سوره مبارکه شعراء

بسم الله الرحمن الرحیم

«به نام خداوند بخشنده مهربان»

طسم (۱) 

طسم (۱)

تِلْکَ آیَاتُ الْکِتَابِ الْمُبِینِ (۲) 

این آیات کتاب روشن است. (۲)

«پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله به خاطر ایمان مردم، خود را در فشار قرار می دهد»

لَعَلَّکَ بَاخِعٌ نَّفْسَکَ أَلَّا یَکُونُوا مُؤْمِنِینَ (۳) 

(ای پیامبر) گویا تو می خواهی جانت را از دست بدهی که چرا آنها مؤمن نیستند؟ (۳)

إِن نَّشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِم مِّن السَّمَاء آیَهً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِینَ (۴) 

اگر ما بخواهیم از آسمان بر آنها نشانه ای نازل می کنیم که گردنهایشان در مقابل آن خاضع گردد. (۴)

وَمَا یَأْتِیهِم مِّن ذِکْرٍ مِّنَ الرَّحْمَنِ مُحْدَثٍ إِلَّا کَانُوا عَنْهُ مُعْرِضِینَ(۵) 

و هیچ یادآوری تازه ای از جانب خدای بخشنده برای آنها نیامد، جز آنکه آنها از آن اعراض کننده بودند. (۵)

فَقَدْ کَذَّبُوا فَسَیَأْتِیهِمْ أَنبَاء مَا کَانُوا بِهِ یَسْتَهْزِئُون (۶) 

پس قطعا تکذیب کردند و به زودی اخبار آنچه را که آنها آن را مسخره می کردند، به آنها خواهد رسید. (۶)

برداشت از آیات ۶ – ۱

استقامت

سالک الی اللّه نباید به خاطر اعراض و غفلت دیگران از دین مقدس اسلام، خود را ناراحت کند و متأثر باشد. بلکه فقط وظیفه او امر به معروف و نهی از منکر است. زیرا اگر آنها لیاقت می داشتند و خدای تعالی را منظور می کردند و رحمانیت خدا که شامل همه مخلوقات می شود را ندیده نمی گرفتند، خدای تعالی همه آنها را هدایت می فرمود و اهل تقوی می شدند.

«انواع گیاهان پر ارزش»

أَوَلَمْ یَرَوْا إِلَى الْأَرْضِ کَمْ أَنبَتْنَا فِیهَا مِن کُلِّ زَوْجٍ کَرِیمٍ (۷) 

آیا آنها به زمین نگاه نمی کنند که چقدر از انواع گیاهان پر قیمت در آن رویانیده ایم؟ (۷)

إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَهً وَمَا کَانَ أَکْثَرُهُم مُّؤْمِنِینَ (۸) 

قطعا در آن نشانه ای است ولی بیشتر آنها مؤمن نیستند. (۸)

وَإِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ (۹) 

و قطعا پروردگار تو عزیز مهربانی است. (۹)

«قضیه ای از حضرت موسی علیه السلام»

وَإِذْ نَادَى رَبُّکَ مُوسَى أَنِ ائْتِ الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ (۱۰) 

و زمانی که پروردگارت موسی را صدا زد بر اینکه به نزد قوم ستمگر باید بروی.(۱۰)

قَوْمَ فِرْعَوْنَ أَلَا یَتَّقُونَ (۱۱) 

قوم فرعون، آیا چرا آنها تقوی ندارند. (۱۱)

قَالَ رَبِّ إِنِّی أَخَافُ أَن یُکَذِّبُونِ (۱۲)

موسی گفت: پروردگار من، من می ترسم اینکه مرا تکذیب کنند. (۱۲)

وَیَضِیقُ صَدْرِی وَلَا یَنطَلِقُ لِسَانِی فَأَرْسِلْ إِلَى هَارُونَ (۱۳) 

و سینه ام تنگ شود و زبانم گویا نباشد. پس هارون را هم بفرست. (۱۳)

وَلَهُمْ عَلَیَّ ذَنبٌ فَأَخَافُ أَن یَقْتُلُونِ (۱۴) 

و از برای آنها بر عهده من گناهی است. پس می ترسم اینکه مرا بکشند. (۱۴)

قَالَ کَلَّا فَاذْهَبَا بِآیَاتِنَا إِنَّا مَعَکُم مُّسْتَمِعُونَ (۱۵) 

خدا فرمود: هرگز، بروید با نشانه های ما. قطعا ما با شمائیم و سخنان شما را می شنویم. (۱۵)

فَأْتِیَا فِرْعَوْنَ فَقُولَا إِنَّا رَسُولُ رَبِّ الْعَالَمِینَ (۱۶) 

پس به سراغ فرعون بروید، بگوئید: قطعا ما فرستاده پروردگار عالمیانیم. (۱۶)

أَنْ أَرْسِلْ مَعَنَا بَنِی إِسْرَائِیلَ(۱۷) 

اینکه بنی اسرائیل را با ما بفرست. (۱۷)

قَالَ أَلَمْ نُرَبِّکَ فِینَا وَلِیداً وَلَبِثْتَ فِینَا مِنْ عُمُرِکَ سِنِینَ (۱۸) 

فرعون گفت: آیا ما تو را در میان خودمان از کودکی تربیت نکردیم و سالهایی از عمرت در میان ما نبوده ای؟ (۱۸)

وَفَعَلْتَ فَعْلَتَکَ الَّتِی فَعَلْتَ وَأَنتَ مِنَ الْکَافِرِینَ (۱۹)‏

و آن کاری را که انجام دادی و تو از ناسپاسان بودی. (۱۹)

قَالَ فَعَلْتُهَا إِذاً وَأَنَا مِنَ الضَّالِّینَ (۲۰) 

موسی گفت: من آن کار را انجام دادم و آن وقت من از گمراهان بودم. (۲۰)

فَفَرَرْتُ مِنکُمْ لَمَّا خِفْتُکُمْ فَوَهَبَ لِی رَبِّی حُکْماً وَجَعَلَنِی مِنَ الْمُرْسَلِینَ (۲۱) 

پس چون من از شما ترسیدم، فرار کردم. پروردگارم حکمت به من عنایت کرد و از پیامبران قرارم داده. (۲۱)

وَتِلْکَ نِعْمَهٌ تَمُنُّهَا عَلَیَّ أَنْ عَبَّدتَّ بَنِی إِسْرَائِیلَ (۲۲) 

و این نعمتی است که منّتش را بر من می گذاری که بنی اسرائیل را بنده خود قرار داده ای. (۲۲)

قَالَ فِرْعَوْنُ وَمَا رَبُّ الْعَالَمِینَ (۲۳)

فرعون گفت: پروردگار جهانیان چیست؟ (۲۳)

قَالَ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَیْنَهُمَا إن کُنتُم مُّوقِنِینَ (۲۴) 

موسی گفت: پروردگار آسمانها و زمین و آنچه بین آنها است، اگر اهل یقین هستید. (۲۴)

قَالَ لِمَنْ حَوْلَهُ أَلَا تَسْتَمِعُونَ (۲۵) 

فرعون به اطرافیانش گفت: آیا نمی شنوید؟ (۲۵)

قَالَ رَبُّکُمْ وَرَبُّ آبَائِکُمُ الْأَوَّلِینَ (۲۶) 

 (موسی ادامه داد) و گفت: پروردگار شما و پروردگار پدران گذشته شما است.(۲۶)

قَالَ إِنَّ رَسُولَکُمُ الَّذِی أُرْسِلَ إِلَیْکُمْ لَمَجْنُونٌ (۲۷) 

فرعون گفت: قطعا این پیامبر شما که به طرف شما فرستاده شده، دیوانه است. (۲۷)

قَالَ رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَمَا بَیْنَهُمَا إِن کُنتُمْ تَعْقِلُونَ (۲۸) 

(موسی ادامه داد) و گفت: پروردگار مشرق و مغرب و آنچه در بین اینها است، اگر شما عقلتان را به کار بیندازید. (۲۸)

قَالَ لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلَهاً غَیْرِی لَأَجْعَلَنَّکَ مِنَ الْمَسْجُونِینَ (۲۹) 

فرعون گفت: اگر غیر از من خدایی را انتخاب کنی، تو را از زندانیان قرار می دهم. (۲۹)

قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُکَ بِشَیْءٍ مُّبِینٍ (۳۰) 

موسی گفت: حتّی اگر نشانه واضحی برای تو بیاورم؟ (۳۰)

قَالَ فَأْتِ بِهِ إِن کُنتَ مِنَ الصَّادِقِینَ (۳۱) 

فرعون گفت: آن را بیاور، اگر از راستگویانی. (۳۱)

فَأَلْقَى عَصَاهُ فَإِذَا هِیَ ثُعْبَانٌ مُّبِینٌ (۳۲) 

موسی عصایش را انداخت. ناگهان اژدهای آشکاری گردید. (۳۲)

وَنَزَعَ یَدَهُ فَإِذَا هِیَ بَیْضَاء لِلنَّاظِرِینَ (۳۳) 

و دستش را بیرون آورد. پس ناگهان برای بینندگان سفید و روشن گردید. (۳۳)

قَالَ لِلْمَلَإِ حَوْلَهُ إِنَّ هَذَا لَسَاحِرٌ عَلِیمٌ (۳۴) 

فرعون به بزرگانی که در اطرافش بودند، گفت: قطعا این ساحر دانایی است. (۳۴)

یُرِیدُ أَن یُخْرِجَکُم مِّنْ أَرْضِکُم بِسِحْرِهِ فَمَاذَا تَأْمُرُونَ (۳۵) 

می خواهد شما را از سرزمینتان با سحرش خارج کند. پس چه دستور می دهید؟ (۳۵)

قَالُوا أَرْجِهِ وَأَخَاهُ وَابْعَثْ فِی الْمَدَائِنِ حَاشِرِینَ (۳۶) 

گفتند: او و برادرش را مهلت بده و جمع کنندگان را در شهرها بفرست. (۳۶)

یَأْتُوکَ بِکُلِّ سَحَّارٍ عَلِیمٍ (۳۷)

تا همه ساحران دانا را نزد تو بیاورند. (۳۷)

فَجُمِعَ السَّحَرَهُ لِمِیقَاتِ یَوْمٍ مَّعْلُومٍ (۳۸) 

بالاخره ساحران برای میعادگاه روز معینی جمع آوری شدند. (۳۸)

وَقِیلَ لِلنَّاسِ هَلْ أَنتُم مُّجْتَمِعُونَ (۳۹)‏

و به مردم گفته شد: آیا شما هم در آن میعادگاه اجتماع می کنید؟ (۳۹)

لَعَلَّنَا نَتَّبِعُ السَّحَرَهَ إِن کَانُوا هُمُ الْغَالِبِینَ (۴۰) 

که اگر ساحران غلبه کردند، شاید ما آنها را تأیید و پیروی کنیم. (۴۰)

فَلَمَّا جَاء السَّحَرَهُ قَالُوا لِفِرْعَوْنَ أَئِنَّ لَنَا لَأَجْراً إِن کُنَّا نَحْنُ الْغَالِبِینَ (۴۱) 

پس وقتی که ساحران آمدند، به فرعون گفتند: اگر ما بر آنها غالب بودیم، آیا برای ما اجری خواهد بود؟ (۴۱)

قَالَ نَعَمْ وَإِنَّکُمْ إِذاً لَّمِنَ الْمُقَرَّبِینَ (۴۲) 

فرعون گفت: بله و قطعا شما در آن وقت از مقرّبین خواهید بود. (۴۲)

قَالَ لَهُم مُّوسَى أَلْقُوا مَا أَنتُم مُّلْقُونَ (۴۳) 

موسی به ساحران گفت: بیندازید آنچه را که می خواهید بیندازید. (۴۳)

فَأَلْقَوْا حِبَالَهُمْ وَعِصِیَّهُمْ وَقَالُوا بِعِزَّهِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ الْغَالِبُونَ (۴۴) 

آنها ریسمانها و عصاهای خود را انداختند و گفتند: به عزّت فرعون قسم که قطعا ما غلبه می کنیم. (۴۴)

فَأَلْقَى مُوسَى عَصَاهُ فَإِذَا هِیَ تَلْقَفُ مَا یَأْفِکُونَ (۴۵) 

موسی عصایش را انداخت. ناگهان تمام آنچه را که آنها انداخته بودند و دروغ بود، بلعید. (۴۵)

فَأُلْقِیَ السَّحَرَهُ سَاجِدِینَ (۴۶) 

پس همه ساحران به سجده افتادند. (۴۶)

قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعَالَمِینَ (۴۷) 

گفتند: ایمان آوردیم به پروردگار عالمیان. (۴۷)

رَبِّ مُوسَى وَهَارُونَ (۴۸) 

پروردگار موسی و هارون. (۴۸)

قَالَ آمَنتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ إِنَّهُ لَکَبِیرُکُمُ الَّذِی عَلَّمَکُمُ السِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ لَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَأَرْجُلَکُم مِّنْ خِلَافٍ وَلَأُصَلِّبَنَّکُمْ أَجْمَعِینَ (۴۹) 

فرعون گفت: شما قبل از آنکه من اجازه دهم به او ایمان آوردید؟ قطعا او بزرگ شما بوده که سحر را به شما تعلیم داده است، پس به زودی خواهید فهمید. از چپ و راست، دست و پای شما را قطع می کنم و همه شما را به دار می زنم. (۴۹)

قَالُوا لَا ضَیْرَ إِنَّا إِلَى رَبِّنَا مُنقَلِبُونَ (۵۰) 

گفتند: مشکلی نیست. قطعا ما به طرف پروردگارمان بر می گردیم. (۵۰)

إِنَّا نَطْمَعُ أَن یَغْفِرَ لَنَا رَبُّنَا خَطَایَانَا أَن کُنَّا أَوَّلَ الْمُؤْمِنِینَ (۵۱) 

ما طمع داریم اینکه پروردگارمان، خطاهای ما را ببخشد و اینکه اوّل مؤمن باشیم. (۵۱)

وَأَوْحَیْنَا إِلَى مُوسَى أَنْ أَسْرِ بِعِبَادِی إِنَّکُم مُّتَّبَعُونَ (۵۲) 

و ما وحی کردیم به موسی اینکه بندگان مرا حرکت بده که شما مورد تعقیب هستید. (۵۲)

فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِی الْمَدَائِنِ حَاشِرِینَ (۵۳) 

فرعون، مأمورین خود را در شهرها فرستاد. (۵۳)

إِنَّ هَؤُلَاء لَشِرْذِمَهٌ قَلِیلُونَ (۵۴) 

که قطعا آن گروه (بنی اسرائیل) جمعیت کمی هستند. (۵۴)

وَإِنَّهُمْ لَنَا لَغَائِظُونَ (۵۵) 

و قطعا آنها ما را وادار به غیظ و غضب کرده اند. (۵۵)

وَإِنَّا لَجَمِیعٌ حَاذِرُونَ (۵۶) 

و قطعا ما همه مان جنگجو هستیم. (۵۶)

فَأَخْرَجْنَاهُم مِّن جَنَّاتٍ وَعُیُونٍ (۵۷) 

پس ما آنها (فرعونیان) را از باغها و چشمه ها. (۵۷)

وَکُنُوزٍ وَمَقَامٍ کَرِیمٍ (۵۸) 

و از گنجها و قصرهای خوب بیرونشان کردیم. (۵۸)

کَذَلِکَ وَأَوْرَثْنَاهَا بَنِی إِسْرَائِیلَ (۵۹) 

این چنین بود و ما بنی اسرائیل را وارث آنها نمودیم. (۵۹)

فَأَتْبَعُوهُم مُّشْرِقِینَ (۶۰)‏

موقع طلوع آفتاب بنی اسرائیل را تعقیب کردند. (۶۰)

فَلَمَّا تَرَاءى الْجَمْعَانِ قَالَ أَصْحَابُ مُوسَى إِنَّا لَمُدْرَکُونَ(۶۱) 

وقتی آن دو دسته یکدیگر را دیدند، اصحاب موسی گفتند: قطعا ما به دست فرعونیان افتادیم. (۶۱)

قَالَ کَلَّا إِنَّ مَعِیَ رَبِّی سَیَهْدِینِ (۶۲) 

موسی گفت: هرگز. قطعا خدا با من است. پروردگار من به زودی مرا راهنمائی خواهد کرد. (۶۲)

فَأَوْحَیْنَا إِلَى مُوسَى أَنِ اضْرِب بِّعَصَاکَ الْبَحْرَ فَانفَلَقَ فَکَانَ کُلُّ فِرْقٍ کَالطَّوْدِ الْعَظِیمِ (۶۳) 

پس ما به موسی وحی کردیم که با عصایت به دریا بزن. پس دریا از هم جدا شد و هر بخشی از دریا مانند کوه بزرگی دو طرف قرار گرفت. (۶۳)

وَأَزْلَفْنَا ثَمَّ الْآخَرِینَ (۶۴) 

و آنجا دو لشگر را با یکدیگر نزدیک دریا کردیم. (۶۴)

وَأَنجَیْنَا مُوسَى وَمَن مَّعَهُ أَجْمَعِینَ (۶۵) 

و موسی و کسی که با او بود همه شان را نجات دادیم. (۶۵)

ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِینَ(۶۶) 

سپس آن دسته دیگر را غرق نمودیم. (۶۶)

إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَهً وَمَا کَانَ أَکْثَرُهُم مُّؤْمِنِینَ (۶۷) 

قطعا در آن نشانه ای بود ولی اکثر آنها ایمان نیاوردند. (۶۷)

وَإِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ (۶۸) 

و قطعا پروردگار تو همان خدای عزیز مهربان است. (۶۸)

«قضیه حضرت ابراهیم علیه السلام»

وَاتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ إِبْرَاهِیمَ (۶۹) 

و برای آنها قضیه حضرت ابراهیم را تلاوت کن. (۶۹)

برداشت از آیات ۸۹ – ۶۹

حضرت ابراهیم علیه السلام

سالک الی اللّه باید از قضیه حضرت ابراهیم علیه السلام پند بگیرد و به دستورات زیر عمل کند:

اوّل: آن چه را که مورد اطاعت خود قرار می دهد بداند که این لیاقت را آن چیز دارد.

دوّم: نفع و ضرر هر کاری را که می کند بسنجد و اگر برای دنیا و آخرتش مفید است انجام دهد.

سوّم: تنها به خاطر این که کاری رسم است و گذشتگان انجام داده اند آن را انجام ندهد بلکه با توجّه به آنچه مورد پرستش قرار می دهد آن را لایق این کار بداند.

چهارم: جز خدا و راه خدای تعالی و کسانی که از طرف خدا سخن می گویند بقیه را که راههای دیگر و پرستشهای دیگر را به او ارائه می دهند دشمن خود تصوّر کند.

پنجم: بداند خدایی که او را خلق کرده همه موفقیتها را به قلبش الهام می کند و هدایتش می فرماید.

ششم: باید بداند که خدای تعالی روزی او را می دهد آن چنان که همه جانداران عالم را آب و غذا داده است.

هفتم: باید بداند که وقتی خودش با ندانم کاریهایش مریض بدنی و یا روحی می شود خدای تعالی او را با راهنماییهایش شفا می دهد.

هشتم: باید بداند که اگر خدای تعالی او را در این دنیا می میراند حیات ابدی در آخرت به او عطا می فرماید.

نهم: سالک الی اللّه باید طمع به مغفرت خدای تعالی در روز قیامت داشته باشد و از رحمت الهی مأیوس نباشد.

دهم: باید با تزکیه نفس خودش را به اخلاص برساند تا خدای تعالی قلبش را پر از حکمت کند و او را به بندگان شایسته خود ملحق فرماید.

یازدهم: باید از خدای تعالی کمک بخواهد که در بین مردم با صداقت و درستی حرکت کند.

دوازدهم: باید از خدای تعالی بهشت پر نعمت را طلب کند که نهایت همه خوبیها آن می باشد.

سیزدهم: همیشه اقوام و نزدیکانش را باید دعا کند و برای آنها طلب آمرزش کند ولو آن که از گمراهان باشند.

چهاردهم: سالک الی اللّه باید عاقبت بین و دور اندیش باشد و دائما به فکر روز قیامت، روزی که مال و فرزند برای انسان مفید نیست و تنها قلب سالم و روح سالم مفید است، باشد.

إِذْ قَالَ لِأَبِیهِ وَقَوْمِهِ مَا تَعْبُدُونَ (۷۰) 

وقتی که به پدر و قومش گفت: چه چیز را می پرستید؟ (۷۰)

قَالُوا نَعْبُدُ أَصْنَاماً فَنَظَلُّ لَهَا عَاکِفِینَ (۷۱) 

گفتند: بتها را می پرستیم و همیشه زیر سایه آنها بوده و هستیم. (۷۱)

قَالَ هَلْ یَسْمَعُونَکُمْ إِذْ تَدْعُونَ (۷۲) 

ابراهیم گفت: آیا وقتی که آنها را می خوانید، می شنوند؟ (۷۲)

أَوْ یَنفَعُونَکُمْ أَوْ یَضُرُّونَ (۷۳) 

یا برای شما نفع و ضرری دارند؟ (۷۳)

قَالُوا بَلْ وَجَدْنَا آبَاءنَا کَذَلِکَ یَفْعَلُونَ (۷۴) 

گفتند: بلکه ما پدرانمان را این گونه یافته ایم که این کار را می کرده اند. (۷۴)

قَالَ أَفَرَأَیْتُم مَّا کُنتُمْ تَعْبُدُونَ (۷۵) 

ابراهیم گفت: آیا می فهمید که چه چیز را می پرستید؟ (۷۵)

أَنتُمْ وَآبَاؤُکُمُ الْأَقْدَمُونَ (۷۶) 

شما و پدران گذشته تان. (۷۶)

فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِّی إِلَّا رَبَّ الْعَالَمِینَ (۷۷) 

پس قطعا آنها غیر از پروردگار جهانیان، همه دشمنان منند. (۷۷)

الَّذِی خَلَقَنِی فَهُوَ یَهْدِینِ (۷۸) 

آن خدائی که مرا خلق کرد، پس او هدایتم می کند. (۷۸)

وَالَّذِی هُوَ یُطْعِمُنِی وَیَسْقِینِ (۷۹) 

و کسی که او به من طعام می دهد و به من آب می دهد. (۷۹)

وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفِینِ (۸۰) 

و وقتی که مریض شدم، او شفایم می دهد. (۸۰)

وَالَّذِی یُمِیتُنِی ثُمَّ یُحْیِینِ(۸۱) 

و کسی که مرا می میراند، سپس زنده ام می کند. (۸۱)

وَالَّذِی أَطْمَعُ أَن یَغْفِرَ لِی خَطِیئَتِی یَوْمَ الدِّینِ (۸۲) 

و کسی که طمع دارم اینکه گناهانم را روز جزا ببخشد. (۸۲)

رَبِّ هَبْ لِی حُکْماً وَأَلْحِقْنِی بِالصَّالِحِینَ (۸۳)‏

پروردگار من، به من حکمت عنایت کن و مرا به صالحین ملحق بفرما. (۸۳)

وَاجْعَل لِّی لِسَانَ صِدْقٍ فِی الْآخِرِینَ (۸۴) 

و برای من در میان دیگران زبان صادقی قرار بده. (۸۴)

وَاجْعَلْنِی مِن وَرَثَهِ جَنَّهِ النَّعِیمِ (۸۵) 

و از وارثین بهشت پر نعمت قرارم بده. (۸۵)

وَاغْفِرْ لِأَبِی إِنَّهُ کَانَ مِنَ الضَّالِّینَ (۸۶)

و پدرم را بیامرز، زیرا قطعا او از گمراهان است. (۸۶)

وَلَا تُخْزِنِی یَوْمَ یُبْعَثُونَ (۸۷) 

و در روزی که همه مبعوث می شوند، مرا رسوا نکن. (۸۷)

یَوْمَ لَا یَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ (۸۸) 

روزی که مال و فرزندان برای انسان مفید نمی باشد. (۸۸)

إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ (۸۹) 

مگر کسی که با قلب سالم به درگاه خدا بیاید. (۸۹)

«خصوصیات روز قیامت»

وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّهُ لِلْمُتَّقِینَ (۹۰) 

و بهشت برای پرهیزکاران نزدیک می گردد. (۹۰)

وَبُرِّزَتِ الْجَحِیمُ لِلْغَاوِینَ (۹۱) 

و جهنّم برای گمراهان ظاهر می شود. (۹۱)

وَقِیلَ لَهُمْ أَیْنَ مَا کُنتُمْ تَعْبُدُونَ (۹۲) 

و به آنها گفته می شود: کجایند آنچه را که شما می پرستید؟ (۹۲)

مِن دُونِ اللَّهِ هَلْ یَنصُرُونَکُمْ أَوْ یَنتَصِرُونَ (۹۳) 

غیر از خدا، آیا شما را یاری می کنند یا کسی آنها را یاری می کند؟ (۹۳)

فَکُبْکِبُوا فِیهَا هُمْ وَالْغَاوُونَ (۹۴) 

پس همه آن بتها و گمراهان به دوزخ ریخته می شوند. (۹۴)

وَجُنُودُ إِبْلِیسَ أَجْمَعُونَ (۹۵) 

و با همه لشگر ابلیس. (۹۵)

قَالُوا وَهُمْ فِیهَا یَخْتَصِمُونَ(۹۶) 

آنها در جهنّم با یکدیگر دشمنی می کنند، می گویند: (۹۶)

تَاللَّهِ إِن کُنَّا لَفِی ضَلَالٍ مُّبِینٍ (۹۷) 

به خدا قسم که ما در ضلالت واضحی بودیم. (۹۷)

إِذْ نُسَوِّیکُم بِرَبِّ الْعَالَمِینَ (۹۸) 

آن وقتی که ما شما را با پروردگار جهانیان مساوی می دانستیم. (۹۸)

وَمَا أَضَلَّنَا إِلَّا الْمُجْرِمُونَ (۹۹) 

و کسی جز گنهکاران ما را گمراه نکردند. (۹۹)

فَمَا لَنَا مِن شَافِعِینَ (۱۰۰) 

پس برای ما شفاعت کننده ای نخواهد بود. (۱۰۰)

وَلَا صَدِیقٍ حَمِیمٍ (۱۰۱) 

و برای ما دوست صدیقی نیست. (۱۰۱)

فَلَوْ أَنَّ لَنَا کَرَّهً فَنَکُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ (۱۰۲) 

پس اگر برای ما بازگشتی بود، ما از مؤمنین بودیم. (۱۰۲)

إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَهً وَمَا کَانَ أَکْثَرُهُم مُّؤْمِنِینَ (۱۰۳) 

قطعا در آن جریان نشانه ای است و اکثر اینها از مؤمنان نبوده اند. (۱۰۳)

برداشت از آیات ۱۰۳ – ۹۰

نجات از جهنّم

سالک الی اللّه برای نجات از جهنّم و گمراهی و رسیدن به کمالات به مسائل زیر توجّه کاملی داشته باشد:

اوّل: باید رعایت تقوی را در مراحل تزکیه نفس بکند تا بتواند با اهل بهشت در بهشت زندگی کند.

دوّم: نباید جزء گمراهان باشد که به جهنّمی که در آن جهنّم همه لشگریان شیطان و بت پرستان در آن هستند خواهد رفت.

سوّم: باید تزکیه نفس کند تا با خوبان محشور شود والّا در جهنّمی که همه با هم اختلاف دارند و با یکدیگر خصومت می کنند، خواهد رفت.

چهارم: باید به طرف کارهایی که او را به گمراهی می کشاند نرود تا در نتیجه به گمراهی شدیدی برسد و از مجرمین محسوب بشود و شفیعی و دوست صدیقی نداشته باشد.

پنجم: همه کارهای خوب و تزکیه نفس را در همین دنیا انجام دهد. زیرا اگر بخواهد در قیامت تزکیه نفس کند به مشکلات زیادی برخورد می کند و آرزوی برگشتن به دنیا را می نماید.

وَإِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ (۱۰۴) 

و قطعا پروردگار تو، همان او عزیز مهربانی است. (۱۰۴)

«قضیه حضرت نوح علیه السلام»

کَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِینَ (۱۰۵) 

قوم نوح پیامبران را تکذیب کردند. (۱۰۵)

إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَلَا تَتَّقُونَ (۱۰۶) 

آن وقتی که برادرشان نوح به آنها گفت: چرا تقوی ندارید؟ (۱۰۶)

إِنِّی لَکُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ (۱۰۷) 

قطعا من برای شما پیامبر امینی هستم. (۱۰۷)

فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِیعُونِ (۱۰۸) 

پس تقوای خدا را داشته باشید و مرا اطاعت کنید. (۱۰۸)

وَمَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِیَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِینَ (۱۰۹) 

و من از شما مزدی درخواست نمی کنم. اجر من جز به عهده پروردگار جهانیان نمی باشد. (۱۰۹)

فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِیعُونِ (۱۱۰) 

پس تقوای خدا را داشته باشید و مرا اطاعت کنید. (۱۱۰)

قَالُوا أَنُؤْمِنُ لَکَ وَاتَّبَعَکَ الْأَرْذَلُونَ (۱۱۱)‏

قومش گفتند: آیا ما ایمان به تو بیاوریم، در حالی که افراد رذل از تو پیروی کرده اند؟ (۱۱۱)

قَالَ وَمَا عِلْمِی بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ (۱۱۲) 

نوح گفت: من چه علمی به آنچه آنها عمل کرده اند، داشته ام؟ (۱۱۲)

برداشت از آیات ۱۱۲ – ۱۰۶

نصایح حضرت نوح علیه السلام

سالک الی اللّه باید از نصایح حضرت نوح علیه السلام که رسول امینی بود استفاده کند:

اوّل: او به قومش فرمود: چرا تقوی ندارید.

دوّم: باید با اطاعت از پیغمبران تقوی را پیشه کند و کارهایش تحت فرماندهی معصومین علیهم السلام باشد.

سوّم: اگر برای دیگران مسائلی را از قبیل راهنمایی آنها و یا هر کاری را که جنبه خدایی دارد انجام داد از مردم اجر و مزدی نخواسته باشد بلکه اجرش را بر عهده خدای تعالی بگذارد.

چهارم: اگر از رهبر معصومی خواست پیروی کند به پیروانش به چشم ظاهر نگاه نکند و ثروت و مکنت آنها را در نظر نگیرد و فقر و تنگدستی آنها او را به گفتن حرف نامربوط وادار ننماید.

إِنْ حِسَابُهُمْ إِلَّا عَلَى رَبِّی لَوْ تَشْعُرُونَ (۱۱۳) 

حساب آنها جز بر عهده پروردگارم نیست، اگر شما شعور می داشتید. (۱۱۳)

وَمَا أَنَا بِطَارِدِ الْمُؤْمِنِینَ (۱۱۴) 

و من مؤمنین را دور نخواهم کرد. (۱۱۴)

إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِیرٌ مُّبِینٌ (۱۱۵) 

من جز ترساننده آشکاری چیزی نیستم. (۱۱۵)

قَالُوا لَئِن لَّمْ تَنتَهِ یَا نُوحُ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِینَ (۱۱۶) 

گفتند: اگر بس نکنی ای نوح، سنگسار خواهی شد. (۱۱۶)

قَالَ رَبِّ إِنَّ قَوْمِی کَذَّبُونِ (۱۱۷)

نوح گفت: پروردگار من، قطعا قوم من، مرا تکذیب کردند. (۱۱۷)

فَافْتَحْ بَیْنِی وَبَیْنَهُمْ فَتْحاً وَنَجِّنِی وَمَن مَّعِی مِنَ الْمُؤْمِنِینَ (۱۱۸) 

پس بین من و بین آنها راهی باز کن و مرا و کسی که از مؤمنین با من هستند، نجات بده. (۱۱۸)

فَأَنجَیْنَاهُ وَمَن مَّعَهُ فِی الْفُلْکِ الْمَشْحُونِ (۱۱۹)

پس ما او را و کسی که با او در کشتی پر جمعیت بود، نجاتش دادیم. (۱۱۹)

ثُمَّ أَغْرَقْنَا بَعْدُ الْبَاقِینَ (۱۲۰) 

سپس بعد از آنها باقی مانده را غرق نمودیم. (۱۲۰)

إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَهً وَمَا کَانَ أَکْثَرُهُم مُّؤْمِنِینَ (۱۲۱) 

قطعا در آن نشانه ای است و اکثر آنها مؤمن نبودند. (۱۲۱)

وَإِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ(۱۲۲) 

و قطعا پروردگار تو همان عزیز مهربان است. (۱۲۲)

«قضیه حضرت هود علیه السلام»

کَذَّبَتْ عَادٌ الْمُرْسَلِینَ (۱۲۳) 

قوم عاد هم پیغمبران را تکذیب کردند. (۱۲۳)

إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ هُودٌ أَلَا تَتَّقُونَ (۱۲۴) 

آن وقتی که برادرشان هود به آنها گفت: چرا تقوی ندارید؟ (۱۲۴)

إِنِّی لَکُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ (۱۲۵) 

من برای شما پیامبر امینی هستم. (۱۲۵)

فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِیعُونِ (۱۲۶) 

پس تقوای خدا را داشته باشید و مرا اطاعت کنید. (۱۲۶)

وَمَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِیَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِینَ (۱۲۷) 

و من از شما مزدی درخواست نمی کنم. اجر من جز بر پروردگار جهانیان نمی باشد. (۱۲۷)

أَتَبْنُونَ بِکُلِّ رِیعٍ آیَهً تَعْبَثُونَ (۱۲۸) 

آیا شما بر هر جای مرتفعی بیهوده نشانه ای می سازید؟ (۱۲۸)

وَتَتَّخِذُونَ مَصَانِعَ لَعَلَّکُمْ تَخْلُدُونَ (۱۲۹) 

و قصرهای محکمی را برای خود اتّخاذ می کنید، شاید در دنیا همیشه بمانید؟(۱۲۹)

وَإِذَا بَطَشْتُم بَطَشْتُمْ جَبَّارِینَ (۱۳۰) 

و زمانی که مجازات می کنید، مانند جبّاران مجازات می نمائید. (۱۳۰)

فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِیعُونِ(۱۳۱) 

پس تقوای خدا را داشته باشید و مرا اطاعت کنید. (۱۳۱)

وَاتَّقُوا الَّذِی أَمَدَّکُم بِمَا تَعْلَمُونَ (۱۳۲) 

و از آن کسی که شما را در آنچه می دانید مدد کرده است، بپرهیزید. (۱۳۲)

أَمَدَّکُم بِأَنْعَامٍ وَبَنِینَ (۱۳۳) 

شما را به چهارپایان و فرزندانتان مدد فرمود. (۱۳۳)

وَجَنَّاتٍ وَعُیُونٍ (۱۳۴) 

و باغها و چشمه ها. (۱۳۴)

إِنِّی أَخَافُ عَلَیْکُمْ عَذَابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ (۱۳۵) 

قطعا من برای شما عذاب روز بزرگ را می ترسم. (۱۳۵)

قَالُوا سَوَاء عَلَیْنَا أَوَعَظْتَ أَمْ لَمْ تَکُن مِّنَ الْوَاعِظِینَ (۱۳۶)‏

آنها گفتند: فرقی برای ما نمی کند، چه تو ما را موعظه کنی یا هرگز از موعظه کنندگان نباشی. (۱۳۶)

إِنْ هَذَا إِلَّا خُلُقُ الْأَوَّلِینَ (۱۳۷) 

قطعا این جز همان افسانه های قبلی ها چیزی نیست. (۱۳۷)

وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِینَ (۱۳۸) 

و ما عذاب نخواهیم شد. (۱۳۸)

فَکَذَّبُوهُ فَأَهْلَکْنَاهُمْ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَهً وَمَا کَانَ أَکْثَرُهُم مُّؤْمِنِینَ (۱۳۹)

آنها هود را تکذیب کردند. پس ما هلاکشان کردیم. قطعا در آن نشانه ای است و اکثر آنها مؤمن نبودند. (۱۳۹)

وَإِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ (۱۴۰) 

و قطعا پروردگار تو عزیز مهربانی است. (۱۴۰)

برداشت از آیات ۱۴۰ – ۱۲۳

قضیه حضرت هود علیه السلام

سالک الی اللّه باید به مطالب زیر عمل کند:

اوّل: نباید بدون تحقیق هر چه را شنید تکذیب کند بخصوص اگر کلام معصومین علیهم السلام و انبیاء علیهم السلام باشد بلکه باید در مرحله اول مطالب انبیاء و پاکان را تحلیل کند و باز هم اگر نفهمید آن را تکذیب نکند.

دوّم: اگر دوستانه و برادر وار کسی او را امر به معروف کرد، با محبت بپذیرد.

سوّم: اگر شخص امینی بخصوص بدون مطالبه اجر و مزد، پیشنهادی به او داد مانند تقوی و بندگی خدا فورا بپذیرد.

چهارم: در زندگی مادی بلند پروازی نکند ونشانه ای از خود در این ارتباط به جای نگذارد.

پنجم: در عین آن که باید ساختمانها و بناها را محکم و ضدّ زلزله بسازد، در دنیا نیت ماندن همیشگی را در سر نداشته باشد.

ششم: اگر کسی را به خاطر اعمال زشتش مجازات خواست بکند مانند جبّارها و طاغوتها، مجازات ننماید.

هفتم: در همه کارها تقوی داشته باشد و بندگی کامل خدای تعالی را بکند.

هشتم: از خدایی که در همه کارها به او کمک کرده است و نعمتهایی از قبیل باغها و چشمه ها و حیوانات و فرزندان به او داده است، بپرهیزد و تقوای او را رعایت کند.

نهم: در شنیدن سخنان موعظه، انعطاف پذیر باشد و خود را به جهل مرکب متّصف ننماید.

دهم: به اعمال بیهوده خود مغرور نشود و فکر نکند که خدای تعالی او را به اعمال زشتش عذاب نمی کند زیرا خدای تعالی به خاطر این که اکثر اینها ایمان واقعی نیاورده اند در عین آن که خدای تعالی رحمت خاصه ای به مؤمنین دارد، این عدّه را هلاک خواهد کرد و به عذابهایی مبتلا خواهد فرمود.

«قضیه حضرت صالح علیه السلام»

کَذَّبَتْ ثَمُودُ الْمُرْسَلِینَ (۱۴۱) 

قوم ثمود هم پیامبران را تکذیب کردند. (۱۴۱)

إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صَالِحٌ أَلَا تَتَّقُونَ (۱۴۲) 

آن وقتی که برادرشان صالح به آنها گفت: چرا تقوی ندارید؟ (۱۴۲)

إِنِّی لَکُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ (۱۴۳) 

قطعا من برای شما پیامبر امینی هستم. (۱۴۳)

فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِیعُونِ (۱۴۴) 

پس تقوای خدا را داشته باشید و مرا اطاعت کنید. (۱۴۴)

وَمَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِیَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِینَ(۱۴۵) 

و من از شما مزدی درخواست نمی کنم. اجر من جز بر پروردگار جهانیان نمی باشد. (۱۴۵)

أَتُتْرَکُونَ فِی مَا هَاهُنَا آمِنِینَ (۱۴۶) 

آیا (فکر می کنید) در کمال امنیت در آنچه اینجا هست، باقی خواهید ماند؟ (۱۴۶)

فِی جَنَّاتٍ وَعُیُونٍ (۱۴۷) 

در باغها و چشمه ها. (۱۴۷)

وَزُرُوعٍ وَنَخْلٍ طَلْعُهَا هَضِیمٌ (۱۴۸)

و زراعتها و درخت خرمائی که شکوفه هایش لطیف است. (۱۴۸)

وَتَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبَالِ بُیُوتاً فَارِهِینَ (۱۴۹) 

و خانه هائی از کوهها می تراشید، پس به عیش مشغول می گردید. (۱۴۹)

فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِیعُونِ (۱۵۰) 

پس تقوای خدا را داشته باشید و مرا اطاعت کنید. (۱۵۰)

وَلَا تُطِیعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِینَ (۱۵۱) 

و دستور اسراف کنندگان را اطاعت نکنید. (۱۵۱)

الَّذِینَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ وَلَا یُصْلِحُونَ (۱۵۲) 

آن کسانی که در زمین فساد می کنند و اصلاح نمی کنند. (۱۵۲)

قَالُوا إِنَّمَا أَنتَ مِنَ الْمُسَحَّرِینَ (۱۵۳) 

گفتند: جز این نیست که تو جادو شده ای. (۱۵۳)

مَا أَنتَ إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُنَا فَأْتِ بِآیَهٍ إِن کُنتَ مِنَ الصَّادِقِینَ (۱۵۴) 

تو جز بشری مثل ما نیستی، پس نشانه ای برای ما بیاور، اگر تو از راستگویانی.(۱۵۴)

برداشت از آیات ۱۵۴ – ۱۵۱

قضیه حضرت صالح علیه السلام

سالک الی اللّه باید همیشه به فکر اصلاح جامعه و اصلاح نفس خود باشد و دنبال فساد در روی زمین نرود و باید از انبیاء و اساتید، دلائل علمی و عقلی در مسائل معنوی بخواهد و از آنها معجزه و کرامتی توقّع نداشته باشد تا بدین وسیله بخواهد به حقیقت برسد.

قَالَ هَذِهِ نَاقَهٌ لَّهَا شِرْبٌ وَلَکُمْ شِرْبُ یَوْمٍ مَّعْلُومٍ (۱۵۵) 

گفت: این شتر نشانه است. برای او سهمی از آب و برای شما روز معینی سهمی از آب است. (۱۵۵)

وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَیَأْخُذَکُمْ عَذَابُ یَوْمٍ عَظِیمٍ (۱۵۶) 

و با او به بدی برخورد نکنید که عذاب روز بزرگ شما را خواهد گرفت. (۱۵۶)

فَعَقَرُوهَا فَأَصْبَحُوا نَادِمِینَ (۱۵۷) 

پس آن ناقه را پی کردند، پس بعد از آن پشیمان گردیدند. (۱۵۷)

فَأَخَذَهُمُ الْعَذَابُ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَهً وَمَا کَانَ أَکْثَرُهُم مُّؤْمِنِینَ (۱۵۸) 

و عذاب خدا آنها را گرفت. قطعا در آن نشانه ای بود و اکثر اینها مؤمن نبودند.(۱۵۸)

وَإِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ (۱۵۹)‏

و قطعا پروردگار تو همان عزیز مهربانی است. (۱۵۹)

برداشت از آیات ۱۵۹ – ۱۵۵

ناقه صالح علیه السلام

سالک الی اللّه نباید به خاطر امور مادی دست به جنایتی که خدای تعالی از آن نهی کرده بزند. زیرا در این صورت عذاب الهی او را می گیرد با این که خدای تعالی به سالکین الی اللّه مهربانی خاصّی دارد.

«قضیه حضرت لوط علیه السلام»

کَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ الْمُرْسَلِینَ (۱۶۰) 

قوم لوط هم پیامبران را تکذیب کردند. (۱۶۰)

إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ أَلَا تَتَّقُونَ (۱۶۱) 

آن وقتی که برادرشان لوط به آنها گفت: چرا تقوی ندارید؟ (۱۶۱)

إِنِّی لَکُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ (۱۶۲) 

من برای شما پیامبر امینی هستم. (۱۶۲)

فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِیعُونِ (۱۶۳) 

پس تقوای خدا را داشته باشید و مرا اطاعت کنید. (۱۶۳)

وَمَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِیَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِینَ (۱۶۴) 

و من از شما مزدی درخواست نمی کنم. اجر من جز بر پروردگار جهانیان نمی باشد. (۱۶۴)

أَتَأْتُونَ الذُّکْرَانَ مِنَ الْعَالَمِینَ (۱۶۵) 

آیا شما از میان جهانیان به طرف جنس ذکور می روید؟ (۱۶۵)

وَتَذَرُونَ مَا خَلَقَ لَکُمْ رَبُّکُمْ مِنْ أَزْوَاجِکُم بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ عَادُونَ (۱۶۶) 

و آنچه را پروردگارتان برای شما از همسرانتان خلق کرده، رها می کنید؟ بلکه شما قوم تجاوزگری هستید. (۱۶۶)

برداشت از آیات ۱۶۶ – ۱۶۰

قضیه حضرت لوط علیه السلام

سالک الی اللّه باید به دو مسئله مهم که مایه همه کمالات است توجّه داشته باشد:

اوّل: تقوی و دوّم: بندگی کامل انبیائی که از جانب خدای تعالی آمده اند، بخصوص که به خاطر تبلیغاتشان اجر و مزدی از کسی توقعّی ندارند و برای خدا کار می کنند.

قَالُوا لَئِن لَّمْ تَنتَهِ یَا لُوطُ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْمُخْرَجِینَ (۱۶۷) 

گفتند: ای لوط، اگر بس نکنی، از اخراج شدگان خواهی بود. (۱۶۷)

قَالَ إِنِّی لِعَمَلِکُم مِّنَ الْقَالِینَ (۱۶۸) 

لوط گفت: من دشمن عمل شما هستم. (۱۶۸)

رَبِّ نَجِّنِی وَأَهْلِی مِمَّا یَعْمَلُونَ (۱۶۹) 

پروردگارِ من، مرا و اهلم را از آنچه اینها انجام می دهند، نجات مرحمت فرما.(۱۶۹)

فَنَجَّیْنَاهُ وَأَهْلَهُ أَجْمَعِینَ (۱۷۰) 

پس ما او و همه اهلش را نجات دادیم. (۱۷۰)

إِلَّا عَجُوزاً فِی الْغَابِرِینَ(۱۷۱) 

مگر پیرزنی که در میان قوم باقی ماند. (۱۷۱)

ثُمَّ دَمَّرْنَا الْآخَرِینَ (۱۷۲) 

سپس دیگران را هلاک کردیم. (۱۷۲)

وَأَمْطَرْنَا عَلَیْهِم مَّطَراً فَسَاء مَطَرُ الْمُنذَرِینَ (۱۷۳) 

پس بر آنها بارانی باراندیم، باران انذارشدگان، بسیار بد بود. (۱۷۳)

إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَهً وَمَا کَانَ أَکْثَرُهُم مُّؤْمِنِینَ (۱۷۴) 

قطعا در آن نشانه ای بود و اکثر آنها مؤمن نبودند. (۱۷۴)

وَإِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ (۱۷۵) 

و قطعا پروردگار تو همان عزیز مهربان است. (۱۷۵)

برداشت از آیات ۱۷۵ – ۱۶۷

جهاد با نفس

سالک الی اللّه باید با نفس خود جهاد کند و آن قدر نفس خود را آزاد نگذارد که برای خواسته نفس به بدترین کارها دست بزند و آن قدر خدا را به غضب بیاورد که خدا او را به عذاب سختی در دنیا و آخرت مبتلا می سازد.

«قضیه حضرت شعیب علیه السلام»

کَذَّبَ أَصْحَابُ الْأَیْکَهِ الْمُرْسَلِینَ (۱۷۶) 

اصحاب ایکه [۱] هم پیامبران را تکذیب کردند. (۱۷۶)

[۱]  ــ شهرى بوده است در نزدیکى مدین.

إِذْ قَالَ لَهُمْ شُعَیْبٌ أَلَا تَتَّقُونَ (۱۷۷) 

آن وقتی که شعیب به آنها گفت: چرا تقوی ندارید؟ (۱۷۷)

إِنِّی لَکُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ (۱۷۸) 

من برای شما پیامبر امینی هستم. (۱۷۸)

فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِیعُونِ (۱۷۹) 

پس تقوای خدا را داشته باشید و مرا اطاعت کنید. (۱۷۹)

وَمَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِیَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِینَ (۱۸۰) 

و من از شما مزدی درخواست نمی کنم. اجر من جز بر پروردگار جهانیان نمی باشد. (۱۸۰)

أَوْفُوا الْکَیْلَ وَلَا تَکُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِینَ (۱۸۱) 

پیمانه را کامل کنید و از ضرر زنندگان به دیگران نباشید. (۱۸۱)

وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِیمِ(۱۸۲) 

و با ترازوی درست وزن کنید. (۱۸۲)

وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیَاءهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ (۱۸۳)‏

و به مردم چیزهائی که می دهید، کم ندهید و بی باکانه در زمین فساد ننمائید. (۱۸۳)

برداشت از آیات ۱۸۳ – ۱۷۶

قضیه حضرت شعیب علیه السلام

سالک الی اللّه باید به قدری در صراط مستقیم دقیقا حرکت کند که اگر چیزی به دیگری می فروشد کم ندهد و آن قدر هم افراط نکند که ضرر کند بلکه با ترازوی صحیحی جنس را بکشد و به مردم کم فروشی نکند که ممکن است به خاطر این عمل جزء فساد کنندگان در روی زمین باشد.

وَاتَّقُوا الَّذِی خَلَقَکُمْ وَالْجِبِلَّهَ الْأَوَّلِینَ(۱۸۴) 

و تقوای خدائی را که شما و جمعیتهای قبلی را خلق کرده، داشته باشید. (۱۸۴)

قَالُوا إِنَّمَا أَنتَ مِنَ الْمُسَحَّرِینَ (۱۸۵) 

گفتند: جز این نیست که تو از سحر شده ها هستی. (۱۸۵)

وَمَا أَنتَ إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُنَا وَإِن نَّظُنُّکَ لَمِنَ الْکَاذِبِینَ (۱۸۶) 

و تو جز بشری مثل ما نیستی و بلکه ما گمان می کنیم که تو از دروغگویان باشی. (۱۸۶)

فَأَسْقِطْ عَلَیْنَا کِسَفاً مِّنَ السَّمَاءِ إِن کُنتَ مِنَ الصَّادِقِینَ (۱۸۷) 

پس از آسمان بر سر ما سنگهائی ببار، اگر از راستگویانی. (۱۸۷)

قَالَ رَبِّی أَعْلَمُ بِمَا تَعْمَلُونَ (۱۸۸) 

گفت: پروردگار من داناتر است به آنچه شما می کنید. (۱۸۸)

فَکَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذَابُ یَوْمِ الظُّلَّهِ إِنَّهُ کَانَ عَذَابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ (۱۸۹) 

پس او را تکذیب کردند و عذاب روز سایه (ابری با صاعقه) آنها را گرفت. قطعا آن، عذابِ روز بزرگی بود. (۱۸۹)

إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَهً وَمَا کَانَ أَکْثَرُهُم مُّؤْمِنِینَ (۱۹۰) 

قطعا در آن نشانه ای است و اکثر آنها مؤمن نبودند. (۱۹۰)

برداشت از آیات ۱۹۰ – ۱۸۴

تقوای الهی

سالک الی اللّه باید تقوای الهی را در همه کار رعایت کند و به اولیاء خدا و انبیاء جسارت نکند و آنها را مانند سایرین که اکثرا دروغ می گویند نداند که به عذاب بزرگی مبتلا می شود.

وَإِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ (۱۹۱) 

و قطعا پروردگار تو همان عزیز مهربان است. (۱۹۱)

«درباره نزول قرآن»

وَإِنَّهُ لَتَنزِیلُ رَبِّ الْعَالَمِینَ (۱۹۲) 

و قطعا قرآن از طرف پروردگار عالمیان نازل شده است. (۱۹۲)

نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ (۱۹۳) 

روح الامین آن را نازل نموده است. (۱۹۳)

عَلَى قَلْبِکَ لِتَکُونَ مِنَ الْمُنذِرِینَ (۱۹۴) 

بر قلب تو، تا تو از بیم دهندگان باشی. (۱۹۴)

بِلِسَانٍ عَرَبِیٍّ مُّبِینٍ (۱۹۵) 

به زبان عربی آشکاری (نازل نموده). (۱۹۵)

وَإِنَّهُ لَفِی زُبُرِ الْأَوَّلِینَ (۱۹۶) 

و قطعا وصف آن در کتابهای گذشتگان بوده است. (۱۹۶)

أَوَلَمْ یَکُن لَّهُمْ آیَهً أَن یَعْلَمَهُ عُلَمَاء بَنِی إِسْرَائِیلَ (۱۹۷) 

آیا آن برای آنها نشانه ای نبوده است که علمای بنی اسرائیل آن را می دانند؟(۱۹۷)

وَلَوْ نَزَّلْنَاهُ عَلَى بَعْضِ الْأَعْجَمِینَ (۱۹۸) 

و اگر ما قرآن را بر بعضی از عجمها نازل می کردیم. (۱۹۸)

فَقَرَأَهُ عَلَیْهِم مَّا کَانُوا بِهِ مُؤْمِنِینَ (۱۹۹) 

پس او آن را بر آنها می خواند، آنها به او ایمان نمی آوردند. (۱۹۹)

کَذَلِکَ سَلَکْنَاهُ فِی قُلُوبِ الْمُجْرِمِینَ (۲۰۰) 

این چنین قرآن را در دلهای گنهکاران وارد می کنیم. (۲۰۰)

لَا یُؤْمِنُونَ بِهِ حَتَّى یَرَوُا الْعَذَابَ الْأَلِیمَ (۲۰۱) 

ولی آنها به قرآن ایمان نمی آورند تا عذاب دردناک را ببینند. (۲۰۱)

«عذاب ناگهانی»

فَیَأْتِیَهُم بَغْتَهً وَهُمْ لَا یَشْعُرُونَ (۲۰۲)

پس آن عذاب ناگهان به آنها می رسد و آنها فهمش را ندارند. (۲۰۲)

فَیَقُولُوا هَلْ نَحْنُ مُنظَرُونَ (۲۰۳) 

پس می گویند: آیا به ما مهلتی داده می شود؟ (۲۰۳)

أَفَبِعَذَابِنَا یَسْتَعْجِلُونَ (۲۰۴) 

آیا به عذاب ما عجله می کنند؟ (۲۰۴)

أَفَرَأَیْتَ إِن مَّتَّعْنَاهُمْ سِنِینَ (۲۰۵) 

آیا می بینی تو که اگر سالهائی از زندگی بهره مندشان کنیم. (۲۰۵)

ثُمَّ جَاءهُم مَّا کَانُوا یُوعَدُونَ (۲۰۶)‏

سپس آنچه را که وعده داده شده اند برای آنها بیاید. (۲۰۶)

مَا أَغْنَى عَنْهُم مَّا کَانُوا یُمَتَّعُونَ (۲۰۷) 

چیزی آنها را از آنچه بهره مند شده اند، بی نیاز نمی کند. (۲۰۷)

«هیچ جمعیتی هلاک نمی شوند، مگر اینکه پیغمبرانی برای آنها بوده است»

وَمَا أَهْلَکْنَا مِن قَرْیَهٍ إِلَّا لَهَا مُنذِرُونَ (۲۰۸)

و ما هیچ قریه ای را هلاک نکرده ایم، مگر آنکه برای آنها پیامبران ترساننده ای بوده است. (۲۰۸)

ذِکْرَى وَمَا کُنَّا ظَالِمِینَ (۲۰۹) 

تا متذکر شوند و ما هرگز ظالم نبوده ایم. (۲۰۹)

«درباره قرآن»

وَمَا تَنَزَّلَتْ بِهِ الشَّیَاطِینُ (۲۱۰) 

و شیاطین قرآن را نازل نکرده اند. (۲۱۰)

وَمَا یَنبَغِی لَهُمْ وَمَا یَسْتَطِیعُونَ (۲۱۱) 

و این کار برای آنها سزاوار نیست و استطاعتش را هم ندارند. (۲۱۱)

إِنَّهُمْ عَنِ السَّمْعِ لَمَعْزُولُونَ (۲۱۲) 

قطعا آنها از شنیدن وحی معزولند. (۲۱۲)

«دستوراتی به رسول اکرم صلی الله علیه و آله »

فَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهاً آخَرَ فَتَکُونَ مِنَ الْمُعَذَّبِینَ (۲۱۳) 

هیچ خدای دیگری را با خدا نخوان که تو از عذاب شدگان خواهی بود. (۲۱۳)

وَأَنذِرْ عَشِیرَتَکَ الْأَقْرَبِینَ (۲۱۴)

و اقوام نزدیکت را (از آینده بدشان که ممکن است داشته باشند) بترسان. (۲۱۴)

وَاخْفِضْ جَنَاحَکَ لِمَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ (۲۱۵) 

و برای مؤمنینی که از تو پیروی می کنند، خفض جناح و تواضع کن.(۲۱۵)

فَإِنْ عَصَوْکَ فَقُلْ إِنِّی بَرِیءٌ مِّمَّا تَعْمَلُونَ (۲۱۶) 

پس اگر تو را عصیان کردند، بگو: من از آنچه می کنید، بیزارم. (۲۱۶)

وَتَوَکَّلْ عَلَى الْعَزِیزِ الرَّحِیمِ (۲۱۷) 

و بر عزیز مهربان توکل کن. (۲۱۷)

برداشت از آیات ۲۱۷ – ۲۱۴

هدایت اقوام و نزدیکان

سالک الی اللّه باید در راه هدایت اقوام و نزدیکانش کوشا باشد و در مقابل کسانی که حرف او را گوش می دهند کوچکی کند و توکل بر خدای عزیز مهربان داشته باشد.

الَّذِی یَرَاکَ حِینَ تَقُومُ (۲۱۸) 

آن کسی که وقتی می ایستی تو را می بیند.(۲۱۸)

وَتَقَلُّبَکَ فِی السَّاجِدِینَ (۲۱۹) 

و گذشت و گذار تو را در میان سجده کنندگان مشاهده می کند. (۲۱۹)

إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ (۲۲۰)

قطعا او شنوای دانائی است. (۲۲۰)

هَلْ أُنَبِّئُکُمْ عَلَى مَن تَنَزَّلُ الشَّیَاطِینُ (۲۲۱) 

آیا به شما خبر دهم که شیاطین بر چه کسی نازل می شوند؟ (۲۲۱)

تَنَزَّلُ عَلَى کُلِّ أَفَّاکٍ أَثِیمٍ (۲۲۲) 

بر هر تهمت زن گنهکاری نازل می گردند. (۲۲۲)

یُلْقُونَ السَّمْعَ وَأَکْثَرُهُمْ کَاذِبُونَ(۲۲۳) 

گوش به شنیدنیها می دهند و اکثر آنها دروغ می گویند. (۲۲۳)

وَالشُّعَرَاء یَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ (۲۲۴) 

و شاعران را گمراهان پیروی می کنند. (۲۲۴)

أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِی کُلِّ وَادٍ یَهِیمُونَ (۲۲۵) 

آیا نمی بینی که قطعا آنها در هر وادی، سرگردان فرو می روند؟ (۲۲۵)

وَأَنَّهُمْ یَقُولُونَ مَا لَا یَفْعَلُونَ(۲۲۶) 

و قطعا آنها آنچه را که می گویند، عمل نمی کنند. (۲۲۶)

إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَذَکَرُوا اللَّهَ کَثِیراً وَانتَصَرُوا مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُوا وَسَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنقَلَبٍ یَنقَلِبُونَ (۲۲۷)

مگر کسانی که ایمان آورده باشند و اعمال شایسته کرده باشند و یاد خدا را زیاد کرده باشند و بعد از آنکه ظلم به آنها شده باشد، طلب یاری کرده باشند و زود است کسانی که ظلم کرده اند، بدانند که آنها به چگونه بازگشتی بر می گردند.(۲۲۷)

برداشت از آیات ۲۲۷ – ۲۲۱

اغوای شیطان

سالک الی اللّه باید با خبر باشد که شیطان بر چه افرادی نزول می کند و چه مردمی را بیشتر گول می زند:

اوّل: بر کسی که به دیگران تهمت می زند.

دوّم: بر کسی که به شنیدنی ها گوش می دهد که اکثر شنیدنیها دروغ است.

سوّم: شعرایی که از گمراهان پیروی می کنند و علامتش این است که آنها به هر وادی سرگردانی وارد می شوند.

چهارم: کسانی که به آن چه می گویند عمل نمی کنند و اگر ایمان به خدا و روز قیامت بیاورند و عمل صالح کنند و زیاد به یاد خدا باشند و از خدا در مقابل ظلمی که شیطان و شیطان سیرتان به آنها می کنند، کمک بخواهند، خدا ظالمین را منقلب می کند و خدا به آنها می فهماند که نتیجه ظلمشان چه بوده است.

0 پاسخ

پاسخ دهید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
مشارکت رایگان.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *