْمُبِینِ (۲) 

این آیات کتاب روشن و آشکار است. (۲)

«جریان مفصّل حضرت موسی علیه السلام»

نَتْلُوا عَلَیْکَ مِن نَّبَإِ مُوسَى وَفِرْعَوْنَ بِالْحَقِّ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ (۳) 

ما بخشی از خبر مهمّ موسی و فرعون را به حقّ و درستی بر تو می خوانیم تا برای مردمی که ایمان می آورند، مفید باشد. (۳)

إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِی الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِیَعاً یَسْتَضْعِفُ طَائِفَهً مِّنْهُمْ یُذَبِّحُ أَبْنَاءهُمْ وَیَسْتَحْیِی نِسَاءهُمْ إِنَّهُ کَانَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ (۴) 

فرعون در زمین برتری می جست و اهل آن را به قسمتهای مختلفی قرار داد. جمعی از آنها را مستضعفی که پسرانشان را ذبح می کرد و زنهایشان را زنده نگه می داشت، قرار می داد. قطعا او از فسادکنندگان بود. (۴)

«قانون کلّی الهی»

وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ (۵)‏

و ما اراده کرده ایم که بر مستضعفان زمین منّت بگذاریم و آنها را پیشوایان و وارث زمین قرار دهیم. (۵)

وَنُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَنُرِی فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا مِنْهُم مَّا کَانُوا یَحْذَرُونَ (۶) 

و آنها را در زمین متمکن سازیم و به فرعون و هامان و لشگریانشان از آنچه آنها می ترسیدند، به آنها نشان دهیم. (۶)

«به مادر موسی وحی شد»

وَأَوْحَیْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِیهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَیْهِ فَأَلْقِیهِ فِی الْیَمِّ وَلَا تَخَافِی وَلَا تَحْزَنِی إِنَّا رَادُّوهُ إِلَیْکِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِینَ (۷) 

و ما به مادر موسی وحی نمودیم که موسی را شیر بده، پس وقتی که بر جان او ترسیدی، او را در دریا بینداز و نترس و محزون نباش، قطعا ما او را به تو بر می گردانیم و از پیامبران قرارش می دهیم. (۷)

«حضرت موسی علیه السلام در خانه فرعون»

فَالْتَقَطَهُ آلُ فِرْعَوْنَ لِیَکُونَ لَهُمْ عَدُوّاً وَحَزَناً إِنَّ فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا کَانُوا خَاطِئِینَ (۸)

پس او را خاندان فرعون از دریا گرفتند تا آنکه دشمن آنها و مایه حزن آنها گردد. قطعا فرعون و هامان و لشگریانشان خطاکار بودند. (۸)

وَقَالَتِ امْرَأَتُ فِرْعَوْنَ قُرَّتُ عَیْنٍ لِّی وَلَکَ لَا تَقْتُلُوهُ عَسَى أَن یَنفَعَنَا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً وَهُمْ لَا یَشْعُرُونَ (۹)

و زن فرعون گفت: نورچشمی برای من و تو باشد. او را نکشید، شاید نفعی به ما بدهد یا او را به عنوان فرزندی بگیریم و آنها شعور نداشتند. (۹)

«حضرت موسی علیه السلام به مادرش بر می گردد»

وَأَصْبَحَ فُؤَادُ أُمِّ مُوسَى فَارِغاً إِن کَادَتْ لَتُبْدِی بِهِ لَوْلَا أَن رَّبَطْنَا عَلَى قَلْبِهَا لِتَکُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ (۱۰)

و زمانی شد که تمام قلب مادر موسی متوجّه فرزندش گردید و اگر ما رابطه ای با قلب او نداشتیم تا از مؤمنین شود، نزدیک بود حقیقت را آشکار کند. (۱۰)

وَقَالَتْ لِأُخْتِهِ قُصِّیهِ فَبَصُرَتْ بِهِ عَن جُنُبٍ وَهُمْ لَا یَشْعُرُونَ (۱۱) 

و مادر موسی به خواهر موسی گفت: او را پیگیری کن. پس او از کناری موسی را زیرنظر گرفت، در حالی که آنها نمی فهمیدند. (۱۱)

وَحَرَّمْنَا عَلَیْهِ الْمَرَاضِعَ مِن قَبْلُ فَقَالَتْ هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلَى أَهْلِ بَیْتٍ یَکْفُلُونَهُ لَکُمْ وَهُمْ لَهُ نَاصِحُونَ (۱۲)

ما همه زنان شیرده را از قبل بر او حرام کردیم. پس خواهر موسی گفت: آیا مایلید شما را به خانواده ای دلالت کنم که او را برای شما کفالت کنند و آنها برای فرزندتان خیرخواه باشند؟ (۱۲)

فَرَدَدْنَاهُ إِلَى أُمِّهِ کَیْ تَقَرَّ عَیْنُهَا وَلَا تَحْزَنَ وَلِتَعْلَمَ أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلَکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لَا یَعْلَمُونَ (۱۳)‏

پس ما موسی را به مادرش برگرداندیم تا چشمش روشن گردد و غمگین نباشد و اینکه بداند قطعا وعده خدا حقّ است ولی اکثر مردم نمی دانند. (۱۳)

برداشت از آیات ۱۳ – ۱

پند و اندرز از قضیه حضرت موسی علیه السلام

سالک الی اللّه باید مطالب قرآن را در تمام موضوعات آشکارا مشاهده کند. از قضیه حضرت موسی علیه السلام و فرعون حقایقی را برای زندگی خود استفاده کند:

اول: در روی زمین که محل امتحان و زود گذر است به فکر برتری جویی ظاهری بر دیگران نشود.

دوم: بین افراد بشر تبعیض قائل نشود مگر بخاطر ایمان و علم آنها که از امتیازات واقعی است.

سوم: بی جهت کسی را از زندگی در دنیا محروم نسازد.

چهارم: بداند که خدای تعالی همیشه طرفدار مستضعفین است و آنها را پیشوایان و وارث زمین قرار می دهد و امکانات خوبی در اختیارشان می گذارد.

پنجم: مستکبرین را خدای تعالی به جزای اعمال بدشان می رساند.

ششم: بداند که وعده خدا حق است ولو از نظر ظاهر با جریانات طبیعی منافات داشته باشد.

هفتم: زنها بدانند که اگر تزکیه نفس کنند خدای تعالی اسرار آنها را حفظ می کند و می توانند با پروردگار مأنوس باشند.

هشتم: وعده خدا حق است و اگر کسی ایمان به خدا داشته باشد همه آن چه که خدای تعالی در قرآن وعده داده به آنها خواهد رسید.

«حضرت موسی علیه السلام بزرگ می شود»

وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَاسْتَوَى آتَیْنَاهُ حُکْماً وَعِلْماً وَکَذَلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ (۱۴) 

و چون موسی به حدّ بلوغ رسید و نیرومند شد، ما به او حکمت و علم عنایت کردیم و نیکوکاران را این چنین جزا می دهیم. (۱۴)

برداشت از آیه ۱۴

عالم ذر

سالک الی اللّه باید بداند که خدای تعالی انبیاء را در عالم ذر تزکیه نفس کرده و آنها را به علم و حکمت مزین فرموده است.

وَدَخَلَ الْمَدِینَهَ عَلَى حِینِ غَفْلَهٍ مِّنْ أَهْلِهَا فَوَجَدَ فِیهَا رَجُلَیْنِ یَقْتَتِلَانِ هَذَا مِن شِیعَتِهِ وَهَذَا مِنْ عَدُوِّهِ فَاسْتَغَاثَهُ الَّذِی مِن شِیعَتِهِ عَلَى الَّذِی مِنْ عَدُوِّهِ فَوَکَزَهُ مُوسَى فَقَضَى عَلَیْهِ قَالَ هَذَا مِنْ عَمَلِ الشَّیْطَانِ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُّضِلٌّ مُّبِینٌ (۱۵)

و وقتی که مردم متوجّه نبودند، وارد شهر شد. دید که دو مرد در شهر به قصد کشتن یکدیگر را کتک می زنند. این یکی، از پیروان او است و آن دیگری، از دشمنان او است. و کسی که از پیروان او بود، بر کسی که از دشمنان او بود، از او کمک خواست. موسی مشتی به او زد و کار او را ساخت و او مُرد. موسی گفت: این (کشته شدن) از کار شیطان است. قطعا او دشمن گمراه کننده آشکاری است. (۱۵)

«حضرت موسی علیه السلام توبه می کند»

قَالَ رَبِّ إِنِّی ظَلَمْتُ نَفْسِی فَاغْفِرْ لِی فَغَفَرَ لَهُ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ (۱۶) 

موسی گفت: پروردگارِ من، قطعا بر خودم ظلم کردم. مرا بیامرز. پس خدا او را آمرزید. قطعا خدا آمرزنده مهربانی است. (۱۶)

قَالَ رَبِّ بِمَا أَنْعَمْتَ عَلَیَّ فَلَنْ أَکُونَ ظَهِیراً لِّلْمُجْرِمِینَ (۱۷)

موسی گفت: پروردگارِ من، به خاطر نعمتهائی که به من داده ای، من هرگز برای گنهکاران پشتیبان نخواهم شد. (۱۷)

فَأَصْبَحَ فِی الْمَدِینَهِ خَائِفاً یَتَرَقَّبُ فَإِذَا الَّذِی اسْتَنصَرَهُ بِالْأَمْسِ یَسْتَصْرِخُهُ قَالَ لَهُ مُوسَى إِنَّکَ لَغَوِیٌّ مُّبِینٌ (۱۸)

روز بعد موسی در شهر ترسان و در انتظار هر حادثه ای بود که ناگهان دید، کسی که روز قبل او را به یاری می طلبید، فریاد می زند و او را به یاری می طلبد. موسی به او گفت: قطعا تو گول خورده آشکاری هستی. (۱۸)

فَلَمَّا أَنْ أَرَادَ أَن یَبْطِشَ بِالَّذِی هُوَ عَدُوٌّ لَّهُمَا قَالَ یَا مُوسَى أَتُرِیدُ أَن تَقْتُلَنِی کَمَا قَتَلْتَ نَفْساً بِالْأَمْسِ إِن تُرِیدُ إِلَّا أَن تَکُونَ جَبَّاراً فِی الْأَرْضِ وَمَا تُرِیدُ أَن تَکُونَ مِنَ الْمُصْلِحِینَ (۱۹)

پس وقتی که خواست با کسی که دشمن هر دوی آنها بود، با قدرت مانع او گردد، گفت: ای موسی، آیا می خواهی مرا بکشی، آنچنان که دیروز یکی را کشتی؟ تو چیزی نمی خواهی جز آنکه جبّاری در روی زمین باشی و نمی خواهی از صالحین گردی. (۱۹)

«مؤمن آل فرعون»

وَجَاء رَجُلٌ مِّنْ أَقْصَى الْمَدِینَهِ یَسْعَى قَالَ یَا مُوسَى إِنَّ الْمَلَأَ یَأْتَمِرُونَ بِکَ لِیَقْتُلُوکَ فَاخْرُجْ إِنِّی لَکَ مِنَ النَّاصِحِینَ (۲۰) 

و مردی با سرعت از دورترین نقطه شهر نزد موسی آمد و گفت: ای موسی، بزرگان برای کشتن تو به شور نشسته اند. پس خارج شو که من از خیرخواهان تواَم.(۲۰)

فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفاً یَتَرَقَّبُ قَالَ رَبِّ نَجِّنِی مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ (۲۱)‏

موسی از شهر خارج شد، در حالی که می ترسید و مواظب خود بود. گفت: پروردگارِ من، مرا از قوم ستمگر نجات مرحمت فرما. (۲۱)

وَلَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقَاء مَدْیَنَ قَالَ عَسَى رَبِّی أَن یَهْدِیَنِی سَوَاء السَّبِیلِ (۲۲)

و وقتی که متوجّه کنار شهر مدین شد، گفت: امید است اینکه پروردگار من، مرا به راه راست هدایت کند. (۲۲)

«حضرت موسی علیه السلام برای دختران شعیب آب می کشد»

وَلَمَّا وَرَدَ مَاء مَدْیَنَ وَجَدَ عَلَیْهِ أُمَّهً مِّنَ النَّاسِ یَسْقُونَ وَوَجَدَ مِن دُونِهِمُ امْرَأتَیْنِ تَذُودَانِ قَالَ مَا خَطْبُکُمَا قَالَتَا لَا نَسْقِی حَتَّى یُصْدِرَ الرِّعَاء وَأَبُونَا شَیْخٌ کَبِیرٌ (۲۳) 

و وقتی که به آب مدین رسید، دید جمعیتی از مردم آب می خواهند و احساس کرد که کنار آن مردم، دو زن گوسفندان خود را دور نگه داشته اند. موسی گفت: کار شما دو نفر چیست؟ آنها گفتند: ما گوسفندان خود را آب نمی دهیم تا چوپانان همگی بروند و پدر ما پیرمرد بزرگی است. (۲۳)

فَسَقَى لَهُمَا ثُمَّ تَوَلَّى إِلَى الظِّلِّ فَقَالَ رَبِّ إِنِّی لِمَا أَنزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ (۲۴)

موسی برای آن دو زن آب کشید. سپس به طرف سایه رفت و گفت: پروردگارِ من، قطعا به آنچه برای من از خوبی نازل کرده ای فقیرم. (۲۴)

فَجَاءتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِی عَلَى اسْتِحْیَاء قَالَتْ إِنَّ أَبِی یَدْعُوکَ لِیَجْزِیَکَ أَجْرَ مَا سَقَیْتَ لَنَا فَلَمَّا جَاءهُ وَقَصَّ عَلَیْهِ الْقَصَصَ قَالَ لَا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ (۲۵)

پس یکی از آن دو زن در حالی که با حیا راه می رفت، نزد او آمد و گفت: پدرم تو را دعوت می کند که مزد آبی که برای ما کشیده ای، به تو بدهد.

«حضرت موسی علیه السلام قصّه خود را نقل می کند»

پس وقتی موسی نزد او رفت و قصّه خود را برای او حکایت کرد، گفت: نترس، از جمعیت ستمگر نجات پیدا کرده ای. (۲۵)

قَالَتْ إِحْدَاهُمَا یَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِینُ (۲۶) 

یکی از آن دو دختر گفت: ای پدر، او را اجیر کن. قطعا او بهترین کسی است که اجیر کرده ای، توانا و امین است. (۲۶)

«پیشنهاد ازدواج با دختر حضرت شعیب علیه السلام»

قَالَ إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أُنکِحَکَ إِحْدَى ابْنَتَیَّ هَاتَیْنِ عَلَى أَن تَأْجُرَنِی ثَمَانِیَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْراً فَمِنْ عِندِکَ وَمَا أُرِیدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَیْکَ سَتَجِدُنِی إِن شَاء اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِینَ (۲۷)

گفت: من می خواهم یکی از این دو دخترم را برای تو نکاح کنم، به شرط آنکه تو هشت سال اجیر من باشی و اگر بخواهی ده سال را تمام کنی، در اختیار تو است و من نمی خواهم بر تو مشقّتی وارد کنم. انشاءاللّه خواهی یافت که من از صالحینم.(۲۷)

قَالَ ذَلِکَ بَیْنِی وَبَیْنَکَ أَیَّمَا الْأَجَلَیْنِ قَضَیْتُ فَلَا عُدْوَانَ عَلَیَّ وَاللَّهُ عَلَى مَا نَقُولُ وَکِیلٌ (۲۸)‏

موسی گفت: آن قراردادی است میان من و تو. هر کدام از این دو زمان را انجام دهم، تعدّی بر من نخواهد شد و خدا بر آنچه ما می گوئیم، وکیل است. (۲۸)

برداشت از آیات ۲۸ – ۱۵

قضیه حضرت موسی علیه السلام

سالک الی اللّه باید از این قسمت از قضیه حضرت موسی علیه السلام استفاده های زیر را بکند:

اول: در نزاع ها و دعواها تا می تواند دخالت نکند و اگر دخالت کرد متوجه پیامد آن باشد.

دوم: اگر در دخالت آن دعوا ضرری کرد به درگاه پروردگار بر اشتباه خودش اقرار کند و از خدای تعالی طلب آمرزش کند تا خدای تعالی او را بیامرزد.

سوم: به هیچ وجه خودش را برای افراد بد پشتیبان قرار ندهد.

چهارم: باید به قول معروف از یک سوراخ دو مرتبه گزیده نشود و اگر کاری را اشتباه کرد دوباره به طرف آن کار نرود.

پنجم: تا می تواند جان دیگران را از مهلکه نجات دهد.

ششم: در موقع احساس خطر از خدای تعالی بخواهد که خدا او را پناه دهد.

هفتم: تا می تواند به ضعفا و محبوبهای الهی که زنها باشند کمک کند.

هشتم: در کمکهایی که به دیگران می کند برای خدا باشد و برای پاداشی از آنها نباشد.

نهم: در فقر و درماندگی از خدای تعالی کمک بخواهد.

دهم: خانمهایی که سالک الی اللّه اند باید در راه رفتن و بین مردم حرکت کردن با حیا باشند.

یازدهم: کار و زحمت کسی که برای او انجام داده به هیچ وجه بی مزد نگذارد.

دوازدهم: تا می تواند واسطه خیر برای دیگران باشد.

سیزدهم: تا می تواند وسیله ازدواج دختران و پسران جوان را با سهولت فراهم کند و کارهای شایسته ای در این ارتباط انجام دهد.

«حضرت موسی علیه السلام به رسالت مبعوث می شود»

فَلَمَّا قَضَى مُوسَىالْأَجَلَ وَسَارَ بِأَهْلِهِ آنَسَ مِن جَانِبِ الطُّورِ نَاراً قَالَ لِأَهْلِهِ امْکُثُوا إِنِّی آنَسْتُ نَاراً لَّعَلِّی آتِیکُم مِّنْهَا بِخَبَرٍ أَوْ جَذْوَهٍ مِنَ النَّارِ لَعَلَّکُمْ تَصْطَلُونَ (۲۹)

پس وقتی که موسی مدّتش را به پایان رساند، با خانواده اش سفر کرد. از طرف «کوه طور» آتشی را احساس کرد، به خانواده اش گفت: بمانید، قطعا من آتشی را احساس می کنم، شاید بتوانم از آن خبری یا گوله ای از آتش برای شما بیاورم، شاید شما گرم شوید. (۲۹)

برداشت از آیه ۲۹

رفاه و آسایش خانواده

سالک الی اللّه باید همیشه به فکر رفاه و آسایش همسر و فرزندانش باشد و با هر زحمتی که هست وسیله راحتی آنها را فراهم بیاورد.

فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِی مِن شَاطِئِ الْوَادِی الْأَیْمَنِ فِی الْبُقْعَهِ الْمُبَارَکَهِ مِنَ الشَّجَرَهِ أَن یَا مُوسَى إِنِّی أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ (۳۰)

پس وقتی نزد آتش رفت، از کنار راست وادی در آن بقعه مبارکه از درخت ندا داده شد که ای موسی، قطعا من خدا، مربّی جهانیانم. (۳۰)

وَأَنْ أَلْقِ عَصَاکَ فَلَمَّا رَآهَا تَهْتَزُّ کَأَنَّهَا جَانٌّ وَلَّى مُدْبِراً وَلَمْ یُعَقِّبْ یَا مُوسَى أَقْبِلْ وَلَا تَخَفْ إِنَّکَ مِنَ الْآمِنِینَ (۳۱) 

و اینکه عصایت را بینداز. پس وقتی آن را دید که حرکت می کند، مثل آنکه ماری است، برگشت و پشت کرد و عقب خود را نگاه نکرد. ای موسی، رو کن و نترس. قطعا تو در امانی. (۳۱)

اسْلُکْ یَدَکَ فِی جَیْبِکَ تَخْرُجْ بَیْضَاء مِنْ غَیْرِ سُوءٍ وَاضْمُمْ إِلَیْکَ جَنَاحَکَ مِنَ الرَّهْبِ فَذَانِکَ بُرْهَانَانِ مِن رَّبِّکَ إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ إِنَّهُمْ کَانُوا قَوْماً فَاسِقِینَ (۳۲) 

دستت را در جیبت کن تا پر نور و سفید بدون ناراحتی آن را خارج کنی و بازوهایت را به سینه ات بچسبان تا وحشتت از بین برود. پس این دو دلیل از جانب پروردگارت به سوی فرعون و بزرگان قومش باشد. قطعا آنها قوم گنهکاری بودند.(۳۲)

قَالَ رَبِّ إِنِّی قَتَلْتُ مِنْهُمْ نَفْساً فَأَخَافُ أَن یَقْتُلُونِ (۳۳) 

موسی گفت: پروردگارِ من، من از آنها شخصی را کشته ام، پس می ترسم آنها مرا بکشند. (۳۳)

برداشت از آیات ۳۳ – ۳۰

استقامت

سالک الی اللّه در حال مناجات با پروردگار و خواند قرآن که در حقیقت خدا با او صحبت می کند و دیدن کرامات و معجزات از جانب پروردگار از هیچ چیز نترسد و در مقابل همه ناملایمات استقامت داشته باشد و خدای تعالی را پشتیبان خود بداند تا به دریافت حقایق نائل گردد.

«خدا حضرت هارون را کمک حضرت موسی علیه السلام قرار می دهد»

وَأَخِی هَارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّی لِسَاناً فَأَرْسِلْهُ مَعِیَ رِدْءاً یُصَدِّقُنِی إِنِّی أَخَافُ أَن یُکَذِّبُونِ (۳۴) 

و برادرم هارون را که او زبانش از من گویاتر است با من بفرست تا کمکم کند و مرا تصدیق نماید، زیرا من می ترسم اینکه آنها تکذیبم کنند. (۳۴)

قَالَ سَنَشُدُّ عَضُدَکَ بِأَخِیکَ وَنَجْعَلُ لَکُمَا سُلْطَاناً فَلَا یَصِلُونَ إِلَیْکُمَا بِآیَاتِنَا أَنتُمَا وَمَنِ اتَّبَعَکُمَا الْغَالِبُونَ (۳۵)‏

خدا فرمود: بازویت را به کمک برادرت محکم می کنیم و برای شما دو نفر تسلّطی قرار می دهیم و بوسیله آیاتمان به شما دسترسی پیدا نمی کنند. شما و کسانی که پیرو شما هستند، بر آنها غلبه خواهید کرد. (۳۵)

فَلَمَّا جَاءهُم مُّوسَى بِآیَاتِنَا بَیِّنَاتٍ قَالُوا مَا هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُّفْتَرًى وَمَا سَمِعْنَا بِهَذَا فِی آبَائِنَا الْأَوَّلِینَ(۳۶) 

پس وقتی که موسی با نشانه های روشن ما به نزد قوم فرعون آمد، گفتند: این جز سحری که افترا بسته است چیزی نیست و ما این گونه چیزهائی را از پدران گذشته مان نشنیده ایم. (۳۶)

وَقَالَ مُوسَى رَبِّی أَعْلَمُ بِمَن جَاء بِالْهُدَى مِنْ عِندِهِ وَمَن تَکُونُ لَهُ عَاقِبَهُ الدَّارِ إِنَّهُ لَا یُفْلِحُ الظَّالِمُونَ (۳۷)

و موسی گفت: پروردگار من داناتر است به کسی که برای هدایت از نزد او آمده است و کسی که برای او دار عقبی خواهد بود. قطعا ستمگران رستگار نخواهند شد. (۳۷)

وَقَالَ فِرْعَوْنُ یَا أَیُّهَا الْمَلَأُ مَا عَلِمْتُ لَکُم مِّنْ إِلَهٍ غَیْرِی فَأَوْقِدْ لِی یَا هَامَانُ عَلَى الطِّینِ فَاجْعَل لِّی صَرْحاً لَّعَلِّی أَطَّلِعُ إِلَى إِلَهِ مُوسَى وَإِنِّی لَأَظُنُّهُ مِنَ الْکَاذِبِینَ (۳۸) 

و فرعون گفت: ای بزرگان، من برای شما خدائی غیر از خودم نمی دانم. ای هامان، برای من آتشی بر گِل بیفروز (آجر بساز) و برای من برج بلندی بساز، شاید من از خدای موسی اطّلاعی پیدا کنم و قطعا من او را از دروغگویان فکر می کنم. (۳۸)

وَاسْتَکْبَرَ هُوَ وَجُنُودُهُ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ إِلَیْنَا لَا یُرْجَعُونَ (۳۹) 

و فرعون و لشگرش بدون داشتن حقّی در روی زمین تکبّر کردند و آنها گمان می کردند به طرف ما برگردانده نمی شوند. (۳۹)

فَأَخَذْنَاهُ وَجُنُودَهُ فَنَبَذْنَاهُمْ فِی الْیَمِّ فَانظُرْ کَیْفَ کَانَ عَاقِبَهُ الظَّالِمِینَ (۴۰)

ما او و لشگریانش را گرفتیم و آنها را به دریا انداختیم. پس نگاه کن ببین عاقبت ستمگران چگونه بوده است. (۴۰)

وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّهً یَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَیَوْمَ الْقِیَامَهِ لَا یُنصَرُونَ (۴۱) 

و ما فرعونیان راپیشوایانی قرار داده ایم که مردم را به طرف آتش رهبری می کنند و روز قیامت یاری نمی شوند. (۴۱)

وَأَتْبَعْنَاهُمْ فِی هَذِهِ الدُّنْیَا لَعْنَهً وَیَوْمَ الْقِیَامَهِ هُم مِّنَ الْمَقْبُوحِینَ (۴۲) 

و در این دنیا لعنتی در پی آنها قرار دادیم و روز قیامت آنها از پلیدانند. (۴۲)

وَلَقَدْ آتَیْنَا مُوسَى الْکِتَابَ مِن بَعْدِ مَا أَهْلَکْنَا الْقُرُونَ الْأُولَى بَصَائِرَ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَرَحْمَهً لَّعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ (۴۳)‏

و قطعا ما بعد از آنکه جمعیتهای قرنهای اوّلیه را هلاک کردیم، به موسی کتابی که برای مردم بینش آور و هدایت و رحمت بود دادیم، شاید آنها متذکر شوند. (۴۳)

«خطاب به پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله »

وَمَا کُنتَ بِجَانِبِ الْغَرْبِیِّ إِذْ قَضَیْنَا إِلَى مُوسَى الْأَمْرَ وَمَا کُنتَ مِنَ الشَّاهِدِینَ (۴۴)

و تو در جانب غربی (کوه طور) نبودی وقتی که ما دستور امر نبوّت را به موسی می دادیم و تو از مشاهده کنندگان نبودی. (۴۴)

وَلَکِنَّا أَنشَأْنَا قُرُوناً فَتَطَاوَلَ عَلَیْهِمُ الْعُمُرُ وَمَا کُنتَ ثَاوِیاً فِی أَهْلِ مَدْیَنَ تَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِنَا وَلَکِنَّا کُنَّا مُرْسِلِینَ (۴۵) 

ولی ما ملّتهائی را ایجاد کردیم. پس عمر آنها طولانی شد و تو در میان اهل مدین اقامت نداشتی که بر آنها آیات ما را تلاوت کنی، ولی ما بودیم که (تو را) فرستاده ایم. (۴۵)

وَمَا کُنتَ بِجَانِبِ الطُّورِ إِذْ نَادَیْنَا وَلَکِن رَّحْمَهً مِّن رَّبِّکَ لِتُنذِرَ قَوْماً مَّا أَتَاهُم مِّن نَّذِیرٍ مِّن قَبْلِکَ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ (۴۶)

و تو در جانب طور نبودی زمانی که ما ندا دادیم، ولی رحمتی از طرف پروردگارت بود تا بوسیله آن مردمی را که قبل از تو برای آنها ترساننده ای نبوده است، بترسانی. شاید آنها متذکر شوند. (۴۶)

«تقاضای آمدن پیامبران از جانب مردم»

وَلَوْلَا أَن تُصِیبَهُم مُّصِیبَهٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَیْدِیهِمْ فَیَقُولُوا رَبَّنَا لَوْلَا أَرْسَلْتَ إِلَیْنَا رَسُولاً فَنَتَّبِعَ آیَاتِکَ وَنَکُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ (۴۷) 

و اگر این چنین نبود که مصیبتی به خاطر آنچه جلو فرستاده اند به آنها می رسید، می گفتند: پروردگار ما، چرا رسولی بسوی ما نفرستادی تا ما آیات تو را پیروی کنیم و از مؤمنین باشیم؟ (۴۷)

فَلَمَّا جَاءهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِندِنَا قَالُوا لَوْلَا أُوتِیَ مِثْلَ مَا أُوتِیَ مُوسَى أَوَلَمْ یَکْفُرُوا بِمَا أُوتِیَ مُوسَى مِن قَبْلُ قَالُوا سِحْرَانِ تَظَاهَرَا وَقَالُوا إِنَّا بِکُلٍّ کَافِرُونَ (۴۸) 

پس وقتی که حقّ از جانب ما به آنها رسید، گفتند: چرا مثل آنچه به موسی داده شده، حالا داده نشده است؟ مگر قبلاً به آنچه به موسی داده شده بود، آنها کافر نشدند؟ حتّی گفتند: آنها دو ساحری هستند که ظاهر شده اند و گفتند: قطعا ما به همه کافریم. (۴۸)

قُلْ فَأْتُوا بِکِتَابٍ مِّنْ عِندِ اللَّهِ هُوَ أَهْدَى مِنْهُمَا أَتَّبِعْهُ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ (۴۹)

بگو: پس کتابی از جانب خدا بیاورید که او بهتر از قرآن و تورات هدایت کند تا من هم آن را تبعیت کنم، اگر شما راست می گوئید. (۴۹)

فَإِن لَّمْ یَسْتَجِیبُوا لَکَ فَاعْلَمْ أَنَّمَا یَتَّبِعُونَ أَهْوَاءهُمْ وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَوَاهُ بِغَیْرِ هُدًى مِّنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ (۵۰)‏

پس اگر تو را اجابت نکردند، بدان که جز این نیست که آنها از هواهای نفسانیشان تبعیت می کنند و چه کسی گمراهتر است از آن کسی که پیروی هوای نفسش را بدون هدایتی که از جانب خدا باشد، بکند؟ قطعا خدا مردم ظالم را هدایت نخواهد کرد. (۵۰)

وَلَقَدْ وَصَّلْنَا لَهُمُ الْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ (۵۱)

و قطعا ما برای آنها سخن را متّصل آورده ایم، شاید آنها متذکر شوند. (۵۱)

الَّذِینَ آتَیْنَاهُمُ الْکِتَابَ مِن قَبْلِهِ هُم بِهِ یُؤْمِنُونَ (۵۲) 

کسانی که قبل از این به آنها کتاب داده ایم، آنها به این کتاب ایمان می آورند. (۵۲)

وَإِذَا یُتْلَى عَلَیْهِمْ قَالُوا آمَنَّا بِهِ إِنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّنَا إِنَّا کُنَّا مِن قَبْلِهِ مُسْلِمِینَ(۵۳) 

و زمانی که بر آنها کتاب تلاوت می شود، می گویند: به آن ایمان آورده ایم. قطعا آن از طرف پروردگار ما به حقّ آمده. قطعا ما قبل از این مسلمان بوده ایم. (۵۳)

«اجر صبر، مضاعف است»

أُوْلَئِکَ یُؤْتَوْنَ أَجْرَهُم مَّرَّتَیْنِ بِمَا صَبَرُوا وَیَدْرَؤُونَ بِالْحَسَنَهِ السَّیِّئَهَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ (۵۴) 

آنها کسانی هستند که به خاطر صبرشان، اجرشان دو برابر داده می شود و بوسیله کارهای نیکشان، بدیهایشان را از بین می برند و از آنچه ما به آنها روزی داده ایم، انفاق می کنند. (۵۴)

برداشت از آیات ۵۴ – ۵۳

ایمان به آیات الهی

سالک الی اللّه وقتی که آیات الهی بر او تلاوت می شود به آنها ایمان می آورد و حقیقت را تصدیق می کند و تسلیم اوامر الهی می گردد و از آن چه خدای تعالی به او داده است انفاق می کند. لذا خدای تعالی به خاطر این عملش اجرش را دو برابر می دهد و بدیهای او را به خاطر اعمال خویش از بین می برد.

وَإِذَا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَقَالُوا لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَکُمْ أَعْمَالُکُمْ سَلَامٌ عَلَیْکُمْ لَا نَبْتَغِی الْجَاهِلِینَ (۵۵)

و وقتی که لغوی را می شنوند، از آن اعراض می کنند و می گویند: اعمال ما برای ما باشد و اعمال شما برای شما باشد. سلام بر شما. ما طرفدار نادانان نیستیم. (۵۵)

برداشت از آیه ۵۵

دوری از لغو و بیهودگی

سالک الی اللّه از اعمال و گفتار لغو و بیهوده دوری می کند و به کار کسی جز در مقام امر به معروف و نهی از منکر کاری ندارد و شعار او برای مردم سلام و سلامتی است و هیچ گاه طرفدار نادان نمی باشد.

«هدایت فقط دست خدا است»

إِنَّکَ لَا تَهْدِی مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَکِنَّ اللَّهَ یَهْدِی مَن یَشَاءُ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ (۵۶) 

قطعا تو نمی توانی کسی را که دوست داری، هدایت کنی. ولی خدای تعالی هر که را بخواهد، هدایت می کند و او به کسانی که هدایت پذیرند، داناتر است.(۵۶)

وَقَالُوا إِن نَّتَّبِعِ الْهُدَى مَعَکَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنَا أَوَلَمْ نُمَکِّن لَّهُمْ حَرَماً آمِناً یُجْبَى إِلَیْهِ ثَمَرَاتُ کُلِّ شَیْءٍ رِزْقاً مِن لَّدُنَّا وَلَکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لَا یَعْلَمُونَ (۵۷) 

و می گویند: اگر ما با تو از هدایت پیروی کنیم، ما را از سرزمینمان به گروگان می گیرند. آیا ما امکان داشتن حرم امنی برای آنها قرار نداده ایم؟ که ثمره هر چیزی به طرف آن آورده می شود، رزقی است از جانب ما ولی اکثر آنها نمی دانند. (۵۷)

برداشت از آیات ۵۷ – ۵۶

هدایت

سالک الی اللّه باید بداند که خدای تعالی اختیار هدایتش را به دست خودش داده و حتی پیامبر اکرم  صلی الله علیه و آله نمی تواند از او سلب اختیار کند و با اکراه او را به سوی هدایت بکشاند و مجبورش نماید و نباید به جهل خود اصرار ورزد و برای دنیای خود دست از موفقیتهای معنوی بکشد.

«فراوانی نعمت، انسان را مغرور می کند»

وَکَمْ أَهْلَکْنَا مِن قَرْیَهٍ بَطِرَتْ مَعِیشَتَهَا فَتِلْکَ مَسَاکِنُهُمْ لَمْ تُسْکَن مِّن بَعْدِهِمْ إِلَّا قَلِیلاً وَکُنَّا نَحْنُ الْوَارِثِینَ (۵۸)

و چقدر از قریه ها را که به خاطر فراوانی نعمت مغرور شده بودند، ما هلاک کردیم. پس این محل زندگی آنها است که بعد از آنها جز کمی سکونت ندارند و ما وارث آنها بوده ایم. (۵۸)

وَمَا کَانَ رَبُّکَ مُهْلِکَ الْقُرَى حَتَّى یَبْعَثَ فِی أُمِّهَا رَسُولاً یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِنَا وَمَا کُنَّا مُهْلِکِی الْقُرَى إِلَّا وَأَهْلُهَا ظَالِمُونَ(۵۹)‏

و پروردگار تو این گونه نیست که قریه ها را هلاک کند، مگر آنکه پیامبرانی که آیات ما را بر آنها تلاوت می کنند، در مرکز آن قریه ها مبعوث نماید و ما این چنین نیستیم که هلاک کننده قریه ها باشیم، مگر آنکه اهل آن قریه ها ستمگر باشند. (۵۹)

برداشت از آیات ۵۹ – ۵۸

غرور بیجا

سالک الی اللّه باید به نعمتهای فراوانی که خدای تعالی به او داده است مغرور نشود و این را بداند که خدای تعالی هیچ فرد و یا جمعیتی را بدون دلیل هلاک نمی کند و بلکه ابتدا برای آنها به وسیله پیامبران آیات و نشانه های خود را بیان می کند و وقتی آنها بی اعتنایی کردند، عذابش را بر آنها نازل می فرماید.

«آنچه در نزد خدا است بهتر و باقی تر است»

وَمَا أُوتِیتُم مِّن شَیْءٍ فَمَتَاعُ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَزِینَتُهَا وَمَا عِندَ اللَّهِ خَیْرٌ وَأَبْقَى أَفَلَا تَعْقِلُونَ (۶۰) 

و آنچه به شما از چیزی داده شده است، پس متاع زندگی دنیا و زینت آن است و آنچه نزد خدا است، بهتر و باقی تر است. آیا پس تعقّل نمی کنید؟ (۶۰)

أَفَمَن وَعَدْنَاهُ وَعْداً حَسَناً فَهُوَ لَاقِیهِ کَمَن مَّتَّعْنَاهُ مَتَاعَ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا ثُمَّ هُوَ یَوْمَ الْقِیَامَهِ مِنَ الْمُحْضَرِینَ (۶۱) 

آیا کسی را که ما به او وعده نیکو داده ایم و او آن را دریافت نموده، مانند کسی است که بهره ای از متاع زندگی دنیا داده باشیم سپس او روز قیامت از احضارشدگان باشد؟ (۶۱)

«احضار مشرکین در روز قیامت»

وَیَوْمَ یُنَادِیهِمْ فَیَقُولُ أَیْنَ شُرَکَائِیَ الَّذِینَ کُنتُمْ تَزْعُمُونَ (۶۲)

و روزی که خدا آنها را ندا می کند، پس می گوید: کجایند آنهائی که شما آنها را شریک من گمان می کردید؟ (۶۲)

قَالَ الَّذِینَ حَقَّ عَلَیْهِمُ الْقَوْلُ رَبَّنَا هَؤُلَاء الَّذِینَ أَغْوَیْنَا أَغْوَیْنَاهُمْ کَمَا غَوَیْنَا تَبَرَّأْنَا إِلَیْکَ مَا کَانُوا إِیَّانَا یَعْبُدُونَ (۶۳) 

کسانی که فرمان عذاب بر آنها تحقّق یافته، می گویند: پروردگارِ ما، اینها کسانی بودند که فریبشان دادیم. فریب دادن ما آنها را همان گونه بود که خودمان فریب خوردیم. ما برای تو از آنها بیزاری می جوییم. آنها این چنین نبودند که ما را بندگی کنند. (۶۳)

وَقِیلَ ادْعُوا شُرَکَاءکُمْ فَدَعَوْهُمْ فَلَمْ یَسْتَجِیبُوا لَهُمْ وَرَأَوُا الْعَذَابَ لَوْ أَنَّهُمْ کَانُوا یَهْتَدُونَ (۶۴) 

و به آنها گفته می شود: خدایانتان را که شما شریک خدا می دانستید، بخوانید. آنها معبودهای خود را می خوانند. پس به آنها جواب نمی دهند و عذاب را می بینند و آرزو می کنند که از هدایت شدگان می بودند. (۶۴)

وَیَوْمَ یُنَادِیهِمْ فَیَقُولُ مَاذَا أَجَبْتُمُ الْمُرْسَلِینَ (۶۵) 

و روزی که خدا آنها را ندا کند، پس می گوید: چه جوابی به پیامبران دادید؟ (۶۵)

فَعَمِیَتْ عَلَیْهِمُ الْأَنبَاء یَوْمَئِذٍ فَهُمْ لَا یَتَسَاءلُونَ (۶۶) 

پس تمام خبرها در آن روز به روی آنها بسته می شود، آنچنان که نمی توانند از یکدیگر سؤال کنند. (۶۶)

«توبه و ایمان وسیله رستگاری است»

فَأَمَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحاً فَعَسَى أَن یَکُونَ مِنَ الْمُفْلِحِینَ (۶۷) 

و امّا کسی که توبه کند و ایمان بیاورد و عمل شایسته ای انجام دهد، پس امید است اینکه از رستگاران باشد. (۶۷)

برداشت از آیه ۶۷

توبه و ایمان

سالک الی اللّه اگر می خواهد جزء رستگاران باشد، باید توبه کند و ایمان بیاورد و اعتقاداتش را تصحیح نماید و اعمال شایسته انجام دهد.

«خدا هر که را بخواهد انتخاب می کند»

وَرَبُّکَ یَخْلُقُ مَا یَشَاءُ وَیَخْتَارُ مَا کَانَ لَهُمُ الْخِیَرَهُ سُبْحَانَ اللَّهِ وَتَعَالَى عَمَّا یُشْرِکُونَ (۶۸) 

و پروردگار تو هر چه را بخواهد، خلق می کند و انتخاب می کند. برای آنها حقّ انتخاب و اختیاری نیست. منزّه است خدا و بالاتر است از آنچه آنها برای او شریک قرار می دهند. (۶۸)

وَرَبُّکَ یَعْلَمُ مَا تُکِنُّ صُدُورُهُمْ وَمَا یُعْلِنُونَ (۶۹) 

و پروردگار تو می داند آنچه را در سینه هایشان پنهان می کنند و آنچه را که آشکار می نمایند. (۶۹)

وَهُوَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَهُ الْحَمْدُ فِی الْأُولَى وَالْآخِرَهِ وَلَهُ الْحُکْمُ وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ (۷۰)‏

و او خدائی است که خدائی جز او نیست. برای او حمد و کرنش در عوالم قبل و در آخرت است و برای او حاکمیت است و همه بسوی او برگردانده می شوید.(۷۰)

«شب و روز از نشانه های خدا است»

قُلْ أَرَأَیْتُمْ إِن جَعَلَ اللَّهُ عَلَیْکُمُ اللَّیْلَ سَرْمَداً إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ مَنْ إِلَهٌ غَیْرُ اللَّهِ یَأْتِیکُم بِضِیَاء أَفَلَا تَسْمَعُونَ (۷۱) 

بگو: آیا شما چه می بینید که اگر خدا شب را برای شما دائمی تا روز قیامت قرار می داد کدام خدا غیر از خدای یکتا روشنی را برای شما می آورد؟ آیا پس شما چرا نمی شنوید؟ (۷۱)

قُلْ أَرَأَیْتُمْ إِن جَعَلَ اللَّهُ عَلَیْکُمُ النَّهَارَ سَرْمَداً إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ مَنْ إِلَهٌ غَیْرُ اللَّهِ یَأْتِیکُم بِلَیْلٍ تَسْکُنُونَ فِیهِ أَفَلَا تُبْصِرُونَ(۷۲) 

بگو: آیا شما چه می بینید که اگر خدا روز را برای شما دائمی تا روز قیامت قرار می داد چه می شد؟ کدام خدا غیر از خدای یکتا شب را که در آن آرامش بگیرید، برای شما می آورد؟ پس شما چرا نمی بینید؟ (۷۲)

وَمِن رَّحْمَتِهِ جَعَلَ لَکُمُ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ لِتَسْکُنُوا فِیهِ وَلِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ (۷۳)

و یکی از مهربانیهای خدا این است که برای شما شب و روز را قرار داد به خاطر اینکه در آن آرامش بگیرید و از فضل خدا بهره ببرید و شاید شما شکرگزار باشید.(۷۳)

«مطلبی درباره قیامت»

وَیَوْمَ یُنَادِیهِمْ فَیَقُولُ أَیْنَ شُرَکَائِیَ الَّذِینَ کُنتُمْ تَزْعُمُونَ (۷۴)

و روزی که خدا آنها را ندا می دهد و می فرماید: کجایند شریکهائی که شما برای من تصوّر می کردید؟ (۷۴)

وَنَزَعْنَا مِن کُلِّ أُمَّهٍ شَهِیدًا فَقُلْنَا هَاتُوا بُرْهَانَکُمْ فَعَلِمُوا أَنَّ الْحَقَّ لِلَّهِ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا کَانُوا یَفْتَرُونَ (۷۵)

و از هر امّتی شاهدی می آوریم. پس می گوییم: ای مشرکین، دلیلتان را بیاورید. پس آنجا است که می دانند قطعا حقّ با خدا است و همه آنچه را که افتراء می زدند از آنها نابود شده است. (۷۵)

«قضیه قارون»

إِنَّ قَارُونَ کَانَ مِن قَوْمِ مُوسَىٰ فَبَغَىٰ عَلَیْهِمْ ۖ وَآتَیْنَاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مَا إِنَّ مَفَاتِحَهُ لَتَنُوءُ بِالْعُصْبَهِ أُولِی الْقُوَّهِ إِذْ قَالَ لَهُ قَوْمُهُ لَا تَفْرَحْ ۖ إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْفَرِحِینَ (۷۶)

قطعا قارون از قوم موسی بود. پس بر آنها تجاوز کرد و ما به او از گنجها، آن قدر دادیم که حمل کلیدهای آنها برای جمعی که صاحب قوّت بودند، مشکل بود. آن وقتی که قومش به او گفتند: خوشحال نباش که قطعا خدا شادهای (به زخارف دنیا را) دوست ندارد. (۷۶)

برداشت از آیه ۷۶

ثروت زیاد

سالک الی اللّه باید به خاطر ثروت زیادی که خدا به او داده آنها را در راه خدا قرار دهد و به خاطر داشتن ثروت و جمع آوری آن خوشحال نباشد. زیرا خدا این چنین خوشحالی ها را دوست نمی دارد.

وَابْتَغِ فِیمَا آتَاکَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَهَ ۖ وَلَا تَنسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیَا ۖ وَأَحْسِن کَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَیْکَ ۖ وَلَا تَبْغِ الْفَسَادَ فِی الْأَرْضِ ۖ إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ (۷۷)

و بوسیله آنچه خدا به تو داده است، خانه آخرت را طلب کن. البتّه بهره ات را از دنیا فراموش نکن و نیکی کن، همان طوری که خدا به تو نیکی کرده است و دنبال فساد در روی زمین نرو که قطعا خدا فسادکنندگان را دوست نمی دارد. (۷۷)

برداشت از آیه ۷۷

احیاء حیات ابدی

سالک الی اللّه باید کوشش کند که حیات ابدی و عالم آخرت خود را احیاء کند و ضمنا دنیای خود را هم فراموش نکند و صفت رحمانیت خدا را در خود ایجاد نماید و به مردم نیکی کند و در روی زمین فساد نکند تا خدا او را دوست داشته باشد.

قَالَ إِنَّمَا أُوتِیتُهُ عَلَىٰ عِلْمٍ عِندِی ۚ أَوَلَمْ یَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَهْلَکَ مِن قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّهً وَأَکْثَرُ جَمْعًا ۚ وَلَا یُسْأَلُ عَن ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ (۷۸)

قارون گفت: جز این نیست که با علمی که نزد من بوده، این ثروت را بدست آورده ام. آیا نمی دانست که قطعا خدا قبل از او، اقوامی را که از قارون قدرت بیشتری داشته و مال بیشتری جمع کرده بودند، هلاک کرده است؟ و از گناه مجرمین سؤال نمی شود. (۷۸)

فَخَرَجَ عَلَىٰ قَوْمِهِ فِی زِینَتِهِ ۖ قَالَ الَّذِینَ یُرِیدُونَ الْحَیَاهَ الدُّنْیَا یَا لَیْتَ لَنَا مِثْلَ مَا أُوتِیَ قَارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِیمٍ (۷۹)

قارون با تمام زینتی که داشت، به میان قومش بیرون آمد. کسانی که زندگی دنیا را می خواستند، گفتند: ای کاش برای ما هم مثل آنچه برای قارون داده شده، می بود. قطعا او دارای حظ و لذّت عظیمی است. (۷۹)

وَقَالَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَیْلَکُمْ ثَوَابُ اللَّهِ خَیْرٌ لِّمَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا وَلَا یُلَقَّاهَا إِلَّا الصَّابِرُونَ (۸۰)

و کسی که به او علم و آگاهی داده شده بود، گفت: وای بر شما، ثواب خدا برای کسی که ایمان بیاورد و عمل صالح کند، بهتر است و کسی جز صابرین به آن نمی رسند. (۸۰)

برداشت از آیه ۸۰

ایمان

سالک الی اللّه اگر می خواهد به ثواب الهی برسد، باید دارای ایمان باشد و عمل صالح کند تا از صابرین محسوب شود.

فَخَسَفْنَا بِهِ وَبِدَارِهِ الْأَرْضَ فَمَا کَانَ لَهُ مِن فِئَهٍ یَنصُرُونَهُ مِن دُونِ اللَّهِ وَمَا کَانَ مِنَ الْمُنتَصِرِینَ(۸۱)

پس ما او و خانه و زندگیش را به زمین فرو بردیم و برای او کسی که یاریش کند، غیر از خدا نبود و خودش هم نمی توانست از یاری کنندگان خود باشد. (۸۱)

وَأَصْبَحَ الَّذِینَ تَمَنَّوْا مَکَانَهُ بِالْأَمْسِ یَقُولُونَ وَیْکَأَنَّ اللَّهَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَیَقْدِرُ ۖ لَوْلَا أَن مَّنَّ اللَّهُ عَلَیْنَا لَخَسَفَ بِنَا ۖ وَیْکَأَنَّهُ لَا یُفْلِحُ الْکَافِرُونَ (۸۲)

و فردا کسانی که آرزو می کردند که در جای او دیروز می بودند، گفتند: وای، گویا خدا روزی را برای کسی که از بندگانش بخواهد، پهن می کند و برای کسی که بخواهد تنگ می نماید اگر این چنین نبود که خدا بر ما منّت گذاشته، ما را هم در زمین فرو می برد وای، گویا کافران رستگار نمی شوند. (۸۲)

«در زمین برتری نجوئید و فساد نکنید»

تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَهُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِینَ لَا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا ۚ وَالْعَاقِبَهُ لِلْمُتَّقِینَ (۸۳)

این خانه آخرت را برای کسانی که در زمین برتری و فساد را نخواسته باشند، قرار داده ایم و عاقبت برای متّقین است. (۸۳)

برداشت از آیه ۸۳

برتری جویی

سالک الی اللّه نباید در روی زمین برای خود برتری بجوید و فساد کند و باید بداند که اگر از متّقین باشد موفقیتی خواهد داشت.

مَن جَاءَ بِالْحَسَنَهِ فَلَهُ خَیْرٌ مِّنْهَا ۖ وَمَن جَاءَ بِالسَّیِّئَهِ فَلَا یُجْزَى الَّذِینَ عَمِلُوا السَّیِّئَاتِ إِلَّا مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ (۸۴)

کسی که با نیکی بیاید، برای او بهتر از آن خواهد بود و کسی که با بدی بیاید، جزا داده نمی شوند کسانی که کارهای بد می کنند، مگر آنچه را که عمل می کردند.(۸۴)

«ای پیامبر، خدا تو را به مکه بر می گرداند»

إِنَّ الَّذِی فَرَضَ عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لَرَادُّکَ إِلَىٰ مَعَادٍ ۚ قُل رَّبِّی أَعْلَمُ مَن جَاءَ بِالْهُدَىٰ وَمَنْ هُوَ فِی ضَلَالٍ مُّبِینٍ (۸۵)

قطعا کسی که قرآن را برای تو قرار داده تو را به محل زندگیت برمی گرداند. بگو: پروردگار من بهتر می داند کسی را که با هدایت بیاید و کسی را که او در ضلالت آشکاری باشد. (۸۵)

وَمَا کُنتَ تَرْجُو أَن یُلْقَىٰ إِلَیْکَ الْکِتَابُ إِلَّا رَحْمَهً مِّن رَّبِّکَ ۖ فَلَا تَکُونَنَّ ظَهِیرًا لِّلْکَافِرِینَ (۸۶)

و تو امیدوار نبودی بر اینکه بر تو کتاب القاء شود، مگر آنکه مهربانی از جانب پروردگارت بود. پس هرگز پشتیبان کفّار نباش. (۸۶)

وَلَا یَصُدُّنَّکَ عَنْ آیَاتِ اللَّهِ بَعْدَ إِذْ أُنزِلَتْ إِلَیْکَ ۖ وَادْعُ إِلَىٰ رَبِّکَ ۖ وَلَا تَکُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِکِینَ (۸۷)

و هرگز تو را از آیات خدا بعد از آنکه آنها بر تو نازل شده، باز ندارند و مردم را به سوی پروردگارت دعوت کن و هرگز از مشرکین نباش. (۸۷)

وَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَٰهًا آخَرَ ۘ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۚ کُلُّ شَیْءٍ هَالِکٌ إِلَّا وَجْهَهُ ۚ لَهُ الْحُکْمُ وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ (۸۸)

و با خدا، خدای دیگری را نخوان. هیچ خدائی جز او نیست. هر چیزی بجز وجه خدا نابود می شود. حاکمیت مال او است و همه بسوی او برگردانده می شوید.(۸۸)

0 پاسخ

پاسخ دهید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
مشارکت رایگان.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *